الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم


عضو شوید


نام کاربری
رمز عبور

:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری
رمز عبور
تکرار رمز
ایمیل
کد تصویری
به وبلاگ من خوش آمدید
براي اطلاع از آپيدت شدن وبلاگ در خبرنامه وبلاگ عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود



یا زهراء سلام الله علیها

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

اَلسَّلامُ عَلَیکمْ یا اَهْلَ بَیتِ النُّبُوَّة

الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم

وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ‌ مِن بَعْدِ الذِّكْرِ‌ أَنَّ الْأَرْ‌ضَ يَرِ‌ثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ

و در حقيقت، در زبور پس از تورات نوشتيم كه زمين را بندگان شايسته ما به ارث خواهند برد.

سوره مبارکه انبیاء آیه ۱۰۵

بخش اول مطالب

بخش دوم مطالب

پروردگارا
وجود پُر خیر این نعمت عظمی و شخصیت والا ،رهبر حکیم ، متوسم و معظم ،
فقیهی جامع الشرایط ، عارف ، زاهد ، متقی و افضل از انبیاء بنی اسرائیل ، که امید و ارامش میلیونها انسان موحد و مظلوم ومستضعف در سراسر جهان است را تا ظهور حجتت. منجی عالم ، انسان کامل ،حضرت حجت بن الحسن العسکری( روحی فداه ) از جمیع بلیات ارضی و سماوی و کید نفاق جدید و حسادت حسودان و دشمنان داخلی و خارجی نظام مقدس جمهوری اسلامی، حفظ بفرما،
آمین رب العالمین
س.م.ر

منبع (کانال فضیلتها):

https://t.me/fazylatha

امام صادق (علیه السلام) میفرمایند :

خداوند رحـمت کند بنده ای که محبت مردم را به سوی ما می کِشاند و ما را نزد مردم محبوب میسازد.

بخدا قسم اگر (مردم) ، سخنان ما را برای دیگران روایت میکردند ، به سبب آن سخنان ، عزیزتر می شدند.

مکیال المکارم ، ج۲

منبع (کانال فضیلتها):

https://t.me/fazylatha

بسم الله الرحمن الرحیم

تفسیرسوره مبارکه انعام

مقدمه:
از سوره هاى مكى و داراى 165 آيه مى باشد
سوره انعام
سوره مبارزه با انواع شرك و بت پرستى
گفته مى شود اين سوره شصت و نهمين سوره اى است كه در مكه بر پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) نازل گرديد، ولى در چند آيه از آن گفتگو است كه بعضى معتقدند اين چند آيه در مدينه نازل شده است ، اما از رواياتى كه از طريق اهل بيت به ما رسيده استفاده مى شود كه يكى از امتيازات اين سوره آن است كه تمام آياتش يكجا نازل شده است و بنابراين همه آن مكى خواهد بود.
هدف اساسى اين سوره ، همانند ساير سوره هاى مكى ، دعوت به اصول سه گانه توحيد و نبوت و معاد است ، ولى بيش از همه روى مساله يگانه پرستى و مبارزه با شرك و بت پرستى دور مى زند، به طورى كه در قسمت مهمى از آيات اين سوره روى سخن به مشركان و بت پرستان است ، و به همين مناسبت گاهى رشته بحث به اعمال و كردار و بدعتهاى مشركان مى كشد.
در هر صورت تدبر و انديشه در آيات اين سوره كه آميخته با استدلالات زنده و روشنى است ، روح توحيد و خدا پرستى را در انسان زنده كرده ، و پايه هاى شرك را ويران مى سازد، و شايد به خاطر همين بهم پيوستگى معنوى و اولويت مساله توحيد بر ساير مسائل بوده كه همه آيات آن يكجا نازل گرديده است .
و نيز به خاطر همين موضوع است كه در رواياتى كه پيرامون فضيلت اين سوره نازل شده كرارا مى خوانيم سوره انعام را هفتاد هزار فرشته ، به هنگام نزول بدرقه كردند، و كسى كه آن را بخواند (و در پرتو آن روح و جانش از سرچشمه توحيد سيراب گردد) تمام آن فرشتگان براى او آمرزش مى طلبند!.
دقت در آيات اين سوره ميتواند روح نفاق و پراكندگى را از ميان مسلمانان برچيند،
گوشها را شنوا، و چشمها را بينا و دلها را دانا سازد.
ولى عجيب اين است كه بعضى از اين سوره ، تنها به خواندن الفاظ آن قناعت مى كنند، و جلسات عريض و طويلى براى ختم انعام وحل مشكلات شخصى و خصوصى خود با تشريفات ويژهاى تشكيل مى دهند كه بنام جلسات ختم انعام ناميده مى شود، مسلما اگر در اين جلسات به محتواى سوره دقت شود، نه تنها مشكلات شخصى ، مشكلات عمومى مسلمانان نيز حل خواهد شد، اما افسوس ‍ كه بسيارى از مردم به قرآن به عنوان يك سلسله اوراد كه داراى خواص مرموز و ناشناخته است مى نگرند و جز به خواندن الفاظ آن نمى انديشند، در حالى كه قرآن سراسر درس است و مكتب ، برنامه است و بيدارى ، رسالت است و آگاهى .

تفسیر سوره مبارکه انعام آیات ۱و۲

بسم الله الرحمن الرحيم
الحمد لله الذى خلق السماوات و الا رض و جعل الظلمات و النور ثم الذين كفروا بربهم يعدلون (۱)
هو الذى خلقكم من طين ثم قضى اءجلا و اءجل مسمى عنده ثم اءنتم تمترون (۲)

ترجمه :
بنام خداوند بخشنده بخشايشگر
۱ - ستايش براى خداوندى است كه آسمانها و زمين را آفريد و ظلمتها و نور را ايجاد كرد، اما كافران براى پروردگار خود شريك و شبيه قرار مى دهند (با اينكه دلايل توحيد و يگانگى او در آفرينش جهان آشكار است ).
۲- او كسى است كه شما را از گل آفريد سپس مدتى مقرر داشت (تا انسان تكامل يابد)
و اجل حتمى نزد او است (و او از آن آگاه است ) با اين همه شما (مشركان در توحيد و يگانگى يا قدرت او) ترديد مى كنيد.

