الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم


عضو شوید


نام کاربری
رمز عبور

:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری
رمز عبور
تکرار رمز
ایمیل
کد تصویری
به وبلاگ من خوش آمدید
براي اطلاع از آپيدت شدن وبلاگ در خبرنامه وبلاگ عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود



یا زهراء سلام الله علیها

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

اَلسَّلامُ عَلَیکمْ یا اَهْلَ بَیتِ النُّبُوَّة

الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم

الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم

امام صادق علیه السلام:

بندگان ســـه گـــروه اند: گروهى خدا را از سرِ هـراس مى پرستند كه اين پرستش بردگان است و گروهى او را برای پاداش مى پــرستند كه ايــن پـرستش مزدوران است و گروهى‌خداوند را به سبب محبّت به‌او میپرستند كه‌ اين ‌پرستش آزادگان و برترين پرستش است. الكافی: ج 2 ص 84

الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم

تفسیر سوره مبارکه نساء آیات ۱۶۳تا۱۶۶

۱۶۳ إِنّا أَوْحَيْنا إِلَيْكَ كَما أَوْحَيْنا إِلى نُوح وَ النَّبِيِّينَ مِنْ بَعْدِهِ وَ أَوْحَيْنا إِلى إِبْراهيمَ وَ إِسْماعيلَ وَ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ وَ الأَسْباطِ وَ عيسى وَ أَيُّوبَ وَ يُونُسَ وَ هارُونَ وَ سُلَيْمانَ وَ آتَيْنا داوُدَ زَبُوراً ۱۶۴ وَ رُسُلاً قَدْ قَصَصْناهُمْ عَلَيْكَ مِنْ قَبْلُ وَ رُسُلاً لَمْ نَقْصُصْهُمْ عَلَيْكَ وَ كَلَّمَ اللّهُ مُوسى تَكْليماً ۱۶۵ رُسُلاً مُبَشِّرينَ وَ مُنْذِرينَ لِئَلاّ يَكُونَ لِلنّاسِ عَلَى اللّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ وَ كانَ اللّهُ عَزيزاً حَكيماً ۱۶۶ لكِنِ اللّهُ يَشْهَدُ بِما أَنْزَلَ إِلَيْكَ أَنْزَلَهُ بِعِلْمِهِ وَ الْمَلائِكَةُ يَشْهَدُونَ وَ كَفى بِاللّهِ شَهيداً

ترجمه
۱۶۳ ـ ما به تو وحى فرستاديم; همان گونه كه به نوح و پيامبران بعد از او وحى فرستاديم; و (نيز) به ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب و اسباط (بنى اسرائيل) و عيسى و ايوب و يونس و هارون و سليمان وحى نموديم; و به داود زبور داديم. ۱۶۴ ـ و پيامبرانى كه سرگذشت آنها را پيش از اين، براى تو باز گفته ايم; و پيامبرانى كه سرگذشت آنها را بيان نكرده ايم; و خداوند با موسى سخن گفت. (و اين امتياز، از آنِ او بود). ۱۶۵ـ پيامبرانى كه بشارت دهنده و بيم دهنده بودند، تا بعد از اين پيامبران، حجتى براى مردم بر خدا باقى نماند، (و بر همه اتمام حجت شود;) و خداوند، توانا و حكيم است. ۱۶۶ـ ولى خداوند گواهى مى دهد به آنچه بر تو نازل كرده; كه از روى علمش نازل كرده است; و فرشتگان (نيز) گواهى مى دهند; هر چند گواهى خدا كافى است.

تفسیر
در آيات گذشته خوانديم كه يهود در ميان پيامبران خدا تفرقه مى افكندند، بعضى را تصديق و بعضى را انكار مى كردند، آيات مورد بحث، بار ديگر به آنها چنين پاسخ مى گويد و موقعيت انبياء گذشته را تثبيت مى نمايد: «ما بر تو وحى فرستاديم همان طور كه بر نوح و پيامبران بعد از او وحى فرستاديم، و بر ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب و پيامبرانى كه از فرزندان يعقوب بودند و عيسى و ايوب و يونس و هارون و سليمان وحى نموديم و به داود كتاب زبور داديم» (إِنّا أَوْحَيْنا إِلَيْكَ كَما أَوْحَيْنا إِلى نُوح وَ النَّبِيِّينَ مِنْ بَعْدِهِ وَ أَوْحَيْنا إِلى إِبْراهيمَ وَ إِسْماعيلَ وَ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ وَ الأَسْباطِ وَ عيسى وَ أَيُّوبَ وَ يُونُسَ وَ هارُونَ وَ سُلَيْمانَ وَ آتَيْنا داوُدَ زَبُوراً). پس چرا در ميان اين پيامبران بزرگ تفرقه مى افكنيد در حالى كه همگى در يك مسير گام بر مى داشتند؟! و ممكن است آيه فوق ناظر به گفتار مشركان و بت پرستان عرب باشد كه از نزول وحى بر پيامبر(صلى الله عليه وآله) تعجب مى كردند; زيرا آيه مى گويد: چه جاى تعجب است مگر وحى بر پيامبران پيشين نازل نشد؟!
پس از آن در آيه بعد اضافه مى كند: پيامبرانى كه وحى بر آنان نازل گرديد منحصر به اينها نبودند، بلكه «پيامبران ديگرى كه قبلاً سرگذشت آنها را براى تو بيان كرده ايم و پيامبرانى را كه هنوز سرگذشت آنها را شرح نداده ايم همگى همين مأموريت را داشتند و وحى الهى بر آنها نازل گرديد» (وَ رُسُلاً قَدْ قَصَصْناهُمْ عَلَيْكَ مِنْ قَبْلُ وَ رُسُلاً لَمْ نَقْصُصْهُمْ عَلَيْكَ). و از اين بالاتر «خداوند رسماً با موسى(عليه السلام) سخن گفت» (وَ كَلَّمَ اللّهُ مُوسى تَكْليماً).
بنابراين، رشته وحى هميشه در ميان بشر بوده، چگونه ممكن است ما افراد انسان را بدون راهنما و رهبر بگذاريم و در عين حال براى آنها مسئوليت و تكليف قائل شويم؟! لذا در آيه بعد مى افزايد: «ما اين پيامبران را بشارت دهنده و انذاركننده قرار داديم، تا به رحمت و پاداش الهى، مردم را اميدوار سازند و از كيفرهاى او بيم دهند، تا اتمام حجت بر آنها شود و بهانه اى نداشته باشند» (رُسُلاً مُبَشِّرينَ وَ مُنْذِرينَ لِئَلاّ يَكُونَ لِلنّاسِ عَلَى اللّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ). خداوند برنامه ارسال اين رهبران را دقيقاً تنظيم و اجرا نموده، چرا چنين نباشد؟! با اين كه: «او بر همه چيز توانا و حكيم است» (وَ كانَ اللّهُ عَزيزاً حَكيماً). «حكمت او» ايجاب مى كند كه اين كار عملى شود، و «قدرت او»، راه را هموار مى سازد; زيرا عدم انجام يك برنامه صحيح، يا به علت عدم حكمت و دانائى است،و يا به خاطر عدم قدرت، در حالى كه هيچ يك از اين نقائص در ذات پاك او وجود ندارد.

و در آخرين آيه به پيامبر دلدارى و قوت قلب مى بخشد كه اگر اين جمعيت نبوت و رسالت تو را انكار كردند اهميتى ندارد; زيرا: «خداوند گواه چيزى است كه بر تو نازل كرده است» (لكِنِ اللّهُ يَشْهَدُ بِما أَنْزَلَ إِلَيْكَ). و البته انتخاب تو براى اين منصب بى حساب نبوده، بلكه «اين آيات را از روى علم به لياقت و شايستگى تو براى اين مأموريت، نازل كرده است» (أَنْزَلَهُ بِعِلْمِهِ). اين جمله، ممكن است ناظر به معنى ديگرى نيز باشد كه آنچه بر تو نازل شده از درياى بى پايان علم الهى سرچشمه مى گيرد و محتواى آنها گواه روشنى بر اين است كه از علم او سرچشمه گرفته. بنابراين، شاهد صدق دعوى تو در متن اين آيات ثبت است و نيازى به دليل ديگر نيست. چگونه ممكن است يك فرد درس نخوانده، بدون اتكا به علم الهى كتابى بياورد كه مشتمل بر عالى ترين تعليم ها، فلسفه ها، قانون ها و دستورهاى اخلاقى و برنامه هاى اجتماعى باشد؟! و در پايان اضافه مى كند: نه تنها خداوند گواهى بر حقانيت تو مى دهد، بلكه «فرشتگان پروردگار نيز گواهى مى دهند; اگر چه گواهى خدا كافى است» (وَ الْمَلائِكَةُ يَشْهَدُونَ وَ كَفى بِاللّهِ شَهيداً).
1 ـ بعضى از مفسران از جمله «اِنّا أَوْحَيْنا اِلَيْكَ كَما أَوْحَيْنا...» چنين استفاده كرده اند كه: قرآن مى خواهد اين نكته را به پيامبر(صلى الله عليه وآله) اعلام كند كه در آئين تو تمام امتيازاتى كه در آئين هاى گذشته بوده جمع است، و «آنچه خوبان همه دارند تو تنها دارى». در بعضى از روايات اهل بيت(عليهم السلام) نيز اشاره به اين معنى شده است و الهام مفسران در اين قسمت در حقيقت به كمك اين گونه روايات بوده.
2 ـ در آيات فوق مى خوانيم: «زبور» از كتب آسمانى است كه خداوند به «داود» (عليه السلام) داده است، اين سخن با آنچه معروف و مسلّم است كه پيامبران «اولوا العزم» كه داراى كتاب آسمانى و آئين جديد بوده اند پنج نفر بيشتر نيستند، منافات ندارد; زيرا همان طور كه از آيات قرآن و روايات اسلامى استفاده مى شود كتب آسمانى كه بر پيامبران نازل گرديد، دو گونه بود: نخست كتاب هائى كه احكام تشريعى در آن بود و اعلام آئين جديد مى كرد، اينها پنج كتاب بيشتر نبود كه بر پنج پيامبر اولوا العزم نازل گرديد. و ديگر كتاب هائى بود كه احكام تازه در بر نداشت، بلكه مشتمل بر نصايح، اندرزها، راهنمائى ها، توصيه و دعاها بود و كتاب «زبور» از اين دسته بود ـ هم اكنون كتاب «مزامير داود» يا «زبور داود» كه ضمن كتب «عهد قديم» مذكور است، نيز گواه اين حقيقت مى باشد. گرچه اين كتاب همانند ساير كتب «عهد جديد و قديم» از تحريف، مصون نمانده، ولى مى توان گفت: تا حدودى شكل خود را حفظ كرده است. اين كتاب مشتمل بر صد و پنجاه فصل است كه هر كدام «مزمور» ناميده مى شود، و سراسر، شكل اندرز، دعا و مناجات دارد. در روايتى از «ابوذر» نقل شده كه از رسول خدا(صلى الله عليه وآله) پرسيدم: عدد پيامبران چند نفر بودند؟ فرمود: يكصد و بيست و چهار هزار نفر. پرسيدم: رسولان از ميان آنها چند نفر بودند؟ فرمود: سيصد و سيزده نفر و بقيه تنها پيامبر بودند... «ابوذر» مى گويد: پرسيدم كتاب هاى آسمانى كه بر آنها نازل شد چند كتاب بود؟ پيامبر(صلى الله عليه وآله) فرمود: صد و چهار كتاب، ده كتاب بر آدم(عليه السلام)، پنجاه كتاب بر شيث، سى كتاب بر ادريس، و ده كتاب بر ابراهيم (كه مجموعاً يك صد كتاب مى شود) و تورات و انجيل و زبور و قرآن 3 ـ «اسباط» جمع «سبط» (بر وزن سبد) به معنى طوائف بنى اسرائيل است ولى در اينجا منظور پيامبرانى است كه از آن قبائل مبعوث شده اند.
ـ چگونگى نزول وحى بر پيامبران مختلف بوده: گاهى از طريق نزول فرشته وحى. گاهى از طريق الهام به قلب. و گاهى از طريق شنيدن صدا، به اين ترتيب كه خداوند امواج صوتى را در فضا و اجسام مى آفريده و از اين طريق با پيامبرش صحبت مى كرده. از كسانى كه اين امتياز را به روشنى داشته، موسى بن عمران(عليه السلام) بود كه گاهى امواج صوتى را از لابلاى «شجره وادى ايمن» و گاهى در كوه «طور» مى شنيد، و لذا لقب «كليم اللّه» به موسى(عليه السلام) داده شده است و شايد ذكر موسى(عليه السلام) در آيات فوق به صورت جداگانه به خاطر همين امتياز بوده است.

