الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم


عضو شوید


نام کاربری
رمز عبور

:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری
رمز عبور
تکرار رمز
ایمیل
کد تصویری
به وبلاگ من خوش آمدید
براي اطلاع از آپيدت شدن وبلاگ در خبرنامه وبلاگ عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود



تفسیر آیه ۳۴ سوره مبارکه نساء ...
نویسنده : yamahdi788
تاریخ : یک شنبه 21 شهريور 1400

یا زهراء سلام الله علیها

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

اَلسَّلامُ عَلَیکمْ یا اَهْلَ بَیتِ النُّبُوَّة

الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم

قرآن و حدیث

 قرآن / انس با قرآن/تلاوت قرآن/حفظ قرآن / کتاب‌الله/ کتاب هدایت

الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم

از اسباب صلاح

حضرت امام علیّ بن الحسین علیهما السلام

مجالسة الصالحین داعیة إلی الصلاح

هم نشینی با صالحان انسان را به سوی صلاح می خواند.

«کافی» ج ۱ ص ۲۰

الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم

تفسیر آیه ۳۴ سوره مبارکه نساء

۳۴ الرِّجالُ قَوّامُونَ عَلَى النِّساءِ بِما فَضَّلَ اللّهُ بَعْضَهُمْ عَلى بَعْض وَ بِما أَنْفَقُوا مِنْ أَمْوالِهِمْ فَالصّالِحاتُ قانِتاتٌ حافِظاتٌ لِلْغَیْبِ بِما حَفِظَ اللّهُ وَ اللاّتی تَخافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَ اهْجُرُوهُنَّ فِی الْمَضاجِعِ وَ اضْرِبُوهُنَّ فَإِنْ أَطَعْنَکُمْ فَلا تَبْغُوا عَلَیْهِنَّ سَبیلاً إِنَّ اللّهَ کانَ عَلِیّاً کَبیراً

ترجمه
۳۴ ـ مردان، سرپرست و نگهبان زنانند، به خاطر برترى هائى که خداوند (از نظر نظام اجتماع) براى بعضى نسبت به بعضى دیگر قرار داده است، و به خاطر انفاق هائى که از اموالشان مى کنند. و زنان صالح، زنانى هستند که متواضعند، و در غیاب (همسر خود،) اسرار و حقوق او را، در مقابل حقوقى که خدا براى آنان قرار داده، حفظ مى کنند. و (اما) آن دسته از زنان را که از سرکشى و مخالفتشان بیم دارید، پند و اندرز دهید! و (اگر مؤثر واقع نشد،) در بستر از آنها دورى نمائید! و (اگر تأثیر نکرد) آنها را تنبیه کنید! و اگر از شما پیروى کردند، راهى براى تعدى بر آنها نجوئید! (بدانید) خداوند، بلند مرتبه و بزرگ است. (و قدرت او، بالاترین قدرت هاست).

تفسیر
خانواده، یک واحد کوچک اجتماعى است و همانند یک اجتماع بزرگ باید رهبر و سرپرست واحدى داشته باشد; زیرا رهبرى و سرپرستى دسته جمعى که زن و مرد مشترکاً آن را به عهده بگیرند، مفهومى ندارد، در نتیجه مرد یا زن یکى باید «رئیس» خانواده، و دیگرى «معاون» و تحت نظارت او باشد، قرآن در اینجا تصریح مى کند که: مقام سرپرستى باید به مرد داده شود، مى فرماید: «مردان سرپرست و نگهبان زنان هستند» (الرِّجالُ قَوّامُونَ عَلَى النِّساءِ). البته مقصود از این تعبیر، استبداد، اجحاف و تعدى نیست، بلکه منظور رهبرى واحد منظم، با توجه به مسئولیت ها و مشورت هاى لازم است. این مسأله در دنیاى امروز بیش از هر زمان، روشن است که اگر هیئتى (حتى یک هیئت دو نفرى) مأمور انجام کارى شود، حتماً باید یکى از آن دو، «رئیس» و دیگرى «معاون یا عضو» باشد، و گر نه هرج و مرج در کار آنها پیدا مى شود ـ سرپرستى مرد در خانواده نیز از همین قبیل است ـ . و این موقعیت به خاطر وجود خصوصیاتى در مرد است، مانند ترجیح قدرت تفکر او بر نیروى عاطفه و احساسات، (به عکس زن که از نیروى سرشار عواطف بیشترى بهره مند است). و دیگرى داشتن بنیه و نیروى جسمى بیشتر که با اوّلى بتواند بیندیشد و نقشه طرح کند و با دومى بتواند از حریم خانواده خود دفاع نماید. به علاوه، تعهد او در برابر زن و فرزندان نسبت به پرداختن هزینه هاى زندگى، و پرداخت مهر و تأمین زندگى آبرومندانه همسر و فرزند، این حق را به او مى دهد که وظیفه سرپرستى به عهده او باشد. البته ممکن است زنانى در جهات فوق بر شوهران خود، امتیاز داشته باشند، ولى کراراً گفته ایم: قوانین به تک تک افراد و نفرات نظر ندارد، بلکه نوع و کلى را در نظر مى گیرد، و شکى نیست که از نظر کلى، مردان نسبت به زنان براى این کار آمادگى بیشترى دارند، اگر چه زنان نیز وظائفى مى توانند به عهده بگیرند که اهمیت آن مورد تردید نیست. جمله هاى بعد اشاره به همین حقیقت است; زیرا در قسمت اول مى فرماید: «این سرپرستى به خاطر تفاوت هائى است که خداوند از نظر آفرینش، روى مصلحت نوع بشر میان آنها قرار داده» (بِما فَضَّلَ اللّهُ بَعْضَهُمْ عَلى بَعْض). و در قسمت دیگر مى فرماید: «و نیز این سرپرستى به خاطر تعهداتى است که مردان در مورد انفاق و پرداخت هاى مالى در برابر زنان و خانواده بر عهده دارند» (وَ بِما أَنْفَقُوا مِنْ أَمْوالِهِمْ). ناگفته پیدا است: سپردن این وظیفه به مردان، نه دلیل بالاتر بودن شخصیت انسانى آنها است، و نه سبب امتیاز آنها در جهان دیگر; زیرا آن صرفاً بستگى به تقوا و پرهیزگارى دارد، همان طور که شخصیت انسانى یک معاون از یک رئیس ممکن است در جنبه هاى مختلفى بیشتر باشد، اما رئیس براى سرپرستى کارى که به او محول شده از معاون خود شایسته تر است. سپس اضافه مى فرماید: زنان در برابر وظائفى که در خانواده به عهده دارند، دو دسته اند: دسته اول: «صالحان و درستکاران، آنها که در برابر نظام خانواده خاضع و متعهد مى باشند و نه تنها در حضور شوهر، که در غیاب او، حفظ الغیب مى کنند» (فَالصّالِحاتُ قانِتاتٌ حافِظاتٌ لِلْغَیْبِ بِما حَفِظَ اللّهُ). یعنى مرتکب خیانت چه از نظر مال، چه از نظر ناموس، و چه از نظر حفظ شخصیت شوهر و اسرار خانواده در غیاب او نمى شوند، و در برابر حقوقى که خداوند براى آنها قائل شده و با جمله «بِما حَفِظَ اللّهُ» به آن اشاره گردیده، وظائف و مسئولیت هاى خود را به خوبى انجام مى دهند.