تفسیر
اين سوره با حمد و ستايش پروردگار آغاز شده است .
نخست از طريق آفرينش عالم كبير (آسمان و زمين ) و نظامات آنها، و سپس از طريق آفرينش عالم صغير يعنى انسان ، مردم را متوجه اصل توحيد مى سازد و ابتدا مى گويد: حمد و سپاس براى خدائى است كه آسمانها و زمين را آفريد (الحمد لله الذى خلق السماوات و الارض ).
خداوندى كه مبدء نور و ظلمت و بر خلاف عقيده دوگانه پرستان ، آفريننده همه چيز است (و جعل الظلمات و النور).
اما مشركان و كافران به جاى اينكه از اين نظام واحد درس توحيد بياموزند براى پروردگار خود شريك و شبيه مى سازند (ثم الذين كفروا بربهم يعدلون )
قابل توجه اينكه عقيده مشركان را با كلمه ثم كه در لغت عرب براى ترتيب با فاصله است ذكر كرده و اين نشان مى دهد كه در آغاز، توحيد به عنوان يك اصل فطرى و عقيده عمومى و همگانى بشر بوده است و شرك بعدا به صورت يك انحراف از اين اصل فطرى به وجود آمده .
اما در اينكه چرا درباره آفرينش زمين و آسمان ، كلمه خلق به كار رفته ، و در مورد نور و ظلمت كلمه جعل مفسران ، سخنان گوناگونى دارند، ولى آنچه نزديكتر به ذهن مى رسد اين است كه خلقت درباره اصل وجود چيزى است و جعل درباره خواص و آثار و كيفياتى است كه به دنبال آنها وجود پيدا مى كند و از آنجا كه نور و ظلمت جنبه تبعى دارد از آن تعبير به جعل شده است .
جالب توجه اينكه در حديثى از امير مؤ منان على (عليه السلام ) در تفسير اين آيه چنين نقل شده است كه فرمود: اين آيه در حقيقت به سه طايفه از منحرفان پاسـخ مى گويد، اول به ماديها كه جهان را ازلى مى پنداشتند و منكر خلق و آفرينش بودند، دوم به دوگانه پرستانى كه نور و ظلمت را دو مبدء مستقل مى دانستند، سوم رد بر مشركان عرب كه براى خدا شريك و شبيه قائل بودند.
آيا ظلمت از مخلوقات است ؟
از آيه بالا استفاده مى شود، همانطور كه نور مخلوق خداوند است ، ظلمت هم آفريده او است ، در حالى كه معروف در ميان فلاسفه و دانشمندان علوم طبيعى اين است كه ظلمت چيزى جز عدم نور نيست ، و اين را مى دانيم كه نام مخلوق بر معدوم نمى توان گذاشت ، بنابراين چگونه آيه مورد بحث ، ظلمت را جزء مخلوقات خداوند بشمار آورده است ؟! در پاسـخ اين ايراد مى توان گفت :
اولا ظلمت هميشه به معناى ظلمت مطلق نيست ، بلكه ظلمت غالبا به معناى نور بسيار كم و ضعيف در برابر نور فراوان و قوى بكار مى رود، مثلا همه مى گوئيم شب ظلمانى با اينكه مسلم است ، در شب ، ظلمت مطلق نيست ، بلكه همواره ظلمت شب آميخته با نور كم رنگ ستارگان يا منابع ديگر نور ميباشد، بنابراين مفهوم آيه اين مى شود كه خداوند براى شما روشنى روز و تاريكى شب كه يكى نور قوى و ديگرى نور بسيار ضعيف است ، قرار داد و بديهى است كه ظلمت به اين معنى از مخلوقات خدا است .
و ثانيا درست است كه ظلمت مطلق يك امر عدمى است ، اما امر عدمى هنگامى كه در شرائط خاصى واقع شود، حتما از يك امر وجودى سرچشمه ميگيرد يعنى كسى كه ظلمت مطلق را در شرائط خاصى براى اهداف معينى بوجود مى آورد
حتما بايد از وسائل وجودى استفاده كند، مثلا ما ميخواهيم در لحظه معينى اطاق را براى ظاهر كردن عكسى تاريك كنيم ناچاريم جلوى نور را بگيريم تا ظلمت در اين لحظه معين بوجود آيد، چنين ظلمتى مخلوق است (مخلوق بالتبع ).
و به اصطلاح عدم مطلق گرچه مخلوق نيست ، اما عدم خاص سهمى از وجود دارد و مخلوق مى باشد.
نور رمز وحدت و ظلمت رمز پراكندگى است
نكته ديگرى كه در اينجا بايد به آن توجه داشت اين است كه در آيات قرآن ، نور با صيغه مفرد آورده شده و ظلمت به صورت جمع (ظلمات ).
ممكن است اين تعبير اشاره لطيفى به اين حقيقت باشد كه ظلمت (اعم از حسى و معنوى ) همواره سرچشمه پراكندگيها و جدائيها و دور افتادنها است ، در صورتى كه نور رمز وحدت و اجتماع مى باشد.
بسيار با چشم خود ديده ايم كه در يك شب تابستانى ، چراغى در وسط حياط يا بيابان روشن مى كنيم ، در مدت كوتاهى همه گونه حشرات گرد آن جمع مى شوند و در واقع مجمعى از زندگى را در اشكال متنوع تشكيل ميدهند، اما هنگامى كه آن را خاموش كنيم هر كدام به طرفى ميروند و پراكنده مى گردند، در مسائل معنوى و اجتماعى نيز همينگونه است ، نور علم و قرآن و ايمان مايه وحدت ، و ظلمت جهل و كفر و نفاق موجب پراكندگى است .
گفتيم اين سوره براى تحكيم پايه هاى خدا پرستى و توحيد در دلها نخست انسان را متوجه عالم كبير مى سازد، و در آيه بعد توجه به عالم صغير يعنى انسان مى دهد و در اين مورد به شگفت انگيزترين مساله يعنى آفرينش او از خاك و گل اشاره كرده مى فرمايد: او است خدائى كه شما را از گل آفريد
(هو الذى خلقكم من طين ).

درست است كه آفرينش ما از پدران و مادرانمان بوده است ، نه از خاك ولى چون آفرينش انسان نخستين از خاك و گل بوده است ، درست است كه به ما نيز چنين خطابى بشود.سپس به مراحل تكاملى عمر انسان اشاره كرده مى گويد: پس از آن مدتى را مقرر ساخت كه در اين مدت انسان در روى زمين پرورش و تكامل پيدا كند (ثم قضى اجلا).اجل در اصل به معنى مدت معين است ، و قضاء اجل به معنى تعيين مدت و يا به آخر رساندن مدت است ، اما بسيار ميشود، كه به آخرين فرصت نيز اجل گفته مى شود، مثلا مى گويند اجل دين فرا رسيده است يعنى آخرين موقع پرداخت بدهى رسيده است ، و اينكه به فرا رسيدن مرگ نيز اجل مى گويند به خاطر اين است كه آخرين لحظه عمر انسان در آن موقع است .سپس براى تكميل اين بحث مى گويد: اجل مسمى در نزد خدا است (و اجل مسمى عنده ).و بعد ميگويد شما افراد مشرك درباره آفريننده اى كه انسان را از اين اصل بى ارزش يعنى گل آفريده و از اين مراحل حيرت انگيز و حيرت زا گذرانده است شك و ترديد به خود راه ميدهيد، موجودات بى ارزشى همچون بتها را در رديف او قرار داده ، يا در قدرت پروردگار بر رستاخيز و زنده كردن مردگان شك و ترديد داريد.
(ثم انتم تمترون ).
اجل مسمى چيست ؟
شك نيست كه كلمه اجل مسمى و اجلا در آيه به دو معنى است و اينكه بعضى هر دو را به يك معنى گرفته اند با تكرار كلمه اجل مخصوصا با ذكر قيدمسمى در دفعه دوم به هيچوجه سازگار نيست .لذا مفسران درباره تفاوت اين دو، بحثها كرده اند اما از آنچه بقرينه ساير آيات قرآن و همچنين رواياتى كه از طريق اهل بيت (عليهم السلام ) به ما رسيده استفاده مى شود تفاوت اين دو در آن است كه اجل به تنهائى به معنى عمر و وقت و مدت غير حتمى ، و اجل مسمى به معنى عمر و مدت حتمى است ، و به عبارت ديگر اجل مسمى مرگ طبيعى و اجل مرگ زودرس است .توضيح اينكه : بسيارى از موجودات از نظر ساختمان طبيعى و ذاتى استعداد و قابليت بقاء براى مدتى طولانى دارند، ولى در اثناء اين مدت ممكن است موانعى ايجاد شود كه آنها را از رسيدن به حد اكثر عمر طبيعى باز دارد، مثلا يك چراغ نفت سوز با توجه به مخزن نفت آن ، ممكن است مثلا بيست ساعت استعداد روشنائى داشته باشد، اما وزش يك باد شديد و ريزش باران و يا عدم مراقبت از آن سبب مى شود كه عمر آن كوتاه گردد.در اينجا اگر چراغ با هيچ مانعى برخورد نكند و تا آخرين قطره نفت آن بسوزد سپس خاموش شود به اجل حتمى خود رسيده است و اگر موانعى قبل از آن باعث خاموشى چراغ گردد مدت عمر آن را اجل غير حتمى ميگوئيم .در مورد يك انسان نيز چنين است اگر تمام شرائط براى بقاى او جمع گردد و موانع بر طرف شود ساختمان و استعداد او ايجاب مى كند كه مدتى طولانى - هر چند اين مدت بالاخره پايان وحدى دارد - عمر كند، اما ممكن است بر اثر سوء تغذيه يا مبتلا شدن به اعتيادات مختلف و يا دست زدن به خودكشى يا ارتكاب گناهان خيلى زودتر از آن مدت بميرد، مرگ را در صورت اول اجل حتمى و در صورت دوم اجل غير حتمى مى نامند.و به تعبير ديگر اجل حتمى در صورتى است كه ما به مجموع علل تامه بنگريم و اجل غير حتمى در صورتى است كه تنها مقتضيات را در نظر بگيريم .با توجه به اين دو نوع اجل بسيارى از مطالب روشن ميشود، از جمله اينكه در روايات مى خوانيم صله رحم عمر را زياد و يا قطع رحم عمر را كم مى كند (منظور از عمر و اجل در اين موارد اجل غير حتمى است ).و يا اينكه در آيه اى مى خوانيم فاذا جاء اجلهم لا يستاخرون ساعة و لايستقدمون : هنگامى كه اجل آنها فرا رسد نه ساعتى به عقب ميافتد و نه جلو در اينجا منظور از اجل همان مرگ حتمى است .بنابراين آيه مزبور تنها مربوط به موردى است كه انسان به عمر نهائى خود رسيده است ، و اما مرگهاى پيشرس را به هيچ وجه شامل نمى شود.و در هر صورت بايد توجه داشت كه هر دو اجل از ناحيه خدا تعيين مى شود يكى بطور مطلق و ديگرى به عنوان مشروط و يا معلق ، درست مثل اينكه مى گوئيم : اين چراغ بعد از بيست ساعت بدون هيچ قيد و شرط خاموش مى شود و نيز مى گوئيم اگر طوفانى بوزد بعد از دو ساعت ، خاموش خواهد شد، در مورد انسان و اقوام و ملتها نيز چنين است ميگوئيم خداوند اراده كرده است كه فلان شخص يا ملت پس از فلان مقدار عمر بطور قطع از ميان برود و نيز ميگوئيم اگر ظلم و ستم و نفاق و تفرقه و سهل انگارى و تنبلى را پيشه كنند در يك سوم آن مدت از بين خواهند رفت ، هر دو اجل از ناحيه خدا است يكى مطلق و ديگرى مشروط.از امام صادق (عليه السلام ) در ذيل آيه فوق چنين نقل شده كه فرمود: هما اجلان اجل محتوم و اجل موقوف : اين اشاره به دو نوع اجل است ، اجل حتمى و اجل مشروط و در احاديث ديگرى كه در اين زمينه وارد شده تصريح گرديده است كه اجل غير حتمى (مشروط) قابل تقديم و تاخير است و اجل حتمى قابل تغيير نيست (نور الثقلين جلد اول صفحه 504 ).