کانال فضیلتها

https://t.me/fazylatha

کانال طاووس الجَنَّه:

https://t.me/tavoosoljannah

کانال شَرحِ سِرّ ( تماشاگه راز):

https://t.me/sharheser

پایگاه اطلاع‌رسانی سید ابراهیم رئیسی:

https://raisi.ir/

الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم

پيامبر اکرم(صلي الله عليه و آله):

هركَس بسم اللّه الرحمن الرحيم را قرائت كند خداوند به ازاى هر حرفِ آن چهار هزارحسنه برايش مى نويسد و چهار هزار گناه از او پاك مى كند و چهار هزار درجه او رابالا مى برد.

بحارالأنوار ، ج 92 ، ص 258

الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم

تفسیر سوره مبارکه نساء آیات ۱۶۷تا۱۶۹

۱۶۷ إِنَّ الَّذينَ كَفَرُوا وَ صَدُّوا عَنْ سَبيلِ اللّهِ قَدْ ضَلُّوا ضَلالاً بَعيداً ۱۶۸ إِنَّ الَّذينَ كَفَرُوا وَ ظَلَمُوا لَمْ يَكُنِ اللّهُ لِيَغْفِرَ لَهُمْ وَ لا لِيَهْدِيَهُمْ طَريقاً ۱۶۹إِلاّ طَريقَ جَهَنَّمَ خالِدينَ فيها أَبَداً وَ كانَ ذلِكَ عَلَى اللّهِ يَسيراً

ترجمه
۱۶۷ ـ كسانى كه كافر شدند، و (مردم را) از راه خدا باز داشتند، در گمراهى دورى گرفتار شده اند. ۱۶۸ـ كسانى كه كافر شدند، و (به خود و ديگران) ستم كردند، هرگز خدا آنها را نخواهد بخشيد، و آنان را به هيچ راهى هدايت نخواهد كرد. ۱۶۹ ـ مگر به راه دوزخ! كه جاودانه در آن خواهند ماند; و اين كار براى خدا آسان است!

تفسیر
در آيات گذشته بحث هائى درباره افراد بى ايمان و با ايمان ذكر شده بود، در اين آيات، به دسته اى ديگر اشاره مى كند كه بدترين نوع كفر را انتخاب كردند. آنها كسانى هستند كه علاوه بر گمراهى خود، كوشش براى گمراه ساختن ديگران مى كنند. آنها كسانى هستند كه هم بر خود ستم روا مى دارند و هم بر ديگران; زيرا نه خود راه هدايت را پيموده اند و نه مى گذارند ديگران اين راه را بپيمايند. لذا در نخستين آيه مى فرمايد: «كسانى كه كافر شدند و مردم را از گام گذاشتن در راه خدا مانع گشتند، در گمراهى دور و درازى گرفتار شده اند» (إِنَّ الَّذينَ كَفَرُوا وَ صَدُّوا عَنْ سَبيلِ اللّهِ قَدْ ضَلُّوا ضَلالاً بَعيداً). چرا اين دسته دورترين افراد از جاده حقند؟! زيرا افرادى كه مبلّغان ضلالتند، بسيار بعيد به نظر مى رسد دست از راهى كه خود به سوى آن دعوت مى كنند بردارند. آنها كفر را با لجاجت و عناد آميخته و در بيراهه اى گام گذاشته اند كه از راه حق بسيار فاصله دارد.
در آيه بعد اضافه مى فرمايد: آنها كه كافر شدند و ستم كردند، هم ستم به حق كردند كه آنچه شايسته آن بود انجام ندادند، هم ستم به خويش كه خود را از سعادت محروم ساختند و در درّه ضلالت سقوط كردند و هم به ديگران ستم كردند كه آنها را از راه حق باز داشتند. چنين افرادى هرگز مشمول آمرزش پروردگار نخواهند شد و خداوند آنها را به هيچ راهى جز راه جهنم هدايت نمى كند، لذا مى فرمايد: «كسانى كه كافر شدند و ستم نمودند، هرگز خدا آنها را نخواهد بخشيد و آنها را هدايت نخواهد كرد» (إِنَّ الَّذينَ كَفَرُوا وَ ظَلَمُوا لَمْ يَكُنِ اللّهُ لِيَغْفِرَ لَهُمْ وَ لا لِيَهْدِيَهُمْ طَريقاً).
در آخرين آيه مى فرمايد: «خدا اين افراد را جز به سمت و طريق جهنم هدايت نخواهد كرد» (إِلاّ طَريقَ جَهَنَّمَ). و مى افزايد: «آنها براى هميشه در دوزخ مى مانند» (خالِدينَ فيها أَبَداً). آنها بايد بدانند كه اين تهديد الهى صورت مى پذيرد; زيرا: «اين كار براى خدا آسان است و قدرت بر آن دارد» (وَ كانَ ذلِكَ عَلَى اللّهِ يَسيراً). همان طور كه مشاهد مى كنيم: آيات فوق، درباره اين دسته از كفار و مجازات آنها، تأكيد خاصى دارد. از يكسو ضلال آنها را ضلال بعيد مى شمارد. و از سوى ديگر با جمله «لَمْ يَكُنِ اللّهُ...» چنين مى فهماند كه آمرزش آنها هرگز شايسته مقام خدا نيست. و باز از سوى ديگر، تعبير به «خلود» و تأكيد آن با كلمه «أَبَداً» همه به خاطر اين است كه آنها علاوه بر گمراه بودن، كوشش در گمراهى ديگران دارند و اين مسئوليت عظيمى است.

کانال فضیلتها

https://t.me/fazylatha

کانال طاووس الجَنَّه:

https://t.me/tavoosoljannah

کانال شَرحِ سِرّ ( تماشاگه راز):

https://t.me/sharheser

پایگاه اطلاع‌رسانی سید ابراهیم رئیسی:

https://raisi.ir/

الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم

 مومن

امام رضا علیه السلام فرمودند:

مؤمن نيست كسى مگر اينكه سه رفتار در او باشد روشى‏ از خدا و سنتى از پيغمبر خدا و آئينى از ولى خدا،

1 اما روشى از خدا پوشاندن اسرار است خداوند در قرآن مى ‏فرمايد عالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلى‏ غَيْبِهِ أَحَداً إِلَّا مَنِ ارْتَضى‏ مِنْ رَسُولٍ

2 و روشى از پيغمبر خدا مداراى با مردم بود و خداوند پيغمبر خود را با سازش و راه آمدن با مردم سفارش كرد و فرمود خُذِ الْعَفْوَ وَ أْمُرْ بِالْعُرْفِ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْجاهِلِينَ

3 اما آئين ولىّ خدا صبر در سختى‏ها و بلاها است و خدا مى ‏فرمايد وَ الصَّابِرِينَ فِي الْبَأْساءِ وَ الضَّرَّاءِ

(صفات الشیعة)

الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم

امام صادق (علیه السلام):

ایمان خود را قبل از ظهور تکمیل کنید چون در لحظات ظهور ایمان ها به سختی مورد امتحان و ابتلاء قرار می گیرند.

اصول کافی ج6 ص370

الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم

 امام علی (علیه السلام):

مؤمن، دائم الذکر است، کثیرالفکر است، برنعمت شکرکننده است، و در بلا صبرکننده است.