بدیهى است مردان موظفند در برابر این گونه زنان نهایت احترام و حق شناسى را انجام دهند. دسته دوم: زنانى هستند که از وظائف خود سرپیچى مى کنند و نشانه هاى ناسازگارى در آنها دیده مى شود، مردان در برابر این گونه زنان وظائف و مسئولیت هائى دارند که باید مرحله، به مرحله انجام گردد، و در هر صورت مراقب باشند که از حریم عدالت تجاوز نکنند، این وظائف به ترتیب زیر در آیه بیان شده است: مرحله اول، در مورد زنانى است که نشانه هاى سرکشى، عداوت و دشمنى در آنها آشکار مى گردد که قرآن از آنها چنین تعبیر مى کند: «زنانى را که از طغیان و سرکشى آنها مى ترسید موعظه کنید و پند و اندرز دهید» (وَ اللاّتی تَخافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ) و به این ترتیب، آنها که پا از حریم نظام خانوادگى فراتر مى گذارند قبل از هر چیز باید به وسیله اندرزهاى دوستانه و نتائج سوء این گونه کارها، آنان را به راه آورد و متوجه مسئولیت خود نمود. پس از آن براى مرحله دوم مى فرماید: «در صورتى که اندرزهاى شما سودى نداد، در بستر از آنها دورى کنید» (وَ اهْجُرُوهُنَّ فِی الْمَضاجِعِ). و با این عکس العمل و بى اعتنائى، و به اصطلاح قهر کردن، عدم رضایت خود را از رفتار آنها آشکار سازید، شاید همین «واکنش خفیف» در روح آنها مؤثر گردد. و در مرحله سوم، در صورتى که سرکشى و پشت پازدن به وظائف و مسئولیت ها از حدّ بگذرد و همچنان در راه قانون شکنى با لجاجت و سرسختى گام بردارند، یعنى نه اندرزها تأثیر کند، و نه جدا شدن در بستر و کم اعتنائى نفعى ببخشد و راهى جز «شدت عمل» باقى نماند، «آنها را تنبیه بدنى کنید» (وَ اضْرِبُوهُنَّ). در اینجا اجازه داده شده که از طریق «تنبیه بدنى» آنها را به انجام وظائف خویش وادار کنند. مسلّم است اگر مرحله اول و دوم مؤثر واقع شود، و زن به انجام وظیفه خود اقدام کند، مرد حق ندارد بهانه گیرى کرده، در صدد آزار وى بر آید، لذا به دنبال این جمله مى فرماید: «اگر آنها اطاعت کنند، راهى براى تعدى به آنها نجوئید» (فَإِنْ أَطَعْنَکُمْ فَلا تَبْغُوا عَلَیْهِنَّ سَبیلاً). و اگر گفته شود: نظیر این طغیان، سرکشى و تجاوز در مردان نیز ممکن است پدید آید، آیا مردان نیز مشمول چنین مجازات هائى خواهند شد؟ در پاسخ مى گوئیم: آرى، مردان هم درست همانند زنان در صورت تخلف از وظائف مجازات مى گردند، حتى مجازات بدنى، منتها چون این کار غالباً از عهده زنان خارج است، حاکم شرع موظف است مردان متخلف را از طرق مختلف و حتى از طریق تعزیر (مجازات بدنى) به وظائف خود آشنا سازد. داستان مردى که به همسر خود اجحاف کرده بود و به هیچ قیمت حاضر به تسلیم در برابر حق نبود، و على(علیه السلام) او را با شدت عمل و حتى با تهدید به شمشیر وادار به تسلیم کرد معروف است و در پایان مجدداً به مردان هشدار مى دهد: از موقعیت سرپرستى خود در خانواده سوء استفاده نکنند و به قدرت خدا که بالاتر از همه قدرت ها است بیندیشند «زیرا خداوند بلند مرتبه و بزرگ است» (إِنَّ اللّهَ کانَ عَلِیّاً کَبیراً).

ممکن است ایراد کنند چگونه اسلام به مردان اجازه داده که در مورد زنان متوسل به تنبیه بدنى شوند؟! پاسخ این ایراد، با توجه به معنى آیه، و روایاتى که در بیان آن وارد شده و توضیح آن در کتب فقهى آمده است و همچنین با توضیحاتى که روانشناسان امروز مى دهند چندان پیچیده نیست; زیرا: اولاً ـ آیه، مسأله تنبیه بدنى را در مورد افراد وظیفه نشناسى مجاز شمرده که هیچ وسیله دیگرى براى اصلاح آنها مفید واقع نشود. اتفاقاً این موضوع تازه اى نیست که منحصر به اسلام باشد، در تمام قوانین دنیا هنگامى که طرق مسالمت آمیز براى وادار کردن افراد به انجام وظیفه، مؤثر واقع نشود، متوسل به خشونت مى شوند، نه تنها از طریق ضرب، بلکه گاهى در موارد خاصى مجازات هائى شدیدتر از آن نیز قائل مى شوند، که تا سرحدّ اعدام پیش مى رود. ثانیاً ـ «تنبیه بدنى» در اینجا ـ همان طور که در کتب فقهى نیز آمده است ـ باید ملایم و خفیف باشد به طورى که نه موجب شکستگى شود، نه مجروح گردد و نه باعث کبودى بدن. ثالثاً ـ روانکاوان امروز، معتقدند جمعى از زنان داراى حالتى به نام «مازوشیسم» (آزار طلبى) هستند، که گاه این حالت در آنها تشدید مى شود، تنها راه آرامش آنان تنبیه مختصر بدنى است. بنابراین، ممکن است ناظر به چنین افرادى باشد که تنبیه خفیف بدنى در مورد آنان جنبه آرام بخشى دارد و یک نوع درمان روانى است.

منبع:

کانال فضیلتها

https://t.me/fazylatha

پوستر حدیثی | احادیث تصویری | عکس نوشته | https://rasekhoon.net/hadith | https://www.aviny.com/hadis-mozooee/hadis-farsi.aspx | اخلاص

الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم

بیانات امام خامنه ای (حفظه الله تعالی)

طاغوت

حضرت امام حسین(علیه السلام) / عاشورا/کربلا/عبرت‌های عاشورا/حسنین/کوفیان/یزید / سیدالشهدا/ثارالله/اباعبدالله الحسین

الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم

به یاد شهدا ...

 شهید / شهادت/ایثار/ایثارگران / شهدا

الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم

برخی پیوندها:

کانال فضیلتها

https://t.me/fazylatha

کانال طاووس الجَنَّه:

https://t.me/tavoosoljannah

کانال شَرحِ سِرّ ( تماشاگه راز):

https://t.me/sharheser

پایگاه اطلاع‌رسانی سید ابراهیم رئیسی:

https://raisi.ir/service/election

بخش فیلم

*****

التماس دعا



:: موضوعات مرتبط: ولایت فقیه , شهید , شهداء مدافع حرم , مسئله مهدویت , ظهور , قرآن کریم , تفسیر سوره مبارکه نساء , احادیث ائمه اطهار (علیهم السلام) , شهدای کربلا , محرم | عاشورا , ,
:: برچسب‌ها: تفسیر آیه ۳۴ سوره مبارکه نساء , امام سجاد علیه السلام , هم نشینی با صالحان , هم نشینی , صالحان , انسان , صلاح , کافی , مردان , سرپرست , نگهبان , زنان , برتری , خداوند , نظام اجتماع , نظام , اجتماع , انفاق , اموال , زنان صالح , متواضع , در غیاب همسر , غیاب , همسر , اسرار , حقوق , حفظ , خدا , زنان , سرکش , مخالفت , بیم , پند و اندرز , , پند , اندرز , موثر , بستر , دوری , تنبیه , پیروی , تعدی , بدانید , بلند مرتبه , بزرگ , قدرت , بالاترین قدرت , بالاترین , قدرت , یا زهراء سلام الله علیها , امام خامنه ای , ظهور ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تفسیر آیه ۳۲ سوره مبارکه نساء ...
نویسنده : yamahdi788
تاریخ : شنبه 20 شهريور 1400