منبع (کانال فضیلتها):

https://t.me/fazylatha

بسم الله الرحمن الرحیم

ساعتی که روزی ها تقسیم می شود...

حضرت امام باقر علیه السلام

إنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يُحِبُّ مِنْ عِبَادِهِ الْمُؤْمِنِينَ كُلَّ عَبْدٍ دَعَّاءٍ فَعَلَيْكُمْ بِالدُّعَاءِ فِي السَّحَرِ إِلَى طُلُوعِ الشَّمْسِ فَإِنَّهَا سَاعَةٌ تُفَتَّحُ فِيهَا أَبْوَابُ السَّمَاءِ وَ تُقَسَّمُ فِيهَا الْأَرْزَاقُ وَ تُقْضَى فِيهَا الْحَوَائِجُ الْعِظَامُ.

خداوند عزّوجلّ از میان بندگان خود هر بنده ای که زیاد اهل دعا کردن است را دوست دارد.

پس مقیّد باشید که سحر تا طلوع آفتاب، مشغول دعا باشید که این زمانی است که درهای آسمان گشوده، روزی ها تقسیم و حوائج بزرگ برآورده می شود.

«اصول کافی» ج ۲ص۴۷۸

منبع (کانال فضیلتها):

https://t.me/fazylatha

بسم الله الرحمن الرحیم

تفسیر سوره مبارکه انعام آیه ۳

و هو الله فى السماوات و فى الارض يعلم سركم و جهركم و يعلم ما تكسبون(۳)

ترجمه :
۳ - او است خداوند در آسمانها و در زمين ، پنهان و آشكار شما را مى داند و از آنچه (انجام مى دهيد و) به دست مى آوريد با خبر است .

تفسیر
در اين آيه براى تكميل بحث گذشته در زمينه توحيد و يگانگى خدا و پاسـخ گفتن به كسانى كه براى هر دسته اى از موجودات خدائى قائلند و مى گويند خداى باران ، خداى جنگ ، خداى صلح ، خداى آسمان و مانند آن چنين مى گويد: او است خداوندى كه الوهيتش بر تمام آسمانها و زمين حكومت مى كند (و هو الله فى السماوات و فى الارض ) (۱).
يعنى با توجه به اينكه خالق همه چيز او است ، مدبر و اداره كننده همه نيز او ميباشد. - زيرا حتى مشركان جاهليت خالق و آفريدگار را( الله ) ميدانستند ولى تدبير و تصرف را براى بتها قائل بودند.
آيه به آنها پاسـخ ميدهد: كسى كه خالق است ، تدبير و تصرف در همه جا نيز به دست او است . اين احتمال نيز در تفسير آيه وجود دارد كه خداوند در همه جا حاضر است ، در آسمانها و در زمين و جائى از او خالى نيست ، نه اينكه جسم باشد و مكان داشته باشد بلكه احاطه به همه مكانها دارد. بديهى است كسى كه در همه جا حكومت مى كند و تدبير همه چيز بدست او است و در همه جا حضور دارد، تمام اسرار و نهانيها را ميداند، و لذا در جمله بعد مى گويد: چنين پروردگارى پنهان و آشكار شما را ميداند و نيز از آنچه انجام ميدهيد با خبر است (يعلم سركم و جهركم و يعلم ما تكسبون ).
ممكن است گفته شود سر و جهر در آيه اعمال انسانها و نيات آنها را نيز شامل ميشود، بنابراين نيازى به ذكر ما تكسبون (انجام ميدهيد) نيست . ولى بايد توجه داشت كه كسب به معنى نتيجه هاى عمل و حالات روحى حاصل از اعمال خوب و بد است ، يعنى او هم از اعمال و نيات شما با خبر است ، و هم از اثراتى كه اين اعمال در روح شما ميگذارد، و در هر حال ذكر اين جمله براى تاكيد در مورد اعمال انسانها است .

منبع (کانال فضیلتها):

https://t.me/fazylatha

بسم الله الرحمن الرحیم

تفسیر سوره مبارکه انعام آیات ۴تا۵

و ما تاتيهم من ءاية من ءايات ربهم إلا كانوا عنها معرضين (۴)
فقد كذبوا بالحق لما جاءهم فسوف يأ تيهم اءنبؤا ما كانوا به يستهزءون(۵)

ترجمه :
۴- هيچ نشانه و آيه اى از آيات پروردگارشان به آنها نميرسد مگر اينكه از آن روى ميگردانند !.
۵- آنان حق را هنگامى كه سراغشان آمد، انكار كردند ولى به زودى خبر آنچه را به باد مسخره گرفتند به آنان ميرسد (و از نتائج كار خود آگاه مى شوند).

تفسیر
گفتيم در سوره انعام روى سخن بيشتر با مشركان است ، و قرآن به انواع
وسائل براى بيدارى و آگاهى آنها متوسل ميشود، اين آيه و آيات فراوانى كه بعد از آن مى آيد در تعقيب همين موضوع است . در اين آيه به روح لجاجت و بي اعتنائى و تكبر مشركان در برابر حق و نشانه هاى خدا اشاره كرده ، مى گويد: آنها چنان لجوج و بى اعتنا هستند كه هر نشانه اى از نشانه هاى پروردگار را ميبينند، فورا از آن روى برمى گردانند. (و ما تاتيهم من آية من آيات ربهم الا كانوا عنها معرضين )
يعنى ابتدائى ترين شرط هدايت و راهيابى كه تحقيق و جستجوگرى است در آنها وجود ندارد، نه تنها شور و عشق يافتن حق در وجود آنان نيست كه همانند تشنگانى كه به دنبال آب ميدوند در جستجوى حق باشند، بلكه اگر چشمه آبى زلال بر در خانه آنها بجوشد صورت از آن برگردانده و اصلا به آن نگاه نمى كنند، حتى اگر اين آيات از طرف پروردگار آنها باشد (ربهم ) و به منظور تربيت و تكامل خود آنها نازل گردد!
اين روحيه منحصر به دوران جاهليت و مشركان عرب نبوده ، الان هم بسيارى را ميبينيم كه در يك عمر شصت ساله حتى ، زحمت يكساعت تحقيق و جستجو در باره خدا و مذهب به خود نمى دهند، سهل است اگر كتاب و نوشته اى در اين زمينه به دست آنها بيفتد به آن نگاه نميكنند، و اگر كسى با آنها در اين باره سخن گويد، گوش فرا نميدهند، اينها جاهلان لجوج و بيخبرى هستند كه ممكن است گاهى در كسوت دانشمند ظاهر شوند!
سپس به نتيجه اين عمل آنها اشاره كرده و مى گويد: نتيجه اين شد كه آنها حق را به هنگامى كه به سراغشان آمد تكذيب كردند در حالى كه اگر در آيات و نشانه هاى پروردگار دقت مى نمودند، حق را بخوبى ميديدند و مى شناختند
و باور مى كردند (فقد كذبوا بالحق لما جائهم ).
(و نتيجه اين تكذيب را بزودى دريافت خواهند داشت ، و خبر آنچه را بباد مسخره گرفتند به آنها مى رسد) (فسوف ياتيهم انباء ما كانوا به يستهزئون )
در دو آيه فوق در حقيقت اشاره به سه مرحله از كفر شده كه مرحله به مرحله تشديد ميگردد، نخست مرحله اعراض و روى گردانيدن ، سپس مرحله تكذيب و بعدا مرحله استهزاء و مسخره كردن حقايق و آيات خدا.
اين امر نشان كه انسان در طريق كفر در يك مرحله متوقف نميشود بلكه هر چه پيش ميرود بر شدت انكار و عداوت و دشمنى با حق و بيگانگى از خدا مى افزايد.
منظور از تهديد كه در آخر آيه ذكر شده ، اين است كه در آينده دور يا نزديك عواقب شوم بى ايمانى دامن آنها را در دنيا و آخرت خواهد گرفت ، آيات بعد نيز شاهد اين تفسير است .