غرر الحکم ، حکمت 1533

الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم

الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم

الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم

حضرت محمد صلی اللع علیع و آله:

إِنِّي تَارِكٌ فِيكُمُ الثَّقَلَيْنِ مَا إِنْ تَمَسَّكْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا كِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِي أَهْلَ بَيْتِي وَ إِنَّهُمَا لَنْ يَفْتَرِقَا حَتَّى يَرِدَا عَلَيَّ الْحَوْضَ فَانْظُرُوا كَيْفَ تَخْلُفُونِّي فِيهِمَا أَلَا هذا عَذْبٌ فُراتٌ فَاشْرَبُوا وَ هذا مِلْحٌ أُجاجٌ فَاجْتَنِبُوا؛ همانا من در ميان شما دو چيز سنگين و گران ميگذارم، كه اگر بدانها چنگ زنيد هرگز پس از من گمراه نشويد: كتاب خدا و عترت من أهل بيتم، و اين دو از يك ديگر جدا نشوند تا در كنار حوض كوثر بر من درآيند، پس بنگريد چگونه پس از من در باره آن دو رفتار كنيد، آگاه باشيد كه اين (يعنى تمسك بعترت) آب خوشگوار و شيرين است پس بياشاميد، و آن ديگر (يعنى روى برتافتن از ايشان) آب شور و تلخ است و از آن بپرهيزيد

 

الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم

الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم

*****

التماس دعا



:: موضوعات مرتبط: ولایت فقیه , شهید , شهداء مدافع حرم , مسئله مهدویت , ظهور , قرآن کریم , تفسیر سوره مبارکه نساء , احادیث ائمه اطهار (علیهم السلام) , ,
:: برچسب‌ها: امام صادق علیه السلام , بندگان , خدا , هراس , پرستش , بردگان , پاداش , مزدوران , مزدور , محبت , آزادگان , برترین پرستش , وحی , نوح , پیامبران , ابراهیم , اسماعیل , اسحاق , یعقوب , اسباط , بنی اسرائیل , عیسی , ایوب , یونس , هارون , سلیمان , داود , زبور , م , سی , بشارت , بیم , حجت , اتمام حجت , خداوند , توانا , حکیم , گواهی , نازل , علم , فرشتگان , بسم اللّه الرحمن الرحيم , چهار هزار , حسنه , گناه , پاک , درجه , بحارالانوار , کافر , راه خدا , گمراهی , گرفتار , ستم , بخشش , هدایت , تفسیر قرآن , تفسیر قرآن کریم , تفسیر سوره نساء , تفسیر سوره مبارکه نساء , سوره نساء , سوره مبارکه نساء , دوزخ , جاودانه , آسان , مومن , اسرار , پیغمبر خدا , مدارا , مدارا با مردم , سازش , سفارش , صبر , سختی , بلا , امام رضا علیه السلام , ایمان , ظهور , قبل از ظهور , امتحان , ابتلاء , اصول کافی , دائم الذکر , کثیرالفکر , شکر نعمت , صبر بر بلا , شهید مدافع حرم , شهید مهدب صابری , شهید مهدی نوروزی , شهید علی اصغر شیردل , یا زهراء سلام الله علیها , ظهور , امام خامنه ای ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

یا زهراء سلام الله علیها

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

اَلسَّلامُ عَلَیکمْ یا اَهْلَ بَیتِ النُّبُوَّة

الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم

الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم

بسم الله الرحمن الرحیم

کلام روز[۱]
گامهای استوار

خود شناسی مقدمه خدا شناسی است
و کسی که خدا را شناخت، به او جل جلاله ایمان و اعتقاد محکم و پایدار پیدا میکند،
میزان اعتقادتان به خدا باعث میزان اعتمادتان به خدا و باور به توانمندیهای خودتان خواهد شد.!
واگر به خدا اعتماد داشته باشید، خودتان را باور و پایه های زندگیتان مستحکم میشود، و با اتکا به قدرت خدا، خود را نیز قوی می بینید و اعتماد بنفستان بالا میرود،
با اعتماد به خدا،
به خدا محوری و خود باوری خواهید رسید و بر همه امور زندگی فائق خواهید آمد، و[نیازی نخواهید داشت دیگران شما را باور کنند]

با رعایت تقوی و مراقبت و نظم در امور، دین خدا را یاری کنید، تا خدا هم شما را یاری کند،

يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ يَنْصُرْكُمْ وَيُثَبِّتْ أَقْدَامَكُمْ ﴿محمد-۷﴾

اى كسانى كه ايمان آورده‏ ايد اگر خدا را يارى كنيد ياريتان مى ‏كند و گامهايتان را استوار مى دارد (محمد- ۷)

س.م.ر

الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم

تفسیر سوره مبارکه نساء آیات ۱۱۷تا ۱۲۱

۱۱۷ إِنْ يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ إِلاّ إِناثاً وَ إِنْ يَدْعُونَ إِلاّ شَيْطاناً مَريداً ۱۱۸ لَعَنَهُ اللّهُ وَ قالَ لاَ َتَّخِذَنَّ مِنْ عِبادِكَ نَصيباً مَفْرُوضاً ۱۱۹وَ لاَُضِلَّنَّهُمْ وَ لاَُمَنِّيَنَّهُمْ وَ لاَمُرَنَّهُمْ فَلَيُبَتِّكُنَّ آذانَ الأَنْعامِ وَ لاَمُرَنَّهُمْ فَلَيُغَيِّرُنَّ خَلْقَ اللّهِ وَ مَنْ يَتَّخِذِ الشَّيْطانَ وَلِيّاً مِنْ دُونِ اللّهِ فَقَدْ خَسِرَ خُسْراناً مُبيناً ۱۲۰ يَعِدُهُمْ وَ يُمَنِّيهِمْ وَ ما يَعِدُهُمُ الشَّيْطانُ إِلاّ غُرُوراً ۱۲۱ أُولئِكَ مَأْواهُمْ جَهَنَّمُ وَ لا يَجِدُونَ عَنْها مَحيصاً

ترجمه
۱۱۷ـ آنچه غير از خدا مى خوانند، فقط بت هائى است (بى روح)، كه هيچ اثرى ندارد; و (يا) شيطان سركش و ويرانگر است. ۱۱۸ ـ خدا او را از رحمت خويش دور ساخته; و او گفته است: «از بندگان تو، سهم معينى خواهم گرفت. ۱۱۹ ـ و آنها را گمراه مى كنم; و به آرزوها سرگرم مى سازم; و به آنان دستور مى دهم كه (اعمال خرافى انجام دهند، و) گوش چهارپايان را بشكافند، و آفرينش (پاك) خدائى را تغيير دهند! (و فطرت توحيد را به شرك بيالايند!)» و هر كس، شيطان را به جاى خدا ولىّ خود برگزيند، زيان آشكارى كرده است. ۱۲۰ ـ شيطان به آنها وعده ها (ى دروغين) مى دهد; و به آرزوها، سرگرم مى سازد; در حالى كه جز فريب و نيرنگ، به آنها وعده نمى دهد. ۱۲۱ـ آنها (پيروان شيطان) جايگاهشان جهنم است; و هيچ راه فرارى ندارند.

تفسیر
آيه نخست توضيحى است براى حال مشركان، كه در آيه قبل، به سرنوشت شوم آنها اشاره شد و در حقيقت علت گمراهى شديد آنها را بيان كرده، مى گويد: «آنها به قدرى كوتاه فكرند كه خالق و آفريدگار جهان پهناور هستى را رها كرده و در برابر موجوداتى سر تعظيم فرود مى آورند كه كمترين اثر مثبتى ندارند بلكه گاهى همانند شيطان، ويرانگر و گمراه كننده نيز مى باشند» (إِنْ يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ إِلاّ إِناثاً وَ إِنْ يَدْعُونَ إِلاّ شَيْطاناً مَريداً). قابل توجه اين كه: معبودهاى مشركان در اين آيه منحصر به دو چيز شناخته شده: «اناث» و «شيطان مَريد» . «اِناث» جمع «اُنثى» از ماده «اَنـَث» (بر وزن ادب) به معنى موجود نرم و قابل انعطاف است، و لذا هنگامى كه آهن در آتش نرم شود، عرب مى گويد: «أَنَثَ الْحَدِيْدُ» و اگر به جنس زن، اناث و مؤنث گفته مى شود، به خاطر آن است كه جنس لطيف تر و انعطاف پذيرترى است. ولى در اينجا بعضى از مفسران معتقدند: قرآن اشاره به بت هاى معروف قبائل عرب مى كند كه هر كدام براى خود بتى انتخاب كرده، اسم مؤنثى را بر آن نهاده بودند: «اللاّت» به معنى «الهه» مؤنثِ «اللّه»، «عُزّى» مؤنث «أَعزّ» ، و همچنين «منات» ، «اساف» ، «نائله» و مانند آنها، ولى بعضى ديگر از مفسران بزرگ عقيده دارند كه منظور از «اِناث» در اينجا معنى معروف مؤنث نيست، بلكه منظور همان ريشه لغوى آن است، يعنى آنها معبودهائى را مى پرستيدند كه مخلوق ضعيفى بيش نبودند و به آسانى در دست آدمى به هر شكل در مى آمدند، تمام وجودشان تأثر و «انعطاف پذيرى» و تسليم در برابر حوادث بود، و به عبارت روشن تر، موجودهائى كه هيچگونه اراده و اختيارى از خود نداشتند و سرچشمه سود و زيان نبودند. و اما كلمه «مَرِيد» از نظر ريشه لغت از ماده «مرد» (بر وزن زرد) به معنى ريختن شاخ و برگ درخت است و به همين مناسبت به نوجوانى كه هنوز مو در صورتش نروئيده «أَمْرَد» گفته مى شود. بنابراين، «شيطان مَريد»، يعنى شيطانى كه تمام صفات فضيلت از شاخسار وجودش فرو ريخته و چيزى از نقاط قوت در او باقى نمانده است. و يا از ماده «مُرود» (بر وزن سرود) به معنى طغيان و سركشى است يعنى معبود آنها شيطان طغيانگر و ويرانگر است. در حقيقت، قرآن معبودهاى آنها را چنين دسته بندى كرده كه: يك دسته، بى اثرند و بى خاصيت و دسته ديگر، طغيانگرند و ويرانگر و كسى كه در برابر چنين معبودهائى سر تسليم فرود مى آورد در گمراهى آشكار است!
سپس در آيات بعد، اشاره به صفات شيطان، اهداف او و عداوت خاصى كه با فرزندان آدم دارد كرده، قسمت هاى مختلفى از برنامه هاى او را شرح مى دهد و قبل از هر چيز مى فرمايد: «خداوند او را از رحمت خويش دور ساخته» (لَعَنَهُ اللّهُ). و در حقيقت، ريشه تمام بدبختى ها و ويرانگرى هاى او همين دورى از رحمت خدا است كه بر اثر كبر و نخوت دامنش را گرفت. بديهى است چنين موجودى كه بر اثر دورى از خدا از هر گونه خير و خوبى خالى است نمى تواند اثر مفيدى در زندگى ديگران داشته باشد، و ذات نايافته از هستى بخش، چگونه ممكن است هستى آفرين گردد، نه تنها مفيد نخواهد بود، زيان بخش نيز خواهد بود. و مى افزايد: شيطان سوگند ياد كرده كه چند برنامه را اجرا مى كند: نخست اين كه گفته: «از بندگان تو نصيب معينى خواهم گرفت» (وَ قالَ لاَ َتَّخِذَنَّ مِنْ عِبادِكَ نَصيباً مَفْرُوضاً). او مى داند قدرت بر گمراه ساختن همه بندگان خدا ندارد، و تنها افراد هوس باز و ضعيف الايمان و ضعيف الاراده هستند كه در برابر او تسليم مى شوند.