یا زهراء سلام الله علیها

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

اَلسَّلامُ عَلَیکمْ یا اَهْلَ بَیتِ النُّبُوَّة

الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم

قرآن و حدیث

 قرآن / انس با قرآن/تلاوت قرآن/حفظ قرآن / کتاب‌الله/ کتاب هدایت

الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم

امیرالمؤمنين امام علی علیه السلام:

أيُّها النّاسُ، اعلَموا أنّهُ ليسَ بعاقِلٍ مَنِ انزَعَجَ مِن قَولِ الزُّورِ فيهِ، و لا بحَكيمٍ مَن رَضِيَ بثَناءِ الجاهِلِ علَيهِ

اى مردم! بدانيد كه هر كس از سخن دروغ و ناحقّ درباره خود رنجيده شود، خردمند نيست و هر كس از مدح و ثناى نادان درباره خود خوشحال شود، حكيم نمى‌باشد.

تحف العقول صفحه ۲۰۸

الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم

رسول خدا صل الله علیه و آله فرمودند:

ای علی اگر کسی خداوند سبحان را به اندازه‌ی نوح عبادت کند و همسنگ کوه احد در راه خدا طلا انفاق کند و آن مقدار عمر کند که هزار بار با پای پیاده حج به جای آورد و سپس در میان صفا و مروه مظلومانه کشته شود ، اگر ولایت تو را نپذیرد بوی بهشت به مشامش نمی رسد و داخل بهشت نمی شود

منبع: مناقب خوارزمی صفحه ۶۸

الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم

امام حسین علیه السلام:

«لاَ تَقُولُوا بِاَلْسِنَتِكُمْ مَا يَنْقُصُ عَنْ قَدْرِكُمْ».

«چيزى كه از ارزشتان بكاهد، بر زبان جارى نكنيد».

جلاء العيون، ج ۲ ص۲۰۵

الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم

امام کاظم (علیه السلام) :

هر که زبانش صادق باشد ، اعمالش تزکیه است.

هر که فکر و نیتش نیک باشد، در روزیش توسعه خواهد بود .

هر که به دوستان و آشنایانش نیکی و احسان کند ، عمرش طولانی خواهد بود.

اصول کافی،ج1،ص38
بحارالانوار ،ج82 ،ص177

الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم

پیامبر رحمت(صل الله علیه و آله) :

به من ایمان نیاورده است آنکه شب را سیر بخوابد و همسایه‌اش گرسنه باشد.

کافی ۲:۶۶۸

الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم

امام حسن علیه السلام:

تَمامُ الصَّنِیَعةِ خَیرٌ مِن ابتِدائِها

امام حسن علیه السلام: تمام کردن احسان از آغاز کردن آن بهتر است.

الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم

تفسیر آیه ۳۲ سوره مبارکه نساء

وَ لا تَتَمَنَّوْا مَا فَضلَ اللَّهُ بِهِ بَعْضكُمْ عَلى بَعْضٍلِّلرِّجَالِ نَصِيبٌ مِّمَّا اكتَسبُواوَ لِلنِّساءِ نَصِيبٌ ممَّا اكْتَسبنَوَ سئَلُوا اللَّهَ مِن فَضلِهِإِنَّ اللَّهَ كانَ بِكلّ‏ِ شىْ‏ءٍ عَلِيماً۳۲

ترجمه:
۳۲-برتريهائى را كه خداوند نسبت به بعضى از شما بر بعضى ديگر قرار داده آرزو نكنيد ( اين تفاوتهاى طبيعى و حقوقى براى حفظ نظام اجتماع شما و طبق اصل عدالت است ولى با اين حال ) مردان نصيبى از آنچه بدست مى‏آورند دارند و زنان نصيبى ( و نبايد حقوق هيچيك پايمال گردد ) و از فضل ( و رحمت و بركت ) خدا بخواهيد و خداوند به هر چيز دانا است.

شان نزول
مفسر معروف طبرسى در مجمع البيان نقل مى‏كند كه : ام سلمه ( يكى از همسران پيامبر ) به پيامبر (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) عرض كرد : چرا مردان به جهاد مى‏روند و زنان جهاد نمى‏كنند ؟ و چرا براى ما نصف ميراث آنها مقرر شده ؟ اى كاش ما هم مرد بوديم و همانند آنها به جهاد مى‏رفتيم ، و موقعيت اجتماعى آنها را داشتيم آيه فوق نازل گرديد و به اين سؤالات و مانند آن پاسخ گفت : و در تفسير المنار مى‏خوانيم : جمعى از مردان مسلمان هنگامى كه آيه ارث نازل شد و سهم مردان را دو برابر زنان ذكر كرد ، گفتند:اى كاش اجر و پاداش معنوى ما نسبت به آنها نيز چنين بود و جمعى از زنان نيز گفتند اى كاش مجازات و كيفرهاى ما نصف مجازات مردان بود همانطور كه سهم ارث ما نيمى از ارث آنها است ، آيه فوق نازل شد و به آنها پاسخ گفت.

تفسیر
و لا تتمنوا ما فضل الله بعضكم على بعض ... همانطور كه در شان نزول آمده است تفاوت سهم ارث مردان و زنان براى جمعى از مسلمانان به صورت يك سؤال در آمده بود ، آنها گويا توجه نداشتند كه اين تفاوت به خاطر آن است كه هزينه زندگى ، عموما بر دوش مردان مى‏باشد ، و زنان از آن معافند ، به علاوه هزينه خود آنها نيز بر دوش مردان است ، و همانطور كه سابقا اشاره شد سهميه زنان عملا دو برابر مردان خواهد بود ، لذا آيه فوق مى‏گويد : تفاوتهائى را كه خداوند براى بعضى از شما نسبت به بعض ديگر قائل شده هرگز آرزو نكنيد ، زيرا اين تفاوتها هر كدام اسرارى دارد كه از شما پوشيده و پنهان است چه تفاوتهائى كه از نظر آفرينش و جنسيت و صفات جسمى و روحى داريد و پايه نظام اجتماعى شما است ، و چه تفاوتهائى كه از نظر حقوقى به خاطر موقعيت‏هاى مختلف همانند ارث قرار داده شده است ، تمام اين تفاوتها بر طبق عدالت و قانون الهى مى‏باشد و اگر غير از آن مصلحت بود براى شما قائل مى‏شد ، بنا بر اين آرزوى تغيير آنها يك نوع مخالفت با مشيت پروردگار كه عين حق و عدالت است مى‏باشد .
البته نبايد اشتباه كرد كه آيه اشاره به تفاوتهاى واقعى و طبيعى مى‏كند نه تفاوتهاى ساختگى كه بر اثر استعمار و استثمار طبقاتى بوجود مى‏آيد ، چه اينكه آنها نه خواست خدا است ، و نه چيزى است كه آرزوى دگرگون كردن آن نادرست باشد ، بلكه تفاوتهائى است ظالمانه و غير منطقى كه بايد در رفع آن كوشيد ، فى المثل زنان نمى‏توانند آرزو كنند كه اى كاش مرد بودند ، و مردان نيز نبايد آرزو كنند كه اى كاش زن مى‏شدند ، زيرا اين دو جنس اساس نظام اجتماع انسانى است ، اما در عين حال نبايد اين تفاوت جنسيت سبب شود كه يكى از اين دو جنس حقوق ديگرى راپایمال کند، وآنها که آیه را دستاویز برای ادامه تبعیضات ناروای اجتماعی پنداشته اند سخت در اشتباهند.