منبع (کانال فضیلتها):

https://t.me/fazylatha

به یاد شهدا:

برخی موارد مرتبط و ...

امام خامنه ای:

متأسّفانه امروز کسانی هستند که در زیر سایه‌ی جمهوری اسلامی و به برکت مجاهدت همین شهیدان و رزمندگان و ایثارگران و امثال اینها دارند با امنیّت و آزادی زندگی میکنند و 180 درجه بر خلاف خواسته‌های آنها و اهداف انقلاب کار میکنند و حرکت میکنند! اینها باید برای خودشان روشن کنند که جواب این خونهای پاک را چه جور خواهند داد. شما در مقابل، تلاشتان را در راه حق، در راه صحیح، در راه انقلاب مضاعف کنید. 1399/12/25

برخی موارد مرتبط و ...

امام خامنه ای:

سبک زندگی اسلامی در رفتار رزمندگان ما و شهدای ما یک چیز برجسته‌ای است که واقعاً نمیشود از این صرف نظر کرد. آن قدر نکته‌ی الهام‌بخش در زندگی این شهیدان وجود دارد که واقعاً جا دارد یک تصویر هنرمندانه‌ای از این وضعیّت را هنرمندان ما به دنیا نشان بدهند، و رزمنده‌ی ایرانی را بشناسانند به دنیا و با کارهای هنری و بزرگ در مقابل چشم مردم دنیا قرار بدهند ... 1400/08/30

بخش سوم مطالب

حضرت محمد صلی اللع علیع و آله:

إِنِّي تَارِكٌ فِيكُمُ الثَّقَلَيْنِ مَا إِنْ تَمَسَّكْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا كِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِي أَهْلَ بَيْتِي وَ إِنَّهُمَا لَنْ يَفْتَرِقَا حَتَّى يَرِدَا عَلَيَّ الْحَوْضَ فَانْظُرُوا كَيْفَ تَخْلُفُونِّي فِيهِمَا أَلَا هذا عَذْبٌ فُراتٌ فَاشْرَبُوا وَ هذا مِلْحٌ أُجاجٌ فَاجْتَنِبُوا؛ همانا من در ميان شما دو چيز سنگين و گران ميگذارم، كه اگر بدانها چنگ زنيد هرگز پس از من گمراه نشويد: كتاب خدا و عترت من أهل بيتم، و اين دو از يك ديگر جدا نشوند تا در كنار حوض كوثر بر من درآيند، پس بنگريد چگونه پس از من در باره آن دو رفتار كنيد، آگاه باشيد كه اين (يعنى تمسك بعترت) آب خوشگوار و شيرين است پس بياشاميد، و آن ديگر (يعنى روى برتافتن از ايشان) آب شور و تلخ است و از آن بپرهيزيد

سبک زندگی حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)

منبع (ادامه مطلب ...)

https://www.leader.ir/

 

کانال فضیلتها | کانال طاووس الجَنَّه | کانال شَرحِ سِرّ ( تماشاگه راز)

پایگاه اطلاع‌رسانی سید ابراهیم رئیسی | https://qaem14.blog.ir/

https://kawsar1214.blogspot.com/2022/03/the-first-revolt-took-place-during.html

الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم

*****

التماس دعا



:: موضوعات مرتبط: ولایت فقیه , شهید , دفاع مقدس , شهداء مدافع حرم , مسئله مهدویت , ظهور , نماز , حوزه‌های علمیه , حجاب , قرآن کریم , سوره مبارکه انعام , احادیث ائمه اطهار (علیهم السلام) , ,
:: برچسب‌ها: تفسیر سوره مبارکه انعام آیات 1 تا 5 , تفسیر سوره مبارکه انعام , سوره مبارکه انعام , پروردگارا , امام صادق (علیه السلام) , خداوند رحـمت کند , سخنان , عزیز , مکیال المکارم , حضرت امام باقر علیه السلام , دعا , سحر , طلوع آفتاب , آسمانها , مسخره , شهید ابوذر طبرزدی , مجاهدت , شهیدان , رزمندگان , ایثارگران , امنیت , آزادی , زندگی , 180 درجه , شهید احمد بیات , سبک زندگی اسلامی , هنرمندان , امام خامنه ای , یا زهراء سلام الله علیها , ظهور ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

یا زهراء سلام الله علیها

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

اَلسَّلامُ عَلَیکمْ یا اَهْلَ بَیتِ النُّبُوَّة

الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم

وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ‌ مِن بَعْدِ الذِّكْرِ‌ أَنَّ الْأَرْ‌ضَ يَرِ‌ثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ

و در حقيقت، در زبور پس از تورات نوشتيم كه زمين را بندگان شايسته ما به ارث خواهند برد.

سوره مبارکه انبیاء آیه ۱۰۵

بخش اول مطالب

بخش دوم مطالب

امام باقر(عليه السلام) فرمودند :

دنيا را چون منزلى بدان كه در آن فرود آمده اى و سپس از آن مى كوچى

يا مانند مالى بدان كه در عالم خواب يافته اى و چون بيدار شوى خبرى از آن نيست .

من اين را به عنوان مَثَل برايت گفتم ؛ زيرا دنيا در نظر خردمندان و خداشناسان همانند جابه جا شدن سايه هاست.

الكافي ج۲ ص۱۳۳

منبع (کانال فضیلتها):

https://t.me/fazylatha

تفسیر سوره مبارکه مائده آیات ۱۱۱تا۱۱۵

وَ إِذْ أَوْحَيْت إِلى الْحَوَارِيِّينَ أَنْ ءَامِنُوا بى وَ بِرَسولى قَالُوا ءَامَنَّا وَ اشهَدْ بِأَنَّنَا مُسلِمُونَ‏(۱۱۱) إِذْ قَالَ الْحَوَارِيُّونَ يَاعِيسى ابْنَ مَرْيَمَ هَلْ يَستَطِيعُ رَبُّك أَن يُنزِّلَ عَلَيْنَا مَائدَةً مِّنَ السمَاءِقَالَ اتَّقُوا اللَّهَ إِن كنتُم مُّؤْمِنِينَ‏(۱۱۲) قَالُوا نُرِيدُ أَن نَّأْكلَ مِنهَا وَ تَطمَئنَّ قُلُوبُنَا وَ نَعْلَمَ أَن قَدْ صدَقْتَنَا وَ نَكُونَ عَلَيْهَا مِنَ الشاهِدِينَ‏(۱۱۳) قَالَ عِيسى ابْنُ مَرْيَمَ اللَّهُمَّ رَبَّنَا أَنزِلْ عَلَيْنَا مَائدَةً مِّنَ السمَاءِ تَكُونُ لَنَا عِيداً لأَوَّلِنَا وَ ءَاخِرِنَا وَ ءَايَةً مِّنك وَ ارْزُقْنَا وَ أَنت خَيرُ الرَّازِقِينَ‏(۱۱۴) قَالَ اللَّهُ إِنى مُنزِّلُهَا عَلَيْكُم ْفَمَن يَكْفُرْ بَعْدُ مِنكُمْ فَإِنى أُعَذِّبُهُ عَذَاباً لا أُعَذِّبُهُ أَحَداً مِّنَ الْعَالَمِينَ‏(۱۱۵)

ترجمه:
۱۱۱ -و بياد آور زمانى را كه به حواريون وحى فرستادم كه به من و فرستاده من ايمان بياوريد ، آنها گفتند ايمان آورديم و گواه باش كه ما مسلمانيم.
۱۱۲ -در آن هنگام كه حواريون گفتند : اى عيسى بن مريم آيا پروردگار تو مى‏تواند مائده‏اى از آسمان نازل كند ؟ او ( در پاسخ ) گفت از خدا بپرهيزيد اگر با ايمان هستيد!.
۱۱۳ -گفتند ( ما نظر سوئى نداريم ) مى‏خواهيم از آن بخوريم و دلهاى ما ( به رسالت تو ) مطمئن گردد و بدانيم به ما راست گفته ‏اى و بر آن گواه باشيم .
۱۱۴-عيسى عرض كرد : خداوندا ، پروردگارا ! مائده‏اى از آسمان بر ما بفرست تا عيدى براى اول و آخر ما باشد و نشانه ‏اى از تو ، و به ما روزى ده ، تو بهترين روزى دهندگانى.
۱۱۵ -خداوند ( دعاى او را مستجاب كرد و ) گفت من آنرا بر شما نازل مى‏كنم ولى هر كس از شما بعد از آن كافر گردد ( و راه انكار پويد ) او را چنان مجازاتى مى‏كنم كه احدى از جهانيان را نكرده باشم!.