كار ديگرى كه انجام مى دهم اين كه: «آنها را گمراه مى كنم» (وَ لاَ ُضِلَّنَّهُمْ). سومين تلاشى كه مى نمايم اين كه: «با آرزوهاى دور و دراز و رنگارنگ آنها را سرگرم مى سازم» (وَ لاَ ُمَنِّيَنَّهُمْ) چهارمين عمل اين كه: آنها را به اعمال خرافى دعوت مى كنم، از جمله: «فرمان مى دهم كه گوش هاى چهار پايان را بشكافند و يا قطع كنند» (وَ لاَمُرَنَّهُمْ فَلَيُبَـتِّكُنَّ آذانَ الأَنْعامِ). و اين اشاره به يكى از اعمال زشت جاهلى است كه در ميان بت پرستان رايج بود كه گوش بعضى از چهارپايان را مى شكافتند و يا به كلى قطع مى كردند و سوار شدن بر آن را ممنوع مى دانستند و هيچگونه از آن استفاده نمى نمودند. و پنجمين برنامه اين كه: «آنها را وادار مى سازم كه آفرينش پاك خدائى را تغيير دهند» (وَ لاَمُرَنَّهُمْ فَلَيُغَيِّرُنَّ خَلْقَ اللّهِ). اين جمله اشاره به آن است كه: خداوند در نهاد اوّلى انسان، توحيد، يكتاپرستى و هر گونه صفت و خوى پسنديده اى را قرار داده است ولى وسوسه هاى شيطانى و هوا و هوس ها انسان را از اين مسير صحيح منحرف مى سازد و به بيراهه ها مى كشاند، شاهد اين سخن آيه 30 سوره «روم» است، كه مى فرمايد: فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّيْنِ حَنِيْفاً فِطْرَةَ اللّهِ الَّتِى فَطَرَ النّاسَ عَلَيْها لا تَبْدِيْلَ لِخَلْقِ اللّهِ ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ: «روى خود را متوجه آئين خالص توحيد كن همان سرشتى كه خداوند از آغاز، مردم را بر آن قرار داده و اين آفرينشى است كه نبايد تبديل گردد اين است دين صاف و مستقيم». از امام باقر و امام صادق(عليهما السلام) نيز نقل شده كه: منظور از آن، تغيير فطرت توحيد و فرمان خدا است و اين ضرر غير قابل جبرانى است كه شيطان بر پايه سعادت انسان مى زند; زيرا حقايق و واقعيات را با يك سلسله اوهام و وساوس، قلب مى كند و به دنبال آن سعادت به شقاوت تبديل مى گردد. و در پايان، يك اصل كلى را بيان كرده، مى فرمايد: «هر كس شيطان را به جاى خداوند به عنوان ولىّ و سرپرست خود انتخاب كند، زيان آشكارى كرده» (وَ مَنْ يَتَّخِذِ الشَّيْطانَ وَلِيّاً مِنْ دُونِ اللّهِ فَقَدْ خَسِرَ خُسْراناً مُبيناً).
در آيه بعد، به دو نكته كه به منزله دليل براى مطلب سابق است بيان شده، مى فرمايد: «شيطان پيوسته به آنها وعده هاى دروغين مى دهد، و به آرزوهاى دور و دراز سرگرم مى كند، ولى جز فريب و خدعه، كارى براى آنها انجام نمى دهد» (يَعِدُهُمْ وَ يُمَنِّيهِمْ وَ ما يَعِدُهُمُ الشَّيْطانُ إِلاّ غُرُوراً)
و در آخرين آيه از آيات مورد بحث، سرنوشت نهائى پيروان شيطان چنين بيان شده: «آنها جايگاهشان دوزخ است و هيچ راه فرارى از آن ندارند» (أُولئِكَ مَأْواهُمْ جَهَنَّمُ وَ لا يَجِدُونَ عَنْها مَحيصاً)

الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم

https://www.aviny.com/hadis-mozooee/hadis-farsi.aspx

السلام علیک یا اباعبدالله الحسین (علیه السلام)

پيامبر صلی الله علیه و آله:

قالَ اللّه‏ُ عَزَّ و َجَلَّ... اِذا قالَ العَبدُ: «بِسمِ اللّه‏ِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ» قالَ اللّه‏ُ ـ جَلَّ جَلالُهُ ـ : بَدَاَ عَبدى بِاسمى، وَ حَقٌّ عَلَىَّ اَن اُتـَمِّمَ لَهُ اُمورَهُ و اُبارِكَ لَهُ فى اَحوالِهِ

خداوند می فرماید: «... هرگاه بنده بگويد: بسم اللّه الرحمن الرحيم، خداى متعال مى‏گويد: بنده من با نام من آغاز كرد. بر من است كه كارهايش را به انجام رسانم و او را در همه حال، بركت دهم».

امالی(صدوق) ص 1774 - عيون اخبار الرضا ج 1 ، ص 300 ، ح 59

 

الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم

کانال فضیلتها

https://t.me/fazylatha

کانال طاووس الجَنَّه:

https://t.me/tavoosoljannah

کانال شَرحِ سِرّ ( تماشاگه راز):

https://t.me/sharheser

پایگاه اطلاع‌رسانی سید ابراهیم رئیسی:

https://raisi.ir/

الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم

*****

التماس دعا



:: موضوعات مرتبط: ولایت فقیه , شهید , شهداء مدافع حرم , مسئله مهدویت , ظهور , قرآن کریم , تفسیر سوره مبارکه نساء , احادیث ائمه اطهار (علیهم السلام) , ,
:: برچسب‌ها: تفسیر سوره مبارکه نساء آیات ۱۱۷تا ۱۲۱ , خدا , بی روح , بت , روح , اثر , شیطان , سرکش , ویرانگر , رحمت , بندگان , سهم , گمراه , آرزو , سرگرم , دستور , خرافی , گوش , چهارپایان , آفرینش , پاک , خدائی , فطرت , توحید , شرک , ولی , زیان , آشکار , زیان آشکار , وعده دروغین , وعده , دروغین , فریب , نیرنگ , پیروان شیطان , جایگاه , جهنم , راه فرار , خودشناسی , خداشناسی , تقوی , قوی , اعتماد به خدا , ایمان , پيامبر صلی الله علیه و آله , بسم اللّه الرحمن الرحيم , خداى متعال , بنده , برکت , یا زهراء سلام الله علیها , ظهور , امام خامنه ای ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

یا زهراء سلام الله علیها

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

اَلسَّلامُ عَلَیکمْ یا اَهْلَ بَیتِ النُّبُوَّة

الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم

نتیجۀ رسیدگی به مشکلات مؤمنین

حضرت امام صادق علیه السلام
أوْحَى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَى دَاوُدَ علیه السلام إِنَّ الْعَبْدَ مِنْ عِبَادِي لَيَأْتِينِي بِالْحَسَنَةِ فَأُدْخِلُهُ الْجَنَّةَ قَالَ يَا رَبِّ وَ مَا تِلْكَ الْحَسَنَةُ قَالَ يُفَرِّجُ عَنِ الْمُؤْمِنِ كُرْبَتَهُ وَ لَوْ بِتَمْرَة ٍ قَالَ فَقَالَ دَاوُدُ علیه السلام حَقٌّ لِمَنْ عَرَفَكَ أَنْ لَا يَنْقَطِعَ رَجَاؤُهُ مِنْكَ

خداوند عزّوجلّ به داود علیه السلام وحی فرمود: بندۀ از میان بندگانم کار نیک می آورد و من او را وارد بهشت می کنم.

عرض کرد: ای پروردگار من! آن کار نیک چیست؟

فرمود: مشکلی از مؤمن حلّ می کند لو به مقدار یک دانۀ خرما.

پس داود عرض کرد: برای کسی که تو را شناخته باشد، سزاوار است که امیدش به تو قطع نشود.