للرجال نصيب مما اكتسبوا و للنساء نصيب مما اكتسبن لذا بلا فاصله مى‏فرمايد : مردان و زنان هر كدام بهره‏اى از كوشش‏ها و تلاشها و موقعيت خود دارند خواه موقعيت طبيعى باشد ( مانند تفاوت دو جنس مرد و زن با يكديگر ) و يا تفاوت به خاطر تلاشها و كوششهاى اختيارى .
قابل توجه اينكه كلمه اكتساب كه به معنى تحصيل كردن و بدست آوردن است ، مفهوم وسيعى دارد ، هم كوششهاى اختيارى را شامل مى‏شود و هم آنچه را كه انسان بوسيله ساختمان طبيعى خود مى‏تواند بدست بياورد.
و اسئلوا الله من فضله سپس مى‏فرمايد : بجاى آرزو كردن اين گونه تفاوتها ، از فضل خدا و لطف و كرم او تمنا كنيد كه به شما از نعمتهاى مختلف و موفقيتها و پاداشهاى نيك ارزانى دارد و در نتيجه افرادى خوشبخت و سعادتمند باشيد خواه مرد باشيد يا زن ، و خواه از اين نژاد باشيد يا نژاد ديگر ، و در هر حال آنچه را خير واقعى و سعادت شما در آن است بخواهيد نه آنچه شما خيال مى‏كنيد ( و تعبير به من فضله شايد اشاره به همين معنى مى‏باشد ) .
البته روشن است كه تقاضاى فضل و عنايت پروردگار به اين نيست كه انسان به دنبال اسباب و عوامل هر چيز نرود بلكه بايد فضل و رحمت او را در لابلاى اسبابى كه او مقرر داشته است جستجو كرد.

ان الله كان بكل شى‏ء عليما چون خداوند به همه چيز دانا است و مى‏داند براى نظام اجتماع چه تفاوتهائى از نظر طبيعى و يا حقوقى لازم است ، و بنا بر اين در كار او هيچ گونه تبعيض ناروا ، و بى‏عدالتى نيست ، و نيز از اسرار درون مردم با خبر است و مى‏داند چه افرادى
آرزوهاى نادرست در دل مى‏پرورانند و چه افرادى به آنچه مثبت و سازنده است مى‏انديشند.
اين تفاوتها براى چيست ؟
بسيارى از خود مى‏پرسند چرا بعضى از افراد استعدادشان بيشتر و بعضى كمتر ، بعضى زيبا و بعضى ديگر از زيبائى كم بهره‏اند ، بعضى از نظر جسمى فوق العاده نيرومند و بعضى معمولى هستند ، آيا اين تفاوتهاى طبيعى بااصل عدالت پروردگار سازگار است ؟ در پاسخ بايد به چند نكته توجه داشت:
1 -قسمتى از تفاوتهاى جسمى و روحى و مردم با يكديگر معلول اختلافات طبقاتى و مظالم اجتماعى و يا سهل‏انگاريهاى فردى است كه هيچ گونه ارتباطى به - دستگاه آفرينش ندارد ، مثلا بسيارى از فرزندان ثروتمندان از فرزندان مردم فقير هم از نظر جسمى قوى‏تر و زيباتر و هم از نظر استعداد پيشرفته‏ترند ، به دليل اينكه آنها از تغذيه و بهداشت كافى بهره‏مندند در حالى كه اينها در محروميت قرار دارند ، و يا افرادى هستند كه بر اثر تنبلى و سهل انگارى نيروهاى جسمى و روحى خود را از دست مى‏دهند .

اين گونه اختلافها را بايد اختلافهاى ساختگى و بى‏دليل دانست كه با از بين رفتن نظام طبقاتى و تعميم عدالت اجتماعى از ميان خواهد رفت ، و هيچگاه اسلام و قرآن بر اين گونه تفاوتها صحه نگذاشته است.
2 -قسمتى ديگر از اين تفاوتها ، طبيعى و لازمه آفرينش انسان است يعنى يك جامعه اگر هم از عدالت اجتماعى كامل برخوردار باشد تمام افرادش همانند مصنوعات يك كارخانه يك شكل و يك جور نخواهند بود و طبعا با هم تفاوتهائى خواهند داشت ، ولى بايد دانست كه معمولا مواهب الهى و استعدادهاى جسمى و روحى انسانها آنچنان تقسيم شده كه هر كسى قسمتى از آن را دارد ، يعنى كمتر كسى پيدا مى‏شود كه اين مواهب را يكجا داشته باشد ، يكى از نيروى بدنى كافى برخوردار است ، و ديگرى استعداد رياضى خوبى دارد ، يكى ذوق شعر ، و ديگرى عشق به تجارت ، و بعضى هوش سرشارى براى كشاورزى ، و بعضى از استعدادهاى ويژه ديگرى برخوردارند ،
مهم اين است كه جامعه يا خود اشخاص ، استعدادها را كشف كنند ، و آنها را در محيط سالمى پرورش دهند ، تا هر انسانى بتواند نقطه قوت خويش را آشكار سازد و از آن بهره‏بردارى كند.
3 -اين موضوع را نيز بايد يادآورى كرد كه يك جامعه همانند يك پيكر انسان ، نياز به بافت‏ها و عضلات و سلولهاى گوناگون دارد ، يعنى همانطور كه اگر يك بدن ، تمام از سلولهاى ظريف همانند سلولهاى چشم و مغز ساخته شده باشد دوام ندارد ، و يا اگر تمام سلولهاى آن خشن و غير قابل انعطاف همانند سلولهاى استخوانى باشند كارائى كافى براى وظائف مختلف نخواهد داشت ، بلكه بايد از سلولهاى گوناگونى كه يكى وظيفه تفكر و ديگرى مشاهده و ديگرى شنيدن و ديگرى سخن گفتن را عهده‏دار شوند تشكيل شده باشد ، همچنين براى به وجود آمدن يك جامعه كامل نياز به استعدادها و ذوق‏ها و ساختمانهاى مختلف بدنى و فكرى است ، اما نه به اين معنى كه بعضى از اعضاء پيكر اجتماع در محروميت بسر برند و يا خدمات آنها كوچك شمرده شود و يا تحقير گردند ، همانطور كه سلولهاى بدن با تمام تفاوتى كه دارند همگى از غذا و هوا و ساير نيازمندى‏ها به مقدار لازم بهره مى‏گيرند .