تفسیر

داستان نزول مائده بر حواريون

به دنبال بحثى كه درباره مواهب الهى درباره مسيح (عليه ‏السلام‏) و مادرش در آيات قبل بيان شد در اين آيات به موهبتهائى كه به حواريين يعنى ياران نزديك مسيح (عليه ‏السلام‏) بخشيده اشاره مى‏كند : نخست مى‏فرمايد : بخاطر بياور زمانى را كه به حواريين وحى فرستادم كه به من و فرستاده‏ام مسيح (عليه ‏السلام‏) ايمان بياوريد و آنها دعوت مرا اجابت كردند و گفتند : ايمان آورديم ، خداوندا گواه باش كه ما مسلمان و در برابر فرمان تو تسليم هستيم ( و اذ اوحيت الى الحواريين ان آمنوا بى و برسولى قالوا آمنا و اشهد باننا مسلمون ) .
البته مى‏دانيم كه وحى در قرآن معنى وسيعى دارد و منحصر به وحى‏ هائى كه بر پيامبران نازل مى‏شد نيست ، بلكه الهاماتى كه به قلب افراد مى‏شود نيز از مصداقهاى آن است و لذا درباره مادر موسى ( سوره قصص آيه 7 ) نيز تعبير به وحى شده و حتى به غرائز و الهامات تكوينى حيواناتى همچون زنبور عسل نيز در قرآن كلمه وحى گفته شده است .
اين احتمال نيز وجود دارد كه منظور وحى ‏هائى باشد كه بواسطه مسيح (عليه ‏السلام‏) و با پشتوانه معجزات براى آنها فرستاده مى‏شد.
درباره حواريين يعنى شاگردان و ياران مخصوص مسيح (عليه‏ السلام‏) در جلد دوم صفحه 426 بحث كرده ‏ايم.
سپس اشاره به جريان معروف نزول مائده آسمانى كرده ، مى‏گويد : ياران خاص مسيح به عيسى (عليه ‏السلام‏) گفتند : آيا پروردگار تو مى ‏تواند غذائى از آسمان براى ما بفرستد ؟ ( اذ قال الحواريون يا عيسى ابن مريم هل يستطيع ربك ان ينزل علينا مائدة من السماء ) .
مائده در لغت هم به خوان و سفره و طبق گفته مى‏شود و هم به غذائى كه در آن قرار مى‏دهند.
و در اصل از ماده ميد به معنى حركت و تكان خوردن است شايد اطلاق مائده بر سفره و غذا به خاطر نقل و انتقالى است كه در آن صورت مى‏گيرد.
مسيح (عليه ‏السلام‏) از اين تقاضا كه بوى شك و ترديد مى‏داد پس از آوردن آن همه آيات و نشانه ‏هاى ديگر نگران شد و به آنها هشدار داد و گفت : از خدا بترسيد اگر ايمان داريد ( قال اتقوا الله ان كنتم مؤمنين ) .
ولى به زودى به اطلاع عيسى (عليه ‏السلام‏) رسانيدند كه ما هدف نادرستى از اين پيشنهاد نداريم ، و غرض ما لجاجت ‏ورزى نيست بلكه مى‏خواهيم از اين مائده بخوريم ( و علاوه بر نورانيتى كه بر اثر تغذيه از غذاى آسمانى در قلب ما پيدا مى‏شود ، زيرا تغذيه به طور مسلم در روح انسان مؤثر است ) قلب ما اطمينان و آرامش پيدا كند و با مشاهده اين معجزه بزرگ به سر حد عين اليقين برسيم و بدانيم آنچه به ما گفته‏ اى راست بوده و بتوانيم بر آن گواهى دهيم ( قالوا نريدان ناكل منها و تطمئن قلوبنا و نعلم ان قد صدقتنا و نكون عليها من الشاهدين).
هنگامى كه عيسى (عليه ‏السلام‏) از حسن نيت آنها در اين تقاضا آگاه شد ، خواسته آنها را به پيشگاه پروردگار به اين صورت منعكس كرد : خداوندا مائده ‏اى از
آسمان براى ما بفرست كه عيدى براى اول و آخر ما باشد ، و نشانه ‏اى از ناحيه تو محسوب شود و به ما روزى ده ، تو بهترين روزى دهندگان هستى ( قال عيسى ابن مريم اللهم ربنا انزل علينا مائدة من السماء تكون لنا عيدا لاولنا و آخرنا و آية منك و ارزقنا و انت خير الرازقين ) .
قابل توجه اينكه مسيح تقاضاى آنها را بطرزى شايسته‏ تر در پيشگاه خدا بيان كرد كه حاكى از روح حق‏ طلبى و ملاحظه مصالح جمعى و عمومى بوده باشد. خداوند اين دعائى را كه از روى حسن نيت و اخلاص صادر شده بود اجابت كرد ، و به آنها فرمود : من چنين مائده‏ اى را بر شما نازل مى‏كنم ، ولى توجه داشته باشيد ، بعد از نزول اين مائده مسئوليت شما بسيار سنگينتر مى‏شود و با مشاهده چنين معجزه آشكارى هر كس بعد از آن ، راه كفر را بپويد او را چنان مجازاتى خواهم كرد كه احدى از جهانيان را چنين مجازاتى نكرده باشم ! ( قال الله انى منزلها عليكم فمن يكفر بعد منكم فانى اعذبه عذابا لا اعذبه احدا من العالمين ) .

يادآورى چند نكته لازم
در اين آيات نكاتى است كه بايد مورد بررسى قرار گيرد:
۱- منظور از تقاضاى مائده چه بود ؟
-شك نيست كه حواريون در اين تقاضا نظر سوئى نداشتند و هدفشان لجاجت در برابر مسيح (عليه ‏السلام‏) نبود ، بلكه در جستجوى آرامش بيشتر و زدودن باقيمانده ترديدها و وسوسه ‏هاى اعماق قلبشان بوده است زيرا بسيار مى‏شود كه انسان با استدلال و حتى گاهى با تجربه ، مطلبى را اثبات مى‏كند اما چون مساله ، مساله مهمى است بقايائى از وسوسه و شك در زواياى قلب او مى‏ماند ، لذا ميل دارد با تجربه و آزمايش مكرر ، و يا با تبديل كردن استدلالات علمى به مشاهدات عينى آنها را نيز از اعماق قلب خود ريشه ‏كن سازد ، لذا مى‏بينيم حتى ابراهيم (عليه ‏السلام‏) با آن مقام والاى ايمان و يقينش از خداوند تقاضا مى‏كند كه مساله معاد را با چشم خود ببيند تا ايمان علميش به عين اليقين و شهود ، تبديل شود.
ولى از آنجا كه تعبير تقاضاى حواريون ظاهرا زننده بود ، حضرت مسيح (عليه ‏السلام‏) آن را حمل بر بهانه‏ جوئى كرد و به آنها اعتراض نمود اما هنگامى كه با توضيح بيشتر مقصد خود را روشن ساختند ، عيسى (عليه‏ السلام‏) در برابر آنها تسليم شد .
۲- منظور از هل يستطيع ربك چيست؟
-مسلما اين جمله در ابتدا چنين معنى مى‏دهد كه حواريون در قدرت خدا در نزول مائده شك داشتند ، ولى در تفسير آن مفسران اسلامى بياناتى دارند ، كه چند قسمت آن از همه بهتر به نظر مى‏رسد نخست اينكه اين درخواست در آغاز كار آنها بود ، كه به تمام صفات خدا كاملا آشنا نبودند ، ديگر اينكه منظورشان اين بوده آيا خداوند مصلحت مى‏بيند چنين مائده ‏اى را بر ما نازل كند ، همانطور كه فى المثل كسى به ديگرى مى‏گويد من نمى‏توانم تمام ثروتم را بدست فلان كس بدهم ، يعنى صلاح نمى‏بينم نه اينكه قدرت ندارم ، سوم اينكه يستطيع به معنى يستجيب بوده باشد زيرا ماده طوع به معنى انقياد است و هنگامى كه به باب استفعال برود چنين معنى را مى‏توان از آن استفاده كرد ، بنابراين معنى جمله چنين مى‏شود آيا پروردگار تو از ما مى‏پذيرد كه مائده آسمانى بر ما نازل كند ؟
۳-اين مائده آسمانى چه بود ؟
-درباره محتويات اين مائده در قرآن ذكرى به ميان نيامده ، ولى از احاديث از جمله از حديثى كه از امام باقر (عليه ‏السلام‏) نقل شده چنين استفاده مى‏شود كه طعام مزبور چند قرص نان و چند ماهى بود و شايد علت مطالبه چنين اعجازى آن بوده ، كه شنيده بودند مائده آسمانى بر بنى اسرائيل به اعجاز موسى نازل شد ، آنها هم چنين تقاضائى را از عيسى كردند.
۴- آيا مائده‏اى بر آنها نازل شد ؟
-با اينكه آيات فوق تقريبا صراحت در نزول مائده دارد زيرا وعده خداوند تخلف ‏ناپذير است ، اما عجيب اين است كه بعضى از مفسران در نزول مائده ترديد كرده ‏اند و گفته ‏اند هنگامى كه حواريون
شدت مسئوليت را پس از نزول مائده احساس كردند از تقاضاى خود صرفنظر نمودند ! ولى حق اين است كه مائده بر آنها نازل گرديد.
۵- عيد چيست ؟
عيد در لغت از ماده عود به معنى بازگشت است ، و لذا به روزهائى كه مشكلات از قوم و جمعيتى بر طرف مى‏شود و بازگشت به پيروزيها و راحتى‏هاى نخستين مى‏كند عيد گفته مى‏شود ، و در اعياد اسلامى به مناسبت اينكه در پرتو اطاعت يك ماه مبارك رمضان و يا انجام فريضه بزرگ حج ، صفا و پاكى فطرى نخستين به روح و جان باز مى‏گردد ، و آلودگيها كه بر خلاف فطرت است ، از ميان مى‏رود ، عيد گفته شده است ، و از آنجا كه روز نزول مائده روز بازگشت به پيروزى و پاكى و ايمان به خدا بوده است حضرت مسيح (عليه‏ السلام‏) آن را عيد ناميده ، و همانطور كه در روايات وارد شده نزول مائده در روز يكشنبه بود و شايد يكى از علل احترام روز يكشنبه در نظر مسيحيان نيز همين بوده است.
و اگر در روايتى كه از على (عليه ‏السلام‏) نقل شده مى‏خوانيم و كل يوم لا يعصى الله فيه فهو يوم عيد : هر روز كه در آن معصيت خدا نشود روز عيد است نيز اشاره به همين موضوع است ، زيرا روز ترك گناه روز پيروزى و پاكى و بازگشت به فطرت نخستين است.