«عیون أخبار الرضا علیه السلام» ج ۱ ص ۳۱۳

الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم

در آغاز سرما خود را بپوشانید ، ودر پایانش آن را دریابید، زیرا با بدن ها همان می کندکه با برگ درختان خواهد کرد: آغازش می سوزاند و پایانش می رویاند.
نهج البلاغه حکمت۱۲۸

الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم

معرفت الله

امام صادق عليه السّلام فرمودند:

اگر مردم مى‏دانستند در معرفت و شناخت خدا چه فضيلتى نهفته است هرگز به رونق زندگى دنيا و نعمتهاى دنيوى كه خداوند به دشمنان خود داده نظر نمى ‏افكندند و دنياى آنها در نگاه ايشان زبونتر از چيزى بود كه آنها زير پاى خود لگد مى‏كنند.

ايشان بهره ‏مند گردند به معرفت و شناخت خداى عزّ و جلّ و بدان شادكام باشند چونان شادكامى كسى كه هميشه در باغهاى بهشت با اولياى خدا به سر مى ‏برد.

همانا شناخت خداى عزّ و جلّ انس بخش هر وحشتى، و يار و همدم هر گونه تنهايى، و روشنا بخش هر ظلمتى و نيرو رسان هر ناتوانى و درمان هر دردى است.

همانا پيش از شما مردمى بودند كه كشته مى‏ گشتند و به آتش كشيده مى‏ شدند و با ارّه تكه تكه مى‏ گشتند و زمين با همه پهناورى بر ايشان تنگ مى‏ شد، و تمام اين شرايط آنها را از باورى كه داشتند بر نمى‏ گرداند،

و كسانى كه بر سر آنها چنين بلاهايى مى‏ آوردند نه به سبب مطالبه خون يا آزارى بود كه از آنها مى‏ ديدند، بلكه از ايشان تنها از آن روى انتقام مى ‏كشيدند كه، بخداوند عزیز حمید، ايمان داشتند.

پس از پروردگارتان درجات ايشان را طلب كنيد و بر ناگواريهاى روزگار خود صبر ورزيد، تا به پيامدهاى تلاش آنها دست پیدا کنید.

الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم

لبیک
نقل است که حضرت موسی علیه السلام در کوه طور در مناجات خود عرض کرد: یا الله العارفین (ای خدای عارفان)
جواب آمد لبیک (یعنی ندای تو را پذیرفتم)
سپس عرض ‍کرد: یا الله المطیعین (ای خدا اطاعت کنندگان) جواب شنید لبیک،
سپس عرض کرد: یا الله العاصین (ای خدای گنهکاران)،
این دفعه سه بار شنید لبیک، لبیک ؛ لبیک .
حضرت موسی علیه السلام عرض کرد: حکمتش چیست که این دفعه سه بار شنیدم که فرمودی لبیک،
به او خطاب شد: عارفان به معرفت خود، و نیکوکاران به کار نیک خود، و مطیعان به اطاعت خود، اعتماد دارند،
ولی گنهکاران، جز به فضل من، پناهی ندارند، اگر از درگاه من ناامید گردند، به درگاه چه کسی پناه ببرند؟

كافي (ط - الإسلامية)، ج‏۸، ص: ۲۴۸

منبع: کانال فضیلتها

https://t.me/fazylatha

الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم

 

الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم

الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم

کانال فضیلتها

https://t.me/fazylatha

کانال طاووس الجَنَّه:

https://t.me/tavoosoljannah

کانال شَرحِ سِرّ ( تماشاگه راز):

https://t.me/sharheser

پایگاه اطلاع‌رسانی سید ابراهیم رئیسی:

https://raisi.ir/service/election

الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم

*****

التماس دعا



:: موضوعات مرتبط: ولایت فقیه , شهید , شهداء مدافع حرم , مسئله مهدویت , ظهور , احادیث ائمه اطهار (علیهم السلام) , ,
:: برچسب‌ها: امام صادق علیه السلام , رسیدگی به مشکلات مؤمنین , رسیدگی , مشکلات , خداوند عزوجل , داود علیه السلام , بندگان , بنده , کار نیک , بهشت , پروردگار , دانه خرما , دانه , خرما , امید , سرما , بدن , برگ درختان , سوزاندن , نهج البلاغه , معرفت الله , معرفت , شناخت خدا , رونق , زندگی دنیا , نعمتهای دنیوی , دشمنان , باغهای بهشت , اولیای خدا , انس , وحشت , روشنابخش , ظلمت , نیرو , ناتوان , درمان , درد , بلا , حمید , عزیز , ایمان , درجات , لبیک , گنه کاران , حضرت موسی علیه السلام , یا زهراء سلام الله علیها , ظهور , امام خامنه ای ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

یا زهراء سلام الله علیها

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

اَلسَّلامُ عَلَیکمْ یا اَهْلَ بَیتِ النُّبُوَّة

الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم

الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم

تقدّم بهشت بر جهنّم در خلقت

حضرت امام باقر علیه السلام
إنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ خَلَقَ الْجَنَّةَ قَبْلَ أَنْ يَخْلُقَ النَّارَ وَ خَلَقَ الطَّاعَةَ قَبْلَ أَنْ يَخْلُقَ الْمَعْصِيَةَ وَ خَلَقَ الرَّحْمَةَ قَبْلَ الْغَضَبِ وَ خَلَقَ الْخَيْرَ قَبْلَ الشَّر

خداوند بهشت را قبل از خلق آتش آفرید؛ و طاعت را قبل از خلق معصیت؛ و رحمت را قبل از غضب؛ و خیر را قبل از شر خلق نمود.

«کافی» ج ۸ ص ۱۴۵

الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم

هر پیشامدی برای مؤمن خیر است

حضرت امام صادق علیه السلام
إنَّ الْمُؤْمِنَ لَوْ أَصْبَحَ لَهُ مَا بَيْنَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ، كَانَ ذلِكَ خَيْراً لَهُ، وَ لَوْ أَصْبَحَ مُقَطَّعاً أَعْضَاؤُهُ، كَانَ ذلِكَ خَيْراً لَهُ

حقّاً اگر حال و روز مؤمن طوری شود که آنچه بین مشرق و مغرب است متعلّق به او باشد، برایش خیر است؛

و اگر اعضای بدنش بریده شود، همین برایش خیر است.

«کافی» ج ۲ ص ۲۴۶

الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم

اميرالمؤمنين امام علی (عليه السلام) :

أوصِيكُمَا بِتَقْوَى اَللَّهِ وَ أَلاَّ تَبْغِيَا اَلدُّنْيَا وَ إِنْ بَغَتْكُمَا وَ لاَ تَأْسَفَا عَلَى شَيْ‏ءٍ مِنْهَا زُوِيَ عَنْكُمَا وَ قُولاَ بِالْحَقِّ وَ اِعْمَلاَ لِلْأَجْرِ وَ كُونَا لِلظَّالِمِ خَصْماً وَ لِلْمَظْلُومِ عَوْناً.

من شما را به تقوا و پرهیزکاری توصیه می کنم و سفارش می کنم در پی زرق و برق دنیا نباشید ، هر چند دنیا به سراغ شما بیاید و بر آنچه از دنیا از دست می دهید تاسف نخورید . سخن حق بگویید و برای اجر و پاداش الهی ( نه برای چشم داشت از مردم ) کار کنید ، همواره دشمن ظالم و یار و مددکار مظلوم باشید.

نهج‌البلاغه ، نامه ۴٧

الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم

علامه طباطبایی(رضوان الله تعالی علیه) :

اگر منع مردم نبود ، بنده از دم مسجد گوهرشاد تا ضریح امام رضا(ع) زمین را میبوسیدم

الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم

امام رضا(علیه السلام)

لا یَستَکملُ عبدٌ حقیقةَ الإیمانِ حتی تکون فیه خصالٌ ثلاثٌ، التَّفَقُّه فی الدین و حُسنُ التَّقدیرِ فی المعیشة والصبرُ علی الرَزایا.

حقیقت ایمان بنده کامل نمی شود مگر در وی سه ویژگی باشد :

فهم دین
اندازه گیری(مدیریت) درست در زندگی
صبر و شکیبایی بر سختیها و گرفتاریها

عیون اخبار الرضا(علیه السلام) ج١، ص ٣٠۵

الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم

تفسیر سوره مبارکه نساء آیات ۶۹ تا ۷۰

۶۹ وَ مَنْ یُطِعِ اللّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِکَ مَعَ الَّذینَ أَنْعَمَ اللّهُ عَلَیْهِمْ مِنَ النَّبِیِّینَ وَ الصِّدِّیقینَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصّالِحینَ وَ حَسُنَ أُولئِکَ رَفیقاً ۷۰ ذلِکَ الْفَضْلُ مِنَ اللّهِ وَ کَفى بِاللّهِ عَلیماً

ترجمه:
۶۹ـ و کسى که خدا و پیامبر را اطاعت کند، (در روز رستاخیز) همنشین کسانى خواهد بود که خدا، نعمت خود را بر آنان تمام کرده; از پیامبران و صدیقان و شهداء و صالحان; و آنها رفیق هاى خوبى هستند! ۷۰ ـ این موهبتى از ناحیه خداست. و کافى است که او، (از حال بندگان، و نیات و اعمالشان) آگاه است.

شان نزول
یکى از صحابه پیامبر(صلى الله علیه وآله) به نام «ثوبان» که نسبت به آن حضرت محبت و علاقه شدیدى داشت، روزى با حال پریشان خدمتش رسید، پیامبر(صلى الله علیه وآله) از سبب ناراحتى او سؤال نمود، در جواب عرض کرد: زمانى که از شما دور مى شوم و شما را نمى بینم ناراحت مى شوم، امروز در این فکر فرو رفته بودم که فرداى قیامت اگر من اهل بهشت باشم، مسلماً در مقام و جایگاه شما نخواهم بود، و بنابراین شما را هرگز نخواهم دید. و اگر اهل بهشت نباشم، که تکلیفم روشن است، بنابراین در هر حال از درک حضور شما محروم خواهم شد، با این حال چرا افسرده نباشم؟! دو آیه فوق نازل شد و به این گونه اشخاص بشارت داد که افراد مطیع پروردگار در بهشت نیز، همنشین پیامبران و برگزیدگان خدا خواهند بود، سپس پیامبر(صلى الله علیه وآله)فرمود: به خدا سوگند، ایمان مسلمانى کامل نمى شود، مگر این که مرا از خود و پدر و مادر و همه بستگان بیشتر دوست داشته باشد. و در برابر گفتار من تسلیم باشد.