و به عبارت ديگر تفاوت ساختمان روحى و جسمى در آن قسمتهائى كه طبيعى است ( نه ظالمانه و تحميلى ) مقتضاى حكمت پروردگار است و عدالت هيچگاه نمى‏تواند از حكمت جدا باشد ، فى المثل اگر تمام سلولهاى بدن انسان يكنواخت آفريده مى‏شد ، دور از حكمت بود ، و عدالت به معنى قرار دادن هر چيز در محل مناسب خود نيز در آن وجود نداشت ، همچنين اگر يك روز تمام مردم جامعه مثل هم فكر كنند و استعداد همانندى داشته باشند در همان يك روز وضع جامعه به كلى درهم مى‏ريزد.
بنا بر اين آنچه در آيه فوق در باره اختلاف ساختمان زن و مرد آمده در واقع اشاره‏اى از همين موضوع است زيرا بديهى است كه اگر تمام افراد بشر ، مرد و ياهمه زن باشند نسل بشر به زودی
منقرض مى‏شود علاوه بر اينكه قسمت مهمى از لذات مشروع بشر از ميان مى‏رود ، حال اگر جمعى ايراد كنند كه چرا بعضى زن و بعضى مرد آفريده شده‏اند و اين چگونه با عدالت پروردگار مى‏سازد ، مسلم است كه اين ايراد منطقى نخواهد بود ، زيرا آنها به حكمت آن نينديشيده ‏اند .

منبع:

کانال فضیلتها

https://t.me/fazylatha

پوستر حدیثی | احادیث تصویری | عکس نوشته | https://rasekhoon.net/hadith | https://www.aviny.com/hadis-mozooee/hadis-farsi.aspx | اخلاص

الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم

بیانات امام خامنه ای (حفظه الله تعالی)

طاغوت

حضرت امام حسین(علیه السلام) / عاشورا/کربلا/عبرت‌های عاشورا/حسنین/کوفیان/یزید / سیدالشهدا/ثارالله/اباعبدالله الحسین

الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم

به یاد شهدا ...

 شهید / شهادت/ایثار/ایثارگران / شهدا

الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم

برخی پیوندها:

کانال فضیلتها

https://t.me/fazylatha

کانال طاووس الجَنَّه:

https://t.me/tavoosoljannah

کانال شَرحِ سِرّ ( تماشاگه راز):

https://t.me/sharheser

پایگاه اطلاع‌رسانی سید ابراهیم رئیسی:

https://raisi.ir/service/election

بخش فیلم

*****

التماس دعا



:: موضوعات مرتبط: ولایت فقیه , شهید , شهداء مدافع حرم , مسئله مهدویت , ظهور , قرآن کریم , تفسیر سوره مبارکه نساء , احادیث ائمه اطهار (علیهم السلام) , شهدای کربلا , محرم | عاشورا , ,
:: برچسب‌ها: تفسیر آیه ۳۲ سوره مبارکه نساء , خداوند , برتری , آرزو , همسران , پیامبر , همسران پیامبر , تفاوت , طبیعی , حفظ , نظام , اجتماع , عدالت , مردان , زنان , نصیب , حقوق , پایمال , فضل , رحمت , برکت , خدا , دانا , مفسر , ام سلمه , جهادومیراث , نصف , موقعیت , اجتماعی , موقعیت اجتماعی , آیه , نازل , سوالات , پاسخ , تفسیر المنار , مسلمان , ارث , اجر , پاداش , معنوی , پاداش معنوی , مجازات , کیفر , نیم , سهم ارث , یا زهرا سلام الله علیها , امام خامنه ای , ظهور ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

In the Name of Allah

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
اَلسَّلامُ عَلَیکمْ یا اَهْلَ بَیتِ النُّبُوَّة
یا زهرا سلام الله علیها

الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم

تفسیر آیات ۱۷۲ تا ۱۷۵ سوره مبارکه آل عمران

۱۷۲ الَّذینَ اسْتَجابُوا لِلّهِ وَ الرَّسُولِ مِنْ بَعْدِ ما أَصابَهُمُ الْقَرْحُ لِلَّذینَ أَحْسَنُوا مِنْهُمْ وَ اتَّقَوْا أَجْرٌ عَظیمٌ ۱۷۳ الَّذینَ قالَ لَهُمُ النّاسُ إِنَّ النّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَکُمْ فَاخْشَوْهُمْ فَزادَهُمْ إیماناً وَ قالُوا حَسْبُنَا اللّهُ وَ نِعْمَ الْوَکیلُ ۱۷۴ فَانْقَلَبُوا بِنِعْمَة مِنَ اللّهِ وَ فَضْل لَمْ یَمْسَسْهُمْ سُوءٌ وَ اتَّبَعُوا رِضْوانَ اللّهِ وَ اللّهُ ذُو فَضْل عَظیم ۱۷۵ إِنَّما ذلِکُمُ الشَّیْطانُ یُخَوِّفُ أَوْلِیاءَهُ فَلا تَخافُوهُمْ وَ خافُونِ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنینَ

ترجمه
۱۷۲ ـ آنها که دعوت خدا و پیامبر را، پس از آن همه جراحاتى که به ایشان رسید، اجابت کردند; براى کسانى از آنها، که نیکى کردند و تقوا پیش گرفتند، پاداش بزرگى است. ۱۷۳ ـ اینها کسانى بودند که (بعضى از) مردم، به آنان گفتند: «مردم (لشکر دشمن) براى (حمله به) شما اجتماع کرده اند; از آنها بترسید»! اما این سخن، بر ایمانشان افزود; و گفتند: «خدا ما را کافى است; و او بهترین حامى ماست». ۱۷۴ ـ به همین جهت، آنها (از این میدان) با نعمت و فضل پروردگار، بازگشتند; در حالى که هیچ ناراحتى به آنان نرسید; و از رضاى خدا، پیروى کردند; و خداوند داراى فضل و بخشش بزرگى است. ۱۷۵ـ این فقط شیطان است که پیروان خود را (با سخنان و شایعات بى اساس) مى ترساند، از آنها نترسید! و از من بترسید اگر ایمان دارید!