۶-مجازات شديد براى چه بود ؟
-در اينجا نكته مهمى است كه بايد به آن توجه داشت و آن اينكه هنگامى كه ايمان به مرحله شهود و عين اليقين برسد يعنى حقيقت را با چشم مشاهده كند و جاى هيچگونه ترديد و وسوسه باقى نماند مسئوليت او بسيار سنگينتر خواهد شد زيرا چنين كسى آن انسان سابق كه ايمانش بر پايه شهود نبود ، و احيانا وسوسه‏ هائى در آن وجود داشت نيست ، او وارد مرحله جديدى از ايمان و مسئوليت شده است و كمترين تقصير و غفلت و كوتاهى او موجب مجازات شديدى خواهد شد به همين دليل مسئوليت انبياء و اولياى خدا ، سخت
سنگين بود بطورى كه هميشه از آن وحشت داشتند ، در زندگى روزانه نيز به نمونه‏ هائى از اين مطلب برخورد مى‏كنيم مثلا هر كس مى‏داند كه قاعدتا در شهر و ديار او گرسنگانى وجود دارند كه در برابر آنها مسئوليت دارد ، اما هنگامى كه با چشم خود ببيند كه انسان بى‏گناهى از شدت گرسنگى ناله مى‏كند ، مسلما شكل مسئوليت او عوض مى‏گردد.
۷-عهد جديد و مائده
در اناجيل چهارگانه كنونى سخنى از مائده به شكلى كه در قرآن است نمى‏يابيم گرچه در انجيل يوحنا باب 21 بحثى درباره اطعام وپذيرائى اعجاز آميز مسيح از جمعى از مردم با نان و ماهى به ميان آمده اما با اندك توجهى روشن مى‏شود كه ارتباطى با مساله مائده آسمانى و حواريون ندارد در كتاب اعمال رسولان كه از كتب عهد جديد است نيز درباره نزول مائده بر يكى از حواريون به نام پطرس بحثى به ميان آمده اما آنهم غير از آن است كه ما درباره آن بحث مى‏كنيم ، ولى از آنجا كه مى‏دانيم بسيارى از حقايقى كه بر عيسى (عليه ‏السلام‏) نازل گشت در اناجيل كنونى نيست همانطور كه بسيارى از مطالبى كه در اناجيل است بر مسيح (عليه ‏السلام‏) نازل نشده مشكلى از اين نظر در جريان نزول مائده به وجود نخواهد آمد .

منبع (کانال فضیلتها):

https://t.me/fazylatha

امام هادی (علیه السلام) فرمود:
«مَنْ هَانَتْ‏ عَلَیهِ‏ نَفْسُهُ‏ فَلَا تَأْمَنْ‏ شَرَّهُ»

كسی كه خود را كریم نمی ‌داند و كریمانه زندگی نمی ‌كند، از شرّ او در امان نباش ، زیرا كسی كه به خودش رحم نمی‌ كند یقیناً به شما رحم نخواهد كرد!

منبع (کانال فضیلتها):

https://t.me/fazylatha

 امام هادی (علیه السلام) فرمودند :

 جایگاه مردم در دنیا به[ اموال] است و در آخرت به [اعمال]

اعلام الدین ، ج۱ ، ص۳۱۱

منبع (کانال فضیلتها):

https://t.me/fazylatha

تفسیر سوره مبارکه مائده آیات ۱۱۶تا۱۱۸

وَ إِذْ قَالَ اللَّهُ يَاعِيسى ابْنَ مَرْيَمَ ءَ أَنت قُلْت لِلنَّاسِ اتخِذُونى وَ أُمِّىَ إِلَاهَينِ مِن دُونِ اللَّهِ قَالَ سبْحَانَك مَا يَكُونُ لى أَنْ أَقُولَ مَا لَيْس لى بِحَقٍ إِن كُنت قُلْتُهُ فَقَدْ عَلِمْتَهُ تَعْلَمُ مَا فى نَفْسى وَ لا أَعْلَمُ مَا فى نَفْسِك إِنَّك أَنت عَلَّامُ الْغُيُوبِ‏(۱۱۶) مَا قُلْت لهَُمْ إِلا مَا أَمَرْتَنى بِهِ أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ رَبى وَ رَبَّكُمْ وَ كُنت عَلَيهِمْ شهِيداً مَّا دُمْت فِيهِمْ فَلَمَّا تَوَفَّيْتَنى كُنت أَنت الرَّقِيب عَلَيهِمْ وَ أَنت عَلى كلّ‏ِ شىْ‏ءٍ شهِيدٌ(۱۱۷) إِن تُعَذِّبهُمْ فَإِنهُمْ عِبَادُك وَ إِن تَغْفِرْ لَهُمْ فَإِنَّك أَنت الْعَزِيزُ الحَْكِيمُ‏(۱۱۸)

ترجمه:

۱۱۶ -به يادآور زمانى را كه خداوند به عيسى بن مريم مى‏گويد : آيا تو به مردم گفتى كه من و مادرم را دو معبود ، غير از خدا ، انتخاب كنيد ؟ او مى‏گويد : منزهى تو ، من حق ندارم آنچه را كه شايسته من نيست بگويم ، اگر چنين سخنى را گفته باشم تو ميدانى ، تو از آنچه در روح و جان من است آگاهى و من از آنچه در ذات ( پاك)تو است آگاه نيستم ، زيرا تو با خبر از تمام اسرار و پنهانيها هستى.
۱۱۷ -من به آنها چيزى جز آنچه مرا مامور به آن ساختى نگفتم ،به آنها گفتم : خداوندى را بپرستيد كه پروردگار من و پروردگار شما است ، و تا آن زمان كه ميان آنها بودم مراقب و گواه آنان بودم ، و هنگامى كه مرا از ميانشان برگرفتى تو خود مراقب آنها بودى ، و تو گواه بر هر چيز هستى.
۱۱۸ -(با اين حال ) اگر آنها را مجازات كنى بندگان تواند ( و قادر به فرار از مجازات نيستند ) و اگر آنها را ببخشى توانا و حكيمى ( نه مجازات تو نشانه عدم حكمت و نه بخشش تو نشانه ضعف است ) .