تفسیر
در این آیه، یکى دیگر از افتخارات کسانى که مطیع فرمان خدا و پیامبر(صلى الله علیه وآله)باشند، بیان شده، و در حقیقت، امتیازاتى را که در آیات قبل گذشت، تکمیل مى کند و آن همنشینى با کسانى است که خداوند، نعمت خود را بر آنها تمام کرده است، مى فرماید: «کسى که مطیع خدا و رسول او باشد (در رستاخیز) همنشین کسانى خواهد بود که خدا نعمت خود را بر آنان تمام کرده است» (وَ مَنْ یُطِعِ اللّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِکَ مَعَ الَّذینَ أَنْعَمَ اللّهُ عَلَیْهِمْ). و همان طور که در سوره «حمد»، بیان شده است، کسانى مشمول این نعمتند که همواره در جاده مستقیم گام برمى دارند و کوچک ترین انحراف و گمراهى ندارند. آن گاه در توضیح این جمله و بیان کسانى که خداوند نعمت خویش را بر آنها تمام کرده است، به چهار طایفه اشاره مى کند، که در واقع ارکان چهارگانه این موضوع هستند، یعنى «پیامبران، راستگویان، شهیدان و صالحان و اینان رفیق هاى خوبى هستند» (مِنَ النَّبِیِّینَ وَ الصِّدِّیقینَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصّالِحینَ وَ حَسُنَ أُولئِکَ رَفیقاً). بنابراین، گروه هاى چهارگانه عبارتند از: 1 ـ «انبیاء» و فرستادگان مخصوص پروردگار که نخستین گام را براى هدایت و رهبرى مردم و دعوت به صراط مستقیم برمى دارند (مِنَ النَّبِیِّینَ). 2 ـ «راستگویان»، کسانى که هم در سخن راست مى گویند و هم با عمل و کردار صدق گفتار خود را اثبات مى کنند و نشان مى دهند که مدعى ایمان نیستند، بلکه به راستى به فرمان هاى الهى ایمان دارند (وَ الصِّدِّیقینَ). از این تعبیر روشن مى شود: بعد از مقام نبوت، مقامى بالاتر از مقام صدق و راستى نیست، نه تنها راستى در گفتار، که راستى در عمل و کردار که شامل امانت و اخلاص نیز مى گردد; زیرا «امانت» همان صداقت در عمل است، همان طور که «راستگوئى» امانت در گفتار است. و در مقابل آن، هیچ صفت زشتى بعد از کفر بدتر از «دروغ و نفاق و خیانت» در سخن و عمل نیست (باید توجه داشت: «صِدِّیق» صیغه مبالغه است و به معنى کسى است که سر تا پا راستى و درستى است). در بعضى از روایات «صدّیق» به على(علیه السلام) و امامان اهل بیت(علیهم السلام) تفسیر شده است و همان طور که بارها گفته ایم، این گونه تفسیرها بیان مصداق روشن و عالى آیات است و معنى انحصار را نمى رساند. 3 ـ «شهداء» و کشته شدگان در راه هدف و عقیده پاک الهى، و یا افراد برجسته اى که روز قیامت شاهد و گواه اعمال انسان ها هستند (وَ الشُّهَداءِ) 4 ـ «صالحان» و افراد شایسته و برجسته اى که با انجام کارهاى مثبت، سازنده و مفید و پیروى از اوامر انبیاء به مقامات برجسته اى نائل شده اند (وَ الصّالِحینَ). و به همین جهت، در روایات ما «صالحین» به یاران برگزیده ائمه تفسیر شده است، و این نیز همانند آنچه درباره «صدیقین» گذشت، از قبیل بیان فرد شاخص است. نکته اى که یادآورى آن در اینجا لازم مى باشد، این است که: ذکر این مراحل چهارگانه ممکن است اشاره به این معنى باشد که براى ساختن یک جامعه انسانى سالم و شایسته، نخست باید رهبران به حق و انبیاء وارد میدان شوند، به دنبال آنها مبلغان صدیق که قول و عمل آنها با یکدیگر هماهنگ است و اهداف آنها را در همه جا پخش کنند. آن گاه به دنبال این دوران سازندگى فکرى، جمعى در برابر عناصر آلوده و آنهائى که موانع راه حقند، بایستند و قربانى دهند و شهید گردند و محصول این کوشش ها و تلاش ها به وجود آمدن «صالحان» و «اجتماعى پاک و شایسته» است.

روشن است صالحان نیز براى روشن نگاه داشتن مشعل حق نسبت به نسل هاى آینده، همین وظائف سه گانه را انجام خواهند داد، رهبرى مى کنند، تبلیغ مى نمایند، و قربانى مى دهند. ضمناً از آیات فوق، این حقیقت به روشنى استفاده مى شود که: موضوع معاشران خوب و همنشین هاى با ارزش به قدرى اهمیت دارد که حتى در عالم آخرت براى تکمیل نعمت هاى بهشتى این نعمت بزرگ به «مطیعان» ارزانى مى گردد، و آنها علاوه بر همه افتخارات، همنشینانى همچون پیامبران، صدیقان و شهیدان و صالحان خواهند داشت. شاید نیاز به تذکر نداشته باشد که: معاشرت مطیعان با این طوائف چهارگانه مفهومش این نیست که آنها در مقام و مرتبه از هر جهت برابر و مساویند، بلکه در عین معاشرت با یکدیگر، هر کدام سهم خاصى (طبق مقام خود) از مواهب و الطاف خداوند دارند، همان طور که فى المثل درختان، گل ها و گیاهانِ یک باغ در عین این که گرد هم هستند و از نور آفتاب و باران بهره مى برند، بهره هاى آنها همانند ارزش هاى آنها یکسان نیست. سپس در آیه بعد، براى بیان اهمیت این امتیاز بزرگ (همنشینى با برگزیدگان) مى فرماید: «این موهبتى است از ناحیه خدا، و او از حال بندگان و نیات و شایستگى هاى آنها آگاه است» (ذلِکَ الْفَضْلُ مِنَ اللّهِ وَ کَفى بِاللّهِ عَلیماً). البته «ذلِکَ» که اسم اشاره بعید است، در این گونه موارد براى اهمیت و علوّ مقام به کار مى رود.

منبع:

https://t.me/fazylatha

الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم

الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم

الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم

کانال فضیلتها

https://t.me/fazylatha

کانال طاووس الجَنَّه:

https://t.me/tavoosoljannah

کانال شَرحِ سِرّ ( تماشاگه راز):

https://t.me/sharheser

پایگاه اطلاع‌رسانی سید ابراهیم رئیسی:

https://raisi.ir/service/election

الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم

*****

التماس دعا



:: موضوعات مرتبط: ولایت فقیه , شهید , شهداء مدافع حرم , مسئله مهدویت , ظهور , قرآن کریم , تفسیر سوره مبارکه نساء , احادیث ائمه اطهار (علیهم السلام) , شهدای کربلا , محرم | عاشورا , ,
:: برچسب‌ها: تفسیر سوره مبارکه نساء آیات ۶۹ تا ۷۰ , خدا , پیامبر , اطاعت , روز رستاخیز , روز , رستاخیز , همنشین , نعمت , پیامبران , صدیقان , شهیدان , شهداء , صالحان , رفیق , موهبت , بندگان , نیات , اعمال , آگاه , زندگی , مدیریت , صبر , شکیبایی , سختی , گرفتاری , حقیقت ایمان , بنده , تقوا , پرهیزکاری , توصیه , زرق و برق دنیا , اجر , پاداش الهی , دشمن , ظالم , یار , مددکار , مظلوم , مومن , خیر , پیشامد , مشرق , مغرب , اميرالمؤمنين امام علی عليه السلام , امام صادق علیه السلام , امام باقر علیه السلام , بهشت , جهنم , تقدم , یا زهراء سلام الله علیه , ظهور , امام خامنه ای ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تفسیر آیه ۱۹ سوره مبارکه نساء ...
نویسنده : yamahdi788
تاریخ : دو شنبه 15 شهريور 1400

یا زهراء سلام الله علیها

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

اَلسَّلامُ عَلَیکمْ یا اَهْلَ بَیتِ النُّبُوَّة

الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم

قرآن و حدیث

الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم

امام كاظم عليه‌‏السلام:

خداوند در زمين بندگانى دارد كه براى برآوردن نيازهاى‌مردم مى‌كوشند؛ اينان ايمنى يافتگان روز قيامت‏‌اند.

کافى ج ۲، ص ۱۹۷

الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم

تفسیر آیه ۱۹ سوره مبارکه نساء

۱۹ یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا یَحِلُّ لَکُمْ أَنْ تَرِثُوا النِّساءَ کَرْهاً وَ لا تَعْضُلُوهُنَّ لِتَذْهَبُوا بِبَعْضِ ما آتَیْتُمُوهُنَّ إِلاّ أَنْ یَأْتینَ بِفاحِشَة مُبَیِّنَة وَ عاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ فَإِنْ کَرِهْتُمُوهُنَّ فَعَسى أَنْ تَکْرَهُوا شَیْئاً وَ یَجْعَلَ اللّهُ فیهِ خَیْراً کَثیراً

ترجمه
۱۹ ـ اى کسانى که ایمان آورده اید! براى شما حلال نیست که از زنان، از روى اکراه (و ایجاد ناراحتى براى آنها،) ارث ببرید! و آنان را تحت فشار قرار ندهید که قسمتى از آنچه را به آنها داده اید (از مهر)، تملک کنید! مگر این که آنها عمل زشت آشکارى انجام دهند. و با آنان، به طور شایسته رفتار کنید! و اگر از آنها (به جهتى) کراهت داشتید، (فوراً تصمیم به جدائى نگیرید;) چه بسا چیزى خوشایند شما نباشد، و خداوند خیر فراوانى در آن قرار مى دهد!