شان نزول
گفتیم پایان جنگ احد ، لشگر فاتح «ابو سفیان» ، پس از پیروزى به سرعت راه «مکّه» را پیش گرفتند، هنگامى که به سرزمین «روحاء» رسیدند از کار خود سخت پشیمان شدند، تصمیم به مراجعت به «مدینه» و نابود کردن باقیمانده مسلمانان گرفتند. این خبر به پیامبر(صلى الله علیه وآله) رسید، فوراً دستور داد: لشکر احد ، خود را براى شرکت در جنگ دیگرى آماده کند، مخصوصاً فرمان داد: مجروحان جنگ احد به صفوف لشکر بپیوندند. یکى از یاران پیامبر(صلى الله علیه وآله) مى گوید: من از جمله مجروحان بودم، ولى زخم هاى برادرم از من سخت تر و شدیدتر بود، تصمیم گرفتیم هر طور که هست خود را به پیامبر(صلى الله علیه وآله) برسانیم، چون حال من از برادرم کمى بهتر بود هر کجا برادرم بازمى ماند او را به دوش مى کشیدم، با زحمت، خود را به لشکر رسانیدیم. و به این ترتیب، پیامبر(صلى الله علیه وآله) و ارتش اسلام در محلى به نام «حمراءُ الاسد» که از آنجا تا «مدینه» هشت میل فاصله بود، رسیدند و اردو زدند. این خبر به لشکر قریش رسید و مخصوصاً از این مقاومت عجیب و شرکت مجروحان در میدان نبرد وحشت کردند، و شاید فکر مى کردند ارتش تازه نفسى نیز از «مدینه» به آنها پیوسته است. در این موقع، جریانى پیش آمد که روحیه آنها را ضعیف تر ساخت و مقاومت آنها را درهم کوبید، و آن این که: یکى از مشرکان به نام «معبد الخزاعى» از «مدینه» به سوى «مکّه» مى رفت، مشاهده وضع پیامبر(صلى الله علیه وآله) و یارانش او را به سختى تکان داد، عواطف انسانى او تحریک شد و به پیامبر(صلى الله علیه وآله) گفت: مشاهده وضع شما براى ما بسیار ناگوار است، اگر استراحت مى کردید براى ما بهتر بود، این سخن را گفت و از آنجا گذشت و در سرزمین «روحاء» به لشکر «ابو سفیان» رسید. «ابو سفیان» از او درباره پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) سؤال کرد، او در جواب گفت: محمّد(صلى الله علیه وآله) را دیدم با لشکرى انبوه که تا کنون همانند آن را ندیده بودم، در تعقیب شما هستند و به سرعت پیش مى آیند!. «ابو سفیان» با نگرانى و اضطراب گفت: چه مى گوئى؟ ما آنها را کشتیم و مجروح ساختیم و پراکنده نمودیم. «معبد الخزاعى» گفت: من نمى دانم شما چه کردید؟ همین مى دانم که لشکرى عظیم و انبوه، هم اکنون در تعقیب شما است!. «ابو سفیان» و یاران او تصمیم قطعى گرفتند به سرعت، عقب نشینى کرده، به «مکّه» باز گردند و براى این که مسلمانان آنها را تعقیب نکنند، و آنها فرصت کافى براى عقب نشینى داشته باشند از جمعى از قبیله «عبد القیس» که از آنجا مى گذشتند و قصد رفتن به «مدینه» براى خرید گندم داشتند خواهش کردند: به پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) و مسلمانان این خبر را برسانند: «ابو سفیان» و بت پرستان قریش با لشکر انبوهى به سرعت به سوى «مدینه» مى آیند تا بقیه یاران پیامبر(صلى الله علیه وآله) را از پاى در آورند. هنگامى که این خبر، به پیامبر و مسلمانان رسید، گفتند: حَسْبُنَا اللّهُ وَ نِعْمَ الْوَکِیْلُ: «خدا ما را کافى است و او بهترین مدافع ما است». اما هر چه انتظار کشیدند خبرى از لشکر دشمن نشد، لذا پس از سه روز توقف، به «مدینه» بازگشتند، آیات فوق، اشاره به این ماجرا مى کند.

تفسیر
حال که روشن شد آیات مورد بحث، در چه موردى نازل شده، به تفسیر آیات باز مى گردیم. در نخستین آیه مى گوید: «آنها که دعوت خدا و پیامبر(صلى الله علیه وآله) را اجابت نمودند و پس از آن همه جراحات، به سمت میدان نبرد حرکت کردند، براى آنها که نیکى کردند و تقوا پیشه گرفتند پاداش بزرگى است» ( الَّذینَ اسْتَجابُوا لِلّهِ وَ الرَّسُولِ مِنْ بَعْدِ ما أَصابَهُمُ الْقَرْحُ لِلَّذینَ أَحْسَنُوا مِنْهُمْ وَ اتَّقَوْا أَجْرٌ عَظیمٌ ). براى آنها که بعد از آن همه جراحاتى که در روز احد پیدا نمودند، آماده شرکت در جنگ دیگرى با دشمن شدند و برنامه نیکى و تقوا پیش گرفتند، یعنى با نیت پاک و اخلاص کامل در میدان جنگ شرکت کردند، پاداش بزرگى خواهد بود. از این که در آیه فوق پاداش عظیم را اختصاص به جمعى داده است، معلوم مى شود در میان آنها افرادى یافت مى شدند که خلوص کامل نداشتند، و نیز ممکن است تعبیر مِنْهُمْ: «بعضى از ایشان» اشاره به این باشد که بعضى از جنگجویان احد، به بهانه اى از شرکت در این میدان، خوددارى کرده بودند.
آن گاه قرآن در آیه بعد، یکى از نشانه هاى زنده پایمردى و استقامت آنها را به این صورت بیان مى کند: «اینها کسانى بودند که مردم به آنها گفتند: مردم براى حمله به شما آماده شده اند، از آنها بترسید، اما بر ایمانشان افزود و گفتند: خدا ما را کافى است و او بهترین حامى ما است» ( الَّذینَ قالَ لَهُمُ النّاسُ إِنَّ النّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَکُمْ فَاخْشَوْهُمْ فَزادَهُمْ إیماناً وَ قالُوا حَسْبُنَا اللّهُ وَ نِعْمَ الْوَکیلُ). اینها همان کسانى بودند که جمعى از مردم، یعنى کاروان «عبد القیس» ـ و به روایتى «نعیم بن مسعود» ـ 1 به آنها گفتند: لشکر دشمن، اجتماع کرده و آماده حمله اند، از آنها بترسید اما آنها نه تنها نترسیدند، بلکه به عکس بر ایمان آنها افزوده شد و گفتند: خدا ما را کافى است و او بهترین حامى است.
و به دنبال این استقامت و ایمان و پایمردى آشکار، قرآن، نتیجه عمل آنها را بیان کرده و مى گوید: «آنها از این میدان، با نعمت و فضل پروردگار برگشتند» (فَانْقَلَبُوا بِنِعْمَة مِنَ اللّهِ وَ فَضْل). چه نعمت و فضلى از این بالاتر که بدون وارد شدن، در یک برخورد خطرناک با دشمن، دشمن از آنها گریخت و سالم و بدون درد سر به «مدینه» مراجعت نمودند. ممکن است فرق میان «نعمت» و «فضل» از این نظر باشد، که نعمت، پاداشى است به اندازه استحقاق، و فضل، اضافه بر استحقاق است. سپس به عنوان تأکید مى فرماید: «آنها در این جریان، کوچک ترین ناراحتى ندیدند» (لَمْ یَمْسَسْهُمْ سُوءٌ). علاوه بر این «خشنودى خدا را به دست آوردند و از فرمان او متابعت کردند» (وَ اتَّبَعُوا رِضْوانَ اللّهِ). «و خداوند، فضل و انعام بزرگى دارد که در انتظار مؤمنان واقعى و مجاهدان راستین است» (وَ اللّهُ ذُو فَضْل عَظیم).