تفسیر
بيزارى مسيح از شرك پيروانش
اين آيات پيرامون گفتگوى خداوند با حضرت مسيح (عليه‏ السلام‏) در روز رستاخيز بحث مى‏كند ، به دليل اينكه در چند آيه بعد مى‏خوانيم : هذا يوم ينفع الصادقين صدقهم : امروز روزى است كه راستگوئى راستگويان به آنها سود مى‏دهد و مسلما منظور از آن روز قيامت است.به علاوه جمله فلما توفيتنى كنت انت الرقيب عليهم دليل ديگرى بر اين است كه اين گفتگو بعد از دوران نبوت مسيح (عليه ‏السلام‏) واقع شده است و شروع آيه با جمله قال كه براى زمان ماضى است مشكلى ايجاد نمى‏كند ، زيرا در قرآن بسيار ديده مى‏شود كه مسائل مربوط به قيامت به صورت زمان ماضى ذكر شده و اين اشاره به قطعى بودن قيامت است ، يعنى وقوع آن در آينده چنان مسلم است كه گوئى در گذشته واقع شده ، و با صيغه فعل ماضى از آن ياد مى‏شود .به هر حال آيه نخست مى‏گويد : خداوند در روز قيامت به عيسى مى‏گويد : آيا تو به مردم گفتى كه من و مادرم را علاوه بر خداوند معبود خويش قرار دهيد ، و پرستش كنيد ؟ ( و اذ قال الله يا عيسى ابن مريم أ انت قلت للناس اتخذونى و امى الهين من دون الله).شك نيست كه مسيح (عليه ‏السلام‏) چنين چيزى را نگفته است و تنها دعوت به توحيد و عبادت خدا نموده ، ولى منظور از اين استفهام اقرار گرفتن از او در برابر امتش ، و بيان محكوميت آنها است .مسيح (عليه ‏السلام‏) با نهايت احترام در برابر اين سؤال چند جمله در پاسخ مى‏گويد:
۱ -نخست زبان به تسبيح خداوند از هر گونه شريك و شبيه گشوده و مى‏گويد:
خداوندا ! پاك و منزهى از هر گونه شريك ( قال سبحانك).
۲ -چگونه ممكن است چيزى را كه شايسته من نيست بگويم ( ما يكون لى ان اقول ما ليس لى بحق).
در حقيقت نه تنها گفتن اين سخن را از خود نفى مى‏كند ، بلكه مى‏گويد اساسا من چنين حقى را ندارم و چنين گفتارى با مقام و موقعيت من هرگز سازگار نيست.
۳ -سپس استناد به علم بى‏پايان پروردگار كرده ، مى‏گويد : گواه من اين است كه اگر چنين مى‏گفتم مى‏دانستى ، زيرا تو از آنچه در درون روح و جان من است آگاهى ، در حالى كه من از آنچه در ذات پاك تو است بى‏خبرم ، زيرا تو علام الغيوب و با خبر از تمام رازها و پنهانيها هستى ( ان كنت قلته فقد علمته تعلم ما فى نفسى و لا اعلم ما فى نفسك انك انت علام الغيوب)
۴-تنها چيزى كه من به آنها گفتم همان بوده است كه به من ماموريت دادى كه آنها را دعوت به عبادت تو كنم و بگويم خداوند يگانه‏ اى را كه پروردگار من و شما است پرستش كنيد ( ما قلت لهم الا ما امرتنى به ان اعبدوا الله ربى و ربكم ) .
۵ -و تا آن زمان كه در ميانشان بودم مراقب و گواه آنها بودم و نگذاشتم راه شرك را پيش گيرند ، اما به هنگامى كه مرا از ميان آنها برگرفتى تو مراقب و نگاهبان آنها بودى ، و تو گواه بر هر چيزى هستى ( و كنت عليهم شهيدا ما دمت فيهم فلما توفيتنى كنت انت الرقيب عليهم و انت على كل شى‏ء شهيد)
۶ -و با اينهمه باز امر ، امر تو و خواست ، خواست تو است ، اگر آنها را در برابر اين انحراف بزرگ مجازات كنى بندگان تواند و قادر به فرار از زير بار اين مجازات نخواهند بود ، و اين حق براى تو در برابر بندگان نافرمانت ثابت است ، و اگر آنها را ببخشى و از گناهانشان صرف نظر كنى توانا و حكيم هستى ، نه بخشش تو نشانه ضعف است ، و نه مجازاتت خالى از حكمت و حساب ( ان تعذبهم فانهم عبادك و ان تغفر لهم فانك انت العزيز الحكيم).

در اينجا دو سؤال پيش مى‏آيد:
۱ -آيا در تاريخ مسيحيان هيچ ديده شده است كه مريم را معبود خود قرار دهند ؟ يا اينكه آنها تنها قائل به تثليث و خدايان سه‏ گانه يعنى خداى پدر و خداى پسر و روح القدس بوده‏ اند ، و شكى نيست كه روح القدس به پندار آنها ، واسطه ميان خداى پدر و خداى پسر ، مى‏باشد و او غير از مريم است ، در پاسخ اين سؤال بايد گفت : درست است كه مسيحيان مريم را خدا نمى‏دانستند .
ولى در عين حال در برابر او و مجسمه‏ اش مراسم عبادت را انجام مى‏داده ‏اند ، همانطور كه بت پرستان بت را خدا نمى‏دانستند ولى شريك خدا در عبادت تصور مى‏كردند ، و به عبارت روشنتر فرق است ميان الله به معنى خدا و اله به معنى معبود ، مسيحيان مريم را اله يعنى معبود مى‏دانستند نه خدا .
به تعبير يكى از مفسران گرچه هيچيك از فرق مسيحيت كلمه اله و معبود را بر مريم اطلاق نمى‏كنند ، بلكه او را تنها مادر خداوند مى‏دانند ! ولى ، عملا مراسم نيايش و پرستش را در برابر او دارند ، خواه اين نام را بر او بگذارند يا نه سپس اضافه مى‏كند : چندى قبل در بيروت در شماره نهم سال هفتم مجله مشرق كه متعلق به مسيحيان است ، مطالب قابل ملاحظه ‏اى به عنوان ياد بود پنجاهمين سال اعلان پاپ بيوس نهم درباره شخصيت مريم منتشر گرديد و در همين شماره تصريح شده بود كه كليساهاى شرقى همانند كليساهاى غربى مريم را عبادت مى‏كنند ، و در شماره چهاردهم سال پنجم همان مجله مقاله‏اى به قلم انستاس كرملى درج شده كه خواسته است در آن براى مساله عبادت مريم حتى ريشه ‏اى از كتب عهد عتيق و تورات پيدا كند ، داستان دشمنى مار ( شيطان ) و زن ( حوا ) را به عنوان مريم تفسير مى‏نمايد.
بنابراين پرستش و عبادت مريم در ميان آنها وجود دارد.
۲-سؤال ديگر اين است كه چگونه حضرت مسيح (عليه ‏السلام‏) با عبارتى كه بوى شفاعت مى‏دهد درباره مشركان امت خود سخن مى‏گويد و عرض مى‏كند : اگر آنها را ببخشى تو عزيز و حكيمى .
مگر مشرك قابل شفاعت و قابل بخشش است ؟ ! در پاسخ بايد به اين نكته توجه داشت كه اگر هدف عيسى (عليه ‏السلام‏) شفاعت بود مى‏بايد گفته باشد انك انت الغفور الرحيم زيرا غفور و رحيم بودن خداوند متناسب با مقام شفاعت است در حالى كه مى‏بينيم او خدا را به عزيز و حكيم بودن توصيف مى‏كند ، از اين استفاده مى‏شود كه منظور شفاعت و تقاضاى بخشش براى آنها نيست ، بلكه هدف سلب هر گونه اختيار از خود و واگذار كردن امر به اختيار پروردگار است يعنى كار به دست تو است ، اگر بخواهى مى‏بخشى و اگر بخواهى مجازات مى‏كنى ، هر چند نه مجازات تو بدون دليل و نه بخشش تو بدون علت است و در هر حال از قدرت و توانائى من بيرون است . به علاوه ممكن است در ميان آنها جمعى به اشتباه خود توجه كرده و راه توبه را پيش گرفته باشند ، و اين جمله درباره آن جمعيت بوده باشد.

منبع (کانال فضیلتها):

https://t.me/fazylatha

حاج قاسم سلیمانی:

خداوندا! مرا بپذیر؛ پاکیزه بپذیر، آنچنان بپذیر که شایسته‌ی دیدارت شوم. جز دیدار تو را نمی‌خواهم، بهشت من جوار توست، یا الله!