شان نزول
در تفسیر «مجمع البیان» از امام باقر(علیه السلام) نقل شده که این آیه درباره کسانى نازل گردیده که همسران خود را بدون این که همچون یک همسر با آنها رفتار کنند، نگه مى داشتند، به انتظار این که آنها بمیرند و اموالشان را تملک کنند و از «ابن عباس» نقل شده که: آیه فوق درباره افرادى نازل شده که همسرانشان مهر سنگین داشتند و در عین این که تمایل به ادامه زناشوئى با آنها نداشتند، به خاطر سنگین بودن مهر، حاضر به طلاق آنها نمى شدند، و آنها را تحت فشار قرار مى دادند تا مهرشان را ببخشند و طلاق گیرند جمعى از مفسران براى آیه فوق شأن نزول دیگرى نقل کرده، که متناسب با این آیه نیست، بلکه متناسب با آیه 22 است که ما آن را به خواست خدا در ذیل همان آیه خواهیم آورد.

تفسیر
در آغاز سوره گفتیم آیات این سوره با بسیارى از اعمال نارواى دوران جاهلیت مبارزه مى کند، آیه مورد بحث به چند عادت ناپسند آن دوران اشاره کرده و به مسلمانان هشدار داده که آلوده آنها نشوند: از جمله همان طور که در شأن نزول گفته شد، یکى از رفتارهاى ظالمانه مردان، در دوران جاهلیت این بود که با زنان ثروتمندى که از زیبائى بهره اى نداشتند ازدواج مى کردند، سپس آنها را به حال خود وامى گذاردند، نه آنها را طلاق مى دادند و نه همچون یک همسر با آنها رفتار مى نمودند، به امید این که مرگشان فرا رسد و اموالشان را تملک کنند، مى فرماید: «اى کسانى که ایمان آورده اید! براى شما حلال نیست که از زنان از روى اکراه و ایجاد ناراحتى، ارث ببرید» (یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا یَحِلُّ لَکُمْ أَنْ تَرِثُوا النِّساءَ کَرْهاً). و به این ترتیب، عمل فوق را محکوم ساخته است. و یکى دیگر از عادات نکوهیده آنها این بود که زنان را با وسائل گوناگون، تحت فشار مى گذاشتند تا مهر خود را ببخشند و طلاق گیرند، این کار مخصوصاً بیشتر در موقعى بود که زن مهریه سنگینى داشت، آیه فوق این کار را ممنوع ساخته، مى فرماید: «و آنها را تحت فشار قرار ندهید، به خاطر این که قسمتى از آنچه را به آنها پرداخته اید، تملک کنید» (وَ لا تَعْضُلُوهُنَّ لِتَذْهَبُوا بِبَعْضِ ما آتَیْتُمُوهُنَّ). ولى این حکم استثنائى دارد که در جمله بعد به آن اشاره شده است و آن این که: اگر آنها مرتکب عمل زشت و ننگینى گردند، شوهران مى توانند آنها را تحت فشار قرار دهند، تا مهر خود را حلال کرده و طلاق بگیرند، مى فرماید: «مگر این که آنها عمل زشت آشکارى انجام دهند» (إِلاّ أَنْ یَأْتینَ بِفاحِشَة مُبَیِّنَة). در حقیقت این کار یک نوع مجازات و شبیه گرفتن غرامت در برابر کارهاى نارواى این دسته از زنان بود. آیا منظور از فاحِشَة مُبَیِّنَة: «عمل زشت آشکار» در آیه فوق، خصوص اعمال منافى عفت است، یا هر گونه ناسازگارى شدید؟ در میان مفسران گفتگو است. اما در حدیثى که از امام باقر(علیه السلام) نقل شده، تصریح گردیده: مراد «نشوز» است گر چه مرحوم «طبرسى» مى گوید: اولى این است که هر گونه معصیتى را شامل شود. و بعید نیست منظور هر گونه مخالفت شدید زن، نافرمانى و ناسازگارى را شامل شود، نه هر مخالفت جزئى; زیرا در مفهوم کلمه «فاحشة» اهمیت و فوق العادگى افتاده است و ذکر کلمه «مُبَیِّنَة» نیز آن را تأکید مى کند. سپس دستور معاشرت شایسته و رفتار انسانى مناسب با زنان را صارد مى کند، مى فرماید: «با آنها به طور شایسته معاشرت کنید» (وَ عاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ). و به دنبال آن، اضافه مى کند: حتى اگر به جهاتى از همسران خود رضایت کامل نداشته باشید و بر اثر امورى آنها در نظر شما ناخوشایند باشند، فوراً تصمیم به جدائى و یا بد رفتارى نگیرید و تا آنجا که در قدرت دارید مدارا کنید; زیرا ممکن است شما در تشخیص خود گرفتار اشتباه شده باشید، و آنچه را نمى پسندید خداوند در آن خیر، برکت و سود فراوانى قرار داده باشد، مى فرماید: «و اگر از آنها (به جهتى) کراهت داشتید (فوراً تصمیم به جدائى نگیرید) چه بسا چیزى خوشایند شما نباشد و خداوند خیر فراوانى در آن قرار مى دهد» (فَإِنْ کَرِهْتُمُوهُنَّ فَعَسى أَنْ تَکْرَهُوا شَیْئاً وَ یَجْعَلَ اللّهُ فیهِ خَیْراً کَثیراً). بنابراین، تا کارد به استخوان شما نرسد، سزاوار است معاشرت به معروف و رفتار شایسته را ترک نکنید، به خصوص این که بسیار مى شود همسران درباره یکدیگر گرفتار سوء ظن هاى بى دلیل و حب و بغض هاى بى جهت مى گردند و قضاوت هاى آنها در این حال، غالباً نادرست مى باشد، تا آنجا که خوبى ها در نظرشان بدى و بدى ها در نظرشان خوبى جلوه مى کند، ولى با گذشت زمان و مدارا کردن، تدریجاً حقایق آشکار مى شود. ضمناً باید توجه داشت تعبیر «خَیْراً کَثیراً» در آیه، مفهوم وسیعى دارد که یکى از مصادیق روشن آن فرزندان صالح، با لیاقت و ارزشمند است.

منبع ...:

https://t.me/fazylatha

پیوندها:

کانال طاووس الجَنَّه

کانال شَرحِ سِرّ ( تماشاگه راز)

پایگاه اطلاع‌رسانی سید ابراهیم رئیسی

تفسیر آیاتی از قرآن کریم، حدیث و ...

پوستر حدیثی | احادیث تصویری | عکس نوشته | https://rasekhoon.net/hadith | https://www.aviny.com/hadis-mozooee/hadis-farsi.aspx | توبه

الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم

بیانات امام خامنه ای (حفظه الله تعالی)

طاغوت

حضرت امام حسین(علیه السلام) / عاشورا/کربلا/عبرت‌های عاشورا/حسنین/کوفیان/یزید / سیدالشهدا/ثارالله/اباعبدالله الحسین

الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم

به یاد شهدا ...

 شهید / شهادت/ایثار/ایثارگران / شهدا

الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم

برخی پیوندها:

کانال فضیلتها

https://t.me/fazylatha

کانال طاووس الجَنَّه:

https://t.me/tavoosoljannah

کانال شَرحِ سِرّ ( تماشاگه راز):

https://t.me/sharheser

پایگاه اطلاع‌رسانی سید ابراهیم رئیسی:

https://raisi.ir/service/election

بخش فیلم

*****

التماس دعا



:: موضوعات مرتبط: ولایت فقیه , شهید , شهداء مدافع حرم , مسئله مهدویت , قرآن کریم , تفسیر سوره مبارکه نساء , احادیث ائمه اطهار (علیهم السلام) , شهدای کربلا , محرم | عاشورا , ,
:: برچسب‌ها: تفسیر آیه ۱۹ سوره مبارکه نساء , امام كاظم عليه‌‏السلام , خداوند , بندگان , نیاز مردم , ايمنى يافتگان روز قيامت , ایمنی , قیامت , روز قیامت , ایمان , حلال , زنان , اکراه , ناراحتی , ارث , تحت فشار , مهر , تملک , عمل زشت , آشکار , شایسته , رفتار , رفتار شایسته , کراهت , جدائی , تصمیم , خوشایند , خیر فراوان , خیر , فراوان , یا زهراء سلام الله علیها , ظهور , امام خامنه ای ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تفسیر آیات ۱۸۱ تا ۱۸۲ سوره مبارکه آل عمران ...
نویسنده : yamahdi788
تاریخ : یک شنبه 17 مرداد 1400

In the Name of Allah

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
اَلسَّلامُ عَلَیکمْ یا اَهْلَ بَیتِ النُّبُوَّة
یا زهرا سلام الله علیها

الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم

تفسیر آیات ۱۸۱ تا ۱۸۲ سوره مبارکه آل عمران

۱۸۱ لَقَدْ سَمِعَ اللّهُ قَوْلَ الَّذینَ قالُوا إِنَّ اللّهَ فَقیرٌ وَ نَحْنُ أَغْنِیاءُ سَنَکْتُبُ ما قالُوا وَ قَتْلَهُمُ الأَنْبِیاءَ بِغَیْرِ حَقّ وَ نَقُولُ ذُوقُوا عَذابَ الْحَریقِ ۱۸۲ ذلِکَ بِما قَدَّمَتْ أَیْدیکُمْ وَ أَنَّ اللّهَ لَیْسَ بِظَلاّم لِلْعَبیدِ

ترجمه
۱۸۱ـ خداوند، سخن آنها را که گفتند: «خدا فقیر است و ما بى نیازیم»، شنید! به زودى آنچه را گفتند، خواهیم نوشت; و (همچنین) به ناحق کشتن پیامبران را (مى نویسیم); و به آنها مى گوئیم: «بچشید عذاب سوزان را (در برابر کارهایتان!)». ۱۸۲ ـ این به خاطر چیزى است که دست هاى شما از پیش فرستاده (و نتیجه کار شماست) و به خاطر آن است که خداوند، به بندگان (خود)، ستم نمى کند.