آیه بعد، دنباله آیاتى است که درباره غزوه «حمراء الاسد» نازل گردیده، مى فرماید: «این فقط شیطان است که پیروان خود را (با سخنان و شایعات بى اساس) مى ترساند، از آنها نترسید و تنها از من بترسید، اگر ایمان دارید» (إِنَّما ذلِکُمُ الشَّیْطانُ یُخَوِّفُ أَوْلِیاءَهُ فَلا تَخافُوهُمْ وَ خافُونِ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنینَ). «ذلِکُم» اشاره به کسانى است که مسلمانان را از قدرت لشکر قریش مى ترسانیدند تا روحیه آنها را تضعیف کنند. بنابراین، معنى آیه چنین است: عمل «نعیم بن مسعود» و یا کاروان «عبد القیس» فقط یک عمل شیطانى است که بر دوستان شیطان تأثیر مى گذارد، یعنى این گونه وسوسه ها تنها در کسانى اثر مى گذارد که از اولیاء و دوستان شیطان باشند و اما افراد با ایمان و ثابت قدم، هیچ گاه تحت تأثیر این وسوسه ها واقع نمى شوند، بر این اساس شما که از پیروان شیطان نیستید، نباید از این وسوسه ها متزلزل شوید. تعبیر از «نعیم بن مسعود» و یا کاروان «عبد القیس» به شیطان ، یا به خاطر این است که عمل آنها به راستى عمل شیطانى بود، و با الهام او صورت گرفت; زیرا در قرآن و اخبار، معمولاً هر عمل زشت و خلافى، عمل شیطانى نامیده شده، چون با وسوسه هاى شیطان انجام مى گیرد. و یا منظور از شیطان، خود این اشخاص مى باشند و این از مواردى است که شیطان بر مصداق انسانى آن، گفته شده; زیرا شیطان معنى وسیعى دارد و همه اغواگران را اعم از انسان و غیر انسان شامل مى شود، چنان که در سوره «انعام» آیه 112 مى خوانیم: وَ کَذلِکَ جَعَلْنا لِکُلِّ نَبِیّ عَدُوّاً شَیاطینَ الإِنْسِ وَ الْجِنِّ: «این چنین براى هر پیامبرى دشمنانى از شیاطین انسانى و جنّ قرار دادیم». و در پایان آیه مى فرماید: «اگر ایمان دارید، از من و مخالفت فرمان من بترسید» (وَ خافُونِ اِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِیْنَ) . یعنى ایمان با ترس از غیر خدا سازگار نیست. همان طور که در جاى دیگر مى خوانیم: فَمَنْ یُؤْمِنْ بِرَبِّهِ فَلا یَخافُ بَخْساً وَ لا رَهَقاً: «کسى که به پروردگار خود ایمان بیاورد از هیچ نقصان و طغیانى ترس نخواهد داشت» بنابراین، اگر در قلبى ترس از غیر خدا پیدا شود، نشانه عدم تکامل ایمان و نفوذ وسوسه هاى شیطانى است; زیرا مى دانیم در عالم بیکران هستى تنها پناهگاه، خدا است و مؤثر بالذات فقط او است و دیگران در برابر قدرت او قدرتى ندارند. اصولاً مؤمنان اگر ولىّ خود را که خدا است با ولى مشرکان و منافقان که شیطان است مقایسه کنند، مى دانند که آنها در برابر خداوند هیچگونه قدرتى ندارند. و به همین دلیل، نباید از آنها، کمترین وحشتى داشته باشند، نتیجه این سخن آن است که: هر کجا ایمان نفوذ کرد شهامت و شجاعت نیز به همراه آن نفوذ خواهد کرد.
مقایسه روحیه مسلمانان در میدان جنگ «بدر» با روحیه آنها در حادثه «حمراء الاسد» که شرح آن گذشت، اعجاب انسان را برمى انگیزد که چگونه یک جمعیت شکست خورده فاقد روحیه عالى و نفرات کافى با آن همه مجروح در مدتى به این کوتاهى، که شاید به یک شبانه روز کامل نمى رسید، چنین آمادگى پیدا کردند و با عزمى راسخ و روحیه اى بسیار خوب، آماده تعقیب دشمن شدند تا آنجا که قرآن درباره آنها مى فرماید: هنگامى که خبر اجتماع دشمن براى حمله، به آنها رسید آنها نه تنها نهراسیدند بلکه ایمانشان و به دنبال آن استقامتشان افزوده شد. و این خاصیت ایمان به هدف است که هر قدر انسان مشکلات و مصائب را بیشتر و نزدیک تر ببیند، پایمردى و استقامت او بیشتر مى شود و در حقیقت تمام نیروهاى معنوى و مادى او براى مقابله با خطر، بسیج مى گردد. این دگرگونى عجیب در این فاصله کوتاه، انسان را به سرعت و عمق تأثیر تربیتى آیات قرآن و بیانات گیرا و مؤثر پیغمبر اسلام(صلى الله علیه وآله) آشنا مى سازد که این خود در سر حد یک اعجاز است.

منبع ...:

https://t.me/fazylatha

پیوندها:

کانال طاووس الجَنَّه:

https://t.me/tavoosoljannah

کانال شَرحِ سِرّ ( تماشاگه راز):

https://t.me/sharheser

پایگاه اطلاع‌رسانی سید ابراهیم رئیسی:

https://raisi.ir/service/election

الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم

امام رضا (علیه السلام):دوستی مردم

التَّوَدُّدُ نِصْفُ الْعَقْلِ.مهرورزی و دوستی با مردم،نصف عقل است.(تحف العقول، ص 526).

الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم

بخش فیلم



:: موضوعات مرتبط: ولایت فقیه , شهید , شهداء مدافع حرم , مسئله مهدویت , ظهور , قرآن کریم , تفسیر سوره مبارکه آل عمران , احادیث ائمه اطهار (علیهم السلام) , ,
:: برچسب‌ها: تفسیر آیات ۱۷۲ تا ۱۷۵ سوره مبارکه آل عمران , دعوت , خدا , پیامبر , جراحات , اجابت , نیکى , تقوا , پاداش , بزرگ , لشکر , دشمن , حمله , اجتماع , حامى , میدان , نعمت , فضل پروردگار , ناراحتى , رضاى خدا , پیروى , فضل و بخشش , شیطان , ترساندن , ظهور , یا زهراء سلام الله علیها , امام خامنه ای ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

یا زهراء سلام الله علیها

السلام علیک یا اباعبدالله الحسین (علیه السلام)

سخن طیب و پاکیزه

امام باقر علیه السلام

سخن طیب و پاکیزه را از هر که گفت بگیرید و اگرچه او خود بدان عمل نکند

تحف العقول،ص۲۹۱

ادامه مطلب ...

غدیر؛ نصب جانشین و توجه به مسأله امامت

 

ادامه مطلب ...

اشک و آمرزش گناه

قال الرضا علیه السلام:

یابن شبیب! ان بکیت علی الحسین علیه السلام حتی تصیر دموعک علی خدیک غفر الله لک کل ذنب اذنبته صغیرا کان او کبیرا قلیلا کان او کثیرا.

امام رضا علیه السلام فرمود: ای پسر شبیب! اگر بر، حسین علیه السلام آن قدر گریه کنی که اشکهایت بر چهره ات جاری شود، خداوند همه گناهانت را که مرتکب شده ای می آمرزد، کوچک باشد یا بزرگ، کم باشد یا زیاد.امالی صدوق، ص .112

منابع (ادامه مطلب):

https://hawzah.net/fa/Article/View/4127

موارد مرتبط:

چهل حدیث زیارت امام حسین علیه‌السلام در کربلا

شهادت امام حسین علیه‏‌السلام

چهل حدیث زیارت

http://ahlolbait.com/article/15336

https://rasekhoon.net/hadith

https://t.me/fazylatha

https://www.aviny.com/hadis-mozooee/hadis-farsi.aspx/

حضرت آیت‌الله امام خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در سخنرانی تلویزیونی بمناسبت سالروز ولادت رسول اکرم(ص) و امام صادق(ع) 13 /آبان/ 1399

سیاست ما درباره آمریکا با رفت‌وآمد اشخاص تغییر نمیکند باید قوی شویم تا مأیوس شوند

اقدام دولت فرانسه در ربط دادن حمایت از این کاریکاتور اهانت‌آمیز به آزادی بیان و حقوق بشر:

دولتی این ادعا را می‌کند که خشن‌ترین و وحشی‌ترین تروریست‌های جهان را که دستشان به خون هزاران نفر از مردم و دهها تن از مقامات ایرانی آلوده است در کشور خود جا داده، در طول جنگ تحمیلی بیشترین حمایت‌ها را از گرگ خونخواری مثل صدام به عمل آورده و در شنبه‌های اعتراض، مردم کشور خود را سرکوب می‌کند و همزمان دم از آزادی و حقوق بشر می‌زند.