منبع (کانال فضیلتها):

https://t.me/fazylatha

تفسیر سوره مبارکه مائده آیات ۱۱۹تا۱۲۰

قَالَ اللَّهُ هَذَا يَوْمُ يَنفَعُ الصادِقِينَ صِدْقُهُمْ لهَُمْ جَنَّاتٌ تجْرِى مِن تحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَداًرَّضىَ اللَّهُ عَنهُمْ وَ رَضوا عَنْهُ ذَلِك الْفَوْزُ الْعَظِيمُ‏(۱۱۹) للَّهِ مُلْك السمَاوَاتِ وَ الأَرْضِ وَ مَا فِيهِنَّ وَ هُوَ عَلى كلّ‏ِ شىْ‏ءٍ قَدِيرُ(۱۲۰)

ترجمه:
۱۱۹ -خداوند مى‏گويد : امروز روزى است كه راستى راستگويان به آنها سود مى‏بخشد ، براى آنها باغهائى از بهشت است كه آب از زير ( درختان ) آن جريان دارد و جاودانه و براى هميشه در آن مى‏مانند ، خداوند از آنها خشنود و آنها از او خشنود خواهند بود و اين رستگارى بزرگى است.
۱۲۰-حكومت آسمانها و زمين و آنچه در آنها است از آن خدا است و او بر هر چيزى توانا است.

تفسیر
رستگارى بزرگ
در تعقيب ذكر گفتگوى خداوند باحضرت مسيح (عليه‏ السلام‏) در روز رستاخيز كه شرح آن در آيات قبل گذشت در اين آيه مى‏خوانيم : خداوند پس از اين گفتگو چنين مى‏فرمايد : امروز روزى است كه راستى راستگويان به آنها سود مى‏بخشد ( قال الله هذا يوم ينفع الصادقين صدقهم).
البته منظور از اين جمله صدق و راستى در گفتار و كردار در دنيا است ، كه در آخرت مفيد واقع مى‏شود و گر نه صدق و راستى در آخرت كه محل تكليف نيست فايده ‏اى نخواهد داشت ، به علاوه اوضاع آن روز چنان است كه هيچكس
جز راست نمى‏تواند بگويد ، و حتى گناهكاران و خطاكاران همگى به اعمال بد خويش اعتراف مى‏كنند و به اين ترتيب در آن روز دروغگوئى وجود ندارد .
بنابراين آنها كه مسئوليت و رسالت خود را انجام دادند و جز راه صدق و درستى نپيمودند ، مانند مسيح (عليه ‏السلام‏) و پيروان راستين او يا پيروان راستين ساير پيامبران كه در اين دنيا از در صدق وارد شدند ، از كار خود بهره كافى خواهند برد.
ضمنا از اين جمله اجمالا استفاده مى‏شود كه تمام نيكيها را مى‏توان در عنوان صدق و راستى خلاصه كرد صدق و راستى در گفتار ، و صدق و راستى در عمل ، و در روز رستاخيز تنها سرمايه صدق و راستى است كه به كار مى‏آيد ، نه غير آن .
سپس پاداش صادقان را چنين بيان مى‏كند : براى آنها باغهائى از بهشت است كه از زير درختان آن نهرها جارى است ، و جاودانه در آن خواهند ماند ( لهم جنات تجرى من تحتها الانهار خالدين فيها ابدا).
و از اين نعمت مادى مهمتر اين است كه هم خداوند از آنها راضى است و هم آنها از خداوند راضى و خشنودند ( رضى الله عنهم و رضوا عنه).
و شك نيست كه اين موهبت بزرگ كه جامع ميان موهبت مادى و معنوى است رستگارى بزرگ محسوب مى‏شود.
(ذلك الفوز العظيم).
قابل توجه اينكه در اين آيه پس از ذكر باغهاى بهشت با آنهمه نعمتهايش ، نعمت خشنودى خداوند از بندگان و بندگان از خداوند را ذكر مى‏كند و به دنبال آن ، ذلك الفوز العظيم مى‏گويد و اين نشان مى‏دهد تا چه اندازه اين رضايت دو جانبه ، واجد اهميت است ( رضايت پروردگار از بندگان و رضايت بندگان از پروردگار ) زيرا ممكن است انسان غرق عاليترين نعمتها باشد ولى هنگامى كه احساس كند مولى و معبود و محبوب او از او ناراضى است تمام آن نعمتها و مواهب در كام جانش تلخ مى‏گردد .
و نيز ممكن است انسان واجد همه چيز باشد ولى به آنچه دارد راضى و
قانع نباشد ، بديهى است آنهمه نعمت با اين روحيه او را خوشبخت نخواهد كرد ، و ناراحتى مرموزى دائما او را آزار و شكنجه مى‏دهد و آرامش روح و روان را كه بزرگترين موهبت الهى است از او مى‏گيرد.
علاوه بر اين هنگامى كه خدا از كسى خشنود باشد هر چه بخواهد به او مى‏دهد و هنگامى كه هر چه خواست به او داد او نيز خشنود مى‏شود ، نتيجه اينكه بالاترين نعمت اين است كه خدا از انسان خشنود و او نيز از خدايش راضى باشد.
در آخرين آيه اشاره به مالكيت و حكومت خدا بر آسمانها و زمين و آنچه در آنها است شده و عموميت قدرت او بر همه چيز بيان مى‏گردد ( لله ملك السموات و الارض و ما فيهن و هو على كل شى‏ء قدير).
ذكر اين جمله در واقع به عنوان دليل و علت براى رضايت بندگان از خدا است ، زيرا كسى كه بر همه چيز توانا است و بر سراسر عالم هستى حكومت مى‏كند ، توانائى دارد كه هر چه بندگان از او بخواهند به آنها ببخشد و آنها را خشنود و راضى گرداند.
ضمنا مى‏تواند اشاره ‏اى به نادرستى عمل نصارى در پرستش مريم بوده باشد ، زيرا عبادت تنها شايسته كسى است كه برسراسرعالم آفرينش حكومت مى‏كندنه مريم كه مخلوقى بيش نبوده است.

(پايان تفسیر سوره مبارکه مائده)

منبع (کانال فضیلتها):

https://t.me/fazylatha

بخش سوم مطالب

حضرت محمد صلی اللع علیع و آله:

إِنِّي تَارِكٌ فِيكُمُ الثَّقَلَيْنِ مَا إِنْ تَمَسَّكْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا كِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِي أَهْلَ بَيْتِي وَ إِنَّهُمَا لَنْ يَفْتَرِقَا حَتَّى يَرِدَا عَلَيَّ الْحَوْضَ فَانْظُرُوا كَيْفَ تَخْلُفُونِّي فِيهِمَا أَلَا هذا عَذْبٌ فُراتٌ فَاشْرَبُوا وَ هذا مِلْحٌ أُجاجٌ فَاجْتَنِبُوا؛ همانا من در ميان شما دو چيز سنگين و گران ميگذارم، كه اگر بدانها چنگ زنيد هرگز پس از من گمراه نشويد: كتاب خدا و عترت من أهل بيتم، و اين دو از يك ديگر جدا نشوند تا در كنار حوض كوثر بر من درآيند، پس بنگريد چگونه پس از من در باره آن دو رفتار كنيد، آگاه باشيد كه اين (يعنى تمسك بعترت) آب خوشگوار و شيرين است پس بياشاميد، و آن ديگر (يعنى روى برتافتن از ايشان) آب شور و تلخ است و از آن بپرهيزيد

سبک زندگی حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)

منبع (ادامه مطلب ...)

https://www.leader.ir/

 

کانال فضیلتها | کانال طاووس الجَنَّه | کانال شَرحِ سِرّ ( تماشاگه راز)

پایگاه اطلاع‌رسانی سید ابراهیم رئیسی | https://qaem14.blog.ir/

https://kawsar1214.blogspot.com/2022/03/the-first-revolt-took-place-during.html

الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم

*****

التماس دعا



:: موضوعات مرتبط: ولایت فقیه , شهید , شهداء مدافع حرم , مسئله مهدویت , ظهور , قرآن کریم , سوره مبارکه مائده , احادیث ائمه اطهار (علیهم السلام) , ,
:: برچسب‌ها: تفسیر سوره مبارکه مائده , امام باقر(عليه السلام) , دنیا , منزل , عالم خواب , بیدار , خردمندان , خداشناسان , سایه , الكافي , حواريون , وحى , امام هادی (علیه السلام) , جایگاه , مردم , آخرت , اموال , اعمال , عيسى بن مريم , حاج قاسم سلیمانی , خداوندا , پاکیزه