شان نزول
در شأن نزول این آیه، که درباره توبیخ و سرزنش یهود نازل شده است، «ابن عباس» مى گوید: پیامبر(صلى الله علیه وآله) نامه اى به یهود «بنى قینقاع» نوشت و در طى آن، آنها را به انجام نماز، پرداخت زکات، و دادن قرض به خدا دعوت نمود. منظور از قرض، انفاق در راه خدا است که براى تحریک حداکثر عواطف مردم از آن چنین تعبیر شده است. فرستاده پیامبر(صلى الله علیه وآله) به خانه اى که مرکز تدریس مذهبى یهودیان بود و «بیت المدارس» نام داشت وارد شد، و نامه را به دست «فنحاص» دانشمند بزرگ یهود داد. او پس از مطالعه نامه، با لحن استهزا آمیزى گفت: اگر سخنان شما راست باشد، باید گفت: خدا فقیر است و ما غنى و بى نیاز! زیرا اگر او فقیر نبود، از ما قرض نمى خواست! (اشاره به آیه «مَنْ ذَا الَّذِى یُقْرِضُ اللّهَ قَرْضاً حَسَناً» ) به علاوه محمّد(صلى الله علیه وآله) معتقد است، خدا شما را از رباخوارى نهى کرده، در حالى که خود او در برابر انفاق ها به شما وعده ربا و فزونى مى دهد! (اشاره به آیه «یُرْبِى الصَّدَقاتِ» ) ولى بعداً «فنحاص» انکار کرد که چنین سخنانى را گفته باشد. در این موقع آیات فوق نازل گشت.

تفسیر
روى سخن این آیات با یهود است که خود را غنى و بى نیاز و خدا را فقیر و نیازمند مى شمردند، در آیه نخست مى فرماید: «خداوند سخن کفر آمیز آنان (یهود) که گفتند: خداوند فقیر است و ما غنى هستیم را شنید» ( لَقَدْ سَمِعَ اللّهُ قَوْلَ الَّذینَ قالُوا إِنَّ اللّهَ فَقیرٌ وَ نَحْنُ أَغْنِیاءُ ). آنها حتى اگر در برابر مردم آن را انکار کنند، در پیشگاه خدا که همه سخنان را مى شنود قابل انکار نیست. او حتى امواج صوتى فوق العاده ضعیف یا بسیار نیرومندى که گوش هاى آدمى از درک آن عاجز است را مى شنود. بنابراین، انکار آنها بیهوده است سپس مى افزاید: نه تنها سخنان آنها را مى شنویم «بلکه همه آنها را مى نویسیم» ( سَنَکْتُبُ ما قالُوا ). بدیهى است منظور از نوشتن، همانند نوشتن ما در صفحه کاغذ نیست، بلکه منظور نگاهدارى آثار عمل است که طبق قانون بقاى «انرژى ـ ماده» همواره در جهان باقى خواهد ماند، و حتى کتابت و نوشتن فرشتگان خداوند نیز نوعى نگاهدارى عمل است که از هر کتابتى بالاتر مى باشد. سپس اضافه مى کند: نه تنها این سخن کفر آمیز آنها را مى نویسیم، «پیامبرانى را هم که به نا حق کشتند ثبت مى کنیم» ( وَ قَتْلَهُمُ الأَنْبِیاءَ بِغَیْرِ حَقّ ). یعنى مبارزه جمعیت یهود و صف بندى آنها در برابر پیامبران، تازه نیست این نخستین بار نیست که یهود، پیامبرى را استهزا مى کنند. آنها در طول تاریخ خود از این نوع جنایات فراوان دارند، جمعیتى که جرئت و جسارت را به جائى برساند که جمعى از پیامبران خدا را به قتل برساند، چه جاى تعجب که چنین سخنان کفرآمیزى را بر زبان جارى نکند؟! ممکن است گفته شود: کشتن پیامبران، مربوط به یهودیان عصر پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) نبود ـ ولى همان طور که سابقاً هم گفته ایم ـ این نسبت به خاطر آن است که آنها به اعمال نیاکان خود راضى بودند، و به همین جهت، در مسئولیت آن، سهیم و شریک بوده اند. اما ثبت و حفظ اعمال آنها بى جهت نیست، براى این است که روز رستاخیز آن را در برابر آنها قرار دهیم و «بگوئیم: اکنون نتیجه اعمال خود را به صورت عذاب سوزان بچشید» ( وَ نَقُولُ ذُوقُوا عَذابَ الْحَریقِ


پس از آن، در آیه بعد مى فرماید: «این عذاب دردناک (که هم اکنون، تلخى آن را مى چشید)، نتیجه اعمال خود شما است، این شما بودید که به خود ستم کردید، خدا هرگز به بندگان ستم نخواهد کرد» ( ذلِکَ بِما قَدَّمَتْ أَیْدیکُمْ وَ أَنَّ اللّهَ لَیْسَ بِظَلاّم لِلْعَبیدِ ). اصولاً اگر امثال شما جنایتکاران، مجازات اعمال خود را نبینند و در ردیف نیکوکاران قرار گیرند، این نهایت ظلم است و اگر خدا، چنین نکند ظلاّم: «بسیار ظلم کننده» خواهد بود. در «نهج البلاغه» از على(علیه السلام) نقل شده که فرمود: وَ أَیْمُ اللّهِ ما کانَ قَوْمٌ قَطُّ فِی غَضِّ نِعْمَة مِنْ عَیْش فَزالَ عَنْهُمْ إِلاّ بِذُنُوب اجْتَرَحُوها لاِ َنَّ اللّهَ لَیْسَ بِظَلاّم لِلْعَبِیدِ: «به خدا سوگند، هیچ جمعیتى غرق نعمت نشدند سپس آن نعمت از آنها سلب نگردید، مگر به خاطر گناهانى که مرتکب شده بودند» سپس امام(علیه السلام) به همین جمله استناد کرده: لاِ َنَّ اللّهَ لَیْسَ بِظَلاّم لِلْعَبِیدِ: «زیرا خداوند به بندگان خود ستم نمى کند و از افراد شایسته سلب نعمت نمى نماید»! این آیه از جمله آیاتى است که، از یک سو ، مذهب جبریون را نفى مى کند و از سوى دیگر ، اصل عدالت را، در مورد افعال خداوند تعمیم مى دهد. توضیح این که: آیه فوق تصریح مى کند، هر گونه کیفر و پاداش از طرف خداوند به خاطر اعمالى است که مردم با اراده خودشان آن را انجام داده اند: ذلِکَ بِما قَدَّمَتْ أَیْدِیْکُمْ: «این به خاطر کارهائى است که دست هاى شما آن را از پیش فرستاده است» از سوى دیگر، آیه فوق با صراحت مى گوید: «خداوند هیچ گاه ظلم نمى کند و قانون پاداش او بر محور عدالت مطلق دور مى زند» این همان چیزى است که «عدلیه» (قائلین به عدل، یعنى «شیعه» و جمعى از اهل تسنن که «معتزله» نام دارند) به آن معتقد هستند. اما در برابر آنها، جمعى از اهل تسنن که «اشاعره» نامیده مى شوند، عقیده شگفت انگیزى دارند. آنها مى گویند: «اصولاً ظلم درباره خدا تصور نمى شود، و هر کار که او انجام دهد عین عدالت است، حتى اگر تمام صالحان را به دوزخ و تمام ستمگران را به بهشت ببرد ظلمى نکرده است و هیچ کس نمى تواند، چون و چرا کند»! آیه فوق، این گونه عقائد را به کلى طرد مى کند و مى گوید: اگر خداوند، افراد را بدون انجام کار خلاف، مجازات کند، «ظالم» بلکه «ظلاّم» خواهد بود. واژه «ظلاّم» ، صیغه مبالغه و به معنى بسیار ظلم کننده است، انتخاب این کلمه در اینجا با آن که خداوند کمترین ظلمى روا نمى دارد، شاید به خاطر این باشد که اگر او مردم را مجبور به کفر و گناه کند و انگیزه هاى کارهاى زشت را در آنان بیافریند و سپس آنها را به جرم اعمالى که جبراً انجام داده اند کیفر دهد، ظلم کوچکى انجام نداده، بلکه «ظلاّم» خواهد بود!

منبع ...:

https://t.me/fazylatha

پیوندها:

کانال طاووس الجَنَّه:

https://t.me/tavoosoljannah

کانال شَرحِ سِرّ ( تماشاگه راز):

https://t.me/sharheser

پایگاه اطلاع‌رسانی سید ابراهیم رئیسی:

https://raisi.ir/service/election

الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم

امام رضا (علیه السلام):دوستی مردم

التَّوَدُّدُ نِصْفُ الْعَقْلِ.مهرورزی و دوستی با مردم،نصف عقل است.(تحف العقول، ص 526).

الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم

بخش فیلم



:: موضوعات مرتبط: ولایت فقیه , شهید , شهداء مدافع حرم , مسئله مهدویت , ظهور , قرآن کریم , تفسیر سوره مبارکه آل عمران , احادیث ائمه اطهار (علیهم السلام) , ,
:: برچسب‌ها: تفسیر آیات ۱۸۱ تا ۱۸۲ سوره مبارکه آل عمران , خداوند , سخن , خدا , فقیر , بی نیاز , به زودی , نا حق , کشتن , پیامبران , چشیدن , عذاب , سوزان , نتیجه , بندگان , ستم , ظهور , امام خامنه ای , یا زهراء سلام الله علیها ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

صفحه قبل 1 2 3 4 5 ... 37 صفحه بعد


نام :
وب :
پیام :
2+2=:
(Refresh)

آمار مطالب

:: کل مطالب : 369
:: کل نظرات : 0

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 1
:: تعداد اعضا : 0

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 648
:: باردید دیروز : 1076
:: بازدید هفته : 6845
:: بازدید ماه : 5048
:: بازدید سال : 12400
:: بازدید کلی : 12400

RSS

Powered By
loxblog.Com