علاج قطعی تحریم با تکیه بر توان داخل نه عقب‌نشینی در برابر آمریکا 10 /مرداد/ 1399

ادامه مطلب ...:

https://www.leader.ir/fa/content/24667

https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=46771

https://www.leader.ir/fa/content/24541

*****

بیانات در چهارمین کنگره بین‌المللی نهج‌‌البلاغه

امام خامنه ای:

دولت صهیونیستى بایست منحل بشود و از بین برود

حقوق حقّه‌ى فلسطین این است که بر سرزمین فلسطین باید خود فلسطینى‌ها حکومت کنند. اعراب فلسطینى صاحبان این سرزمینند، خودشان باید دولت تشکیل بدهند و بر این سرزمین حاکمیّت داشته باشند و دولت صهیونیستى بایست منحل بشود و از بین برود.

ما به‌ عنوان دولت و ملّت جمهورى اسلامى از دو نظر براى مسئله‌ى فلسطین اهمّیّت قائل هستیم:

اوّلاً تکلیف اسلامى ما است ...

ثانیاً از باب اینکه یک ملّتى مظلومند و نداى «یا للمسلمین» بلند کرده‌اند و از مسلمانها استمداد کرده‌اند، وظیفه‌ى ما و همه است ... 1363/09/09

امام خامنه ای:

چطور! ممکن است کسی از آمریکا در دنیا بترسد؟ ... در دنیا سیاستمداران درجه‌ی یک و قدرتمندان بزرگ و ممتازی که از این قدرتهای پوشالی مثل بید به خودشان میلرزند فراوانند. اما شما به خودت نگاه کن. شما میترسی؟ نه. تعجب هم میکنی [که‌] چرا باید بترسد کسی از یک قدرت طاغوتی. خب انسان در مقابلش می‌ایستد، با او مقابله میکند، توی دهان او میزند. این همان بینش الهی است. چرا؟ چون شما معتقد به خدا هستید، معتقد به منشاء و معدن و منبع همه‌ی قدرتها و عظمت‌ها هستی و خودتان را با آن منبع قدرت پیوند زده و در ارتباط میبینید، لذا نمیترسید. آنها به این چنین منبع قدرتی عقیده ندارند، او را نمیشناسند، آن را کشف نکردند، با او رابطه‌ای ندارند، لذا احساس ضعف میکنند ...

بخشی لز تفسیر سوره ملک (آیات 1 و 2) | 1363/08/18

امام خامنه ای:

شهید مطهری اگر امروز میبودند من فکر میکنم مناسب‌ترین جا برای ایشان ریاست جمهوری بود که با آن ابعاد عظیم شخصیت، یک حکیم، یک فیلسوف، یک فقیه، میشد رئیس جمهور یک نظام و این خیلی برای این نظام ارزش داشت، و ما میتوانستیم به وجود او در دنیا افتخار کنیم. واقعاً میتوانست یک نمودار خوبی برای این نظام باشد ...

اگر آقای مطهری بود امروز ... یک رئیس جمهور خوب و مناسب برای این اجتماع بود

ادامه مطلب ...:

https://farsi.khamenei.ir/speech?nt=2&year=1363

https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=46596

https://farsi.khamenei.ir/newspart-index?id=24584&nt=2&year=1363#84858

https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=24584

https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=24586

**************

شهید مدافع حرم شهید حسن رجایی فر تاریخ شهادت : 1395/02/17 | خانطومان - سوریه

بخشی از وصیت نامه:

ای مردم پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به مملکت شما آسیب نرسد. اخلاق نیکو در پیش گیرید که پسندیده‌ترین رفتار در نزد خدا است. ببخشید تا خداوند ببخشد شما را. بپوشانید گناهان یک دیگر را تا خداوند بپوشاند گناهان شما را.

منبع (ادامه مطلب ...):

 شهدای مدافع حرم / شهید مدافع حرم/مدافعان حریم اهل بیت (علیهم‌السلام)

https://harimeharam.ir/shahid/374

در فرازی از وصیت‌نامه شهید مدافع حرم شهید سعید مسلمی آمده است: «بدانید روزی نوبت شما هم خواهد رسید و باید برای آن روز از امروز خود را آماده کنید تا بتوانید برای دفاع از اسلام و شادی دل حضرت زهرا(س) از همه‌چیزتان بگذرید.»

اینفوگرافیک| شهید مدافع حرم «علیرضا توسلی»

درباره کتاب «عاشقان ایستاده می‌میرند»؛
روایتی خلاقانه از زندگی یک شهید مدافع حرم پاکستانی

یک جرعه کتاب
فرزندان گلم، سلام!

شهید نقی تی‌تی‌یان | شهادت: بيست و هشتم آبان 1362 در پنجوين عراق

بخشی از وصیت نامه:

اگر از این جنگ پیروز برگشتم که به همان منوال راه شهیدان را ادامه می‌دهم و اگر شهید شدم که آن هم لیاقت هرکسی ‌نمی‌باشد، از مادر مهربانم می‌خواهم که امر امام و انقلاب اسلامی را پشتیبانی کند ...

منبع (ادامه مطلب ...):

http://semnan.navideshahed.com/fa/news/492753

وصیت نامه شهید

شهید علی‌رضا درخشان | شهادت: بيست و یکم فروردين 1366، در پاسگاه زيدعراق

بخشی از وصیت نامه: ای مردم! وحدت خود را حفظ کرده و تا روزی که زنده اید در صحنه باشید

.....

خواهران عزیزم! وقار شما در حجاب شما است شما نیز با حجاب خود می‎توانید ادامه دهنده‎ی راه من باشید.

منبع (ادامه مطلب ...):

ویژه ‌نامه "وحدت در کلام شهدای استان البرز"

http://alborz.navideshahed.com/fa/news/491263

کلام شهداء

پیام تسلیت رهبر انقلاب درپی درگذشت
حجت‌الاسلام حاج سیدیحیی جعفری

 

**************

*****

*****

 

http://cdn.persiangig.com/preview/mWUF5NgLKC/ya%20zahra%20SALAMOLAH%20ALAYHA%2059%20estefade%20az%20mataleb%20ba%20zekre%20salavat%20azad%20ast.gif

السلام علیک یا اباعبدالله الحسین (علیه السلام)

بخشندگی

امام صادق علیه السلام

برتو باد بخشندگی و خوشرویی، زیرا همانگونه که گوهر درشت وسط گردنبند مایه زیبایی ان است،این دو خصلت نیز مایه زینت مرد هستند

(میزان الحکمه،ج۵،ص۱۳۹)
 

ادامه مطلب ...

http://yazahra313.sportblog.ir/

http://yazahra313..com/

http://imamhussain.niloblog.com/

http://yamahdi1313.blogtez.com/

التماس دعا



:: موضوعات مرتبط: ولایت فقیه , شهید , دفاع مقدس , شهداء مدافع حرم , مسئله مهدویت , ظهور , نماز , حوزه‌های علمیه , حجاب , ,
:: برچسب‌ها: اشک , آمرزش گناه , دولت صهیونیستى , شهید مطهری , رئیس جمهور , اجتماع , یاد شهداء ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

صفحه قبل 1 2 3 4 5 ... 37 صفحه بعد


نام :
وب :
پیام :
2+2=:
(Refresh)

آمار مطالب

:: کل مطالب : 365
:: کل نظرات : 0

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 1
:: تعداد اعضا : 0

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 446
:: باردید دیروز : 713
:: بازدید هفته : 4124
:: بازدید ماه : 4124
:: بازدید سال : 4124
:: بازدید کلی : 4124

RSS

Powered By
loxblog.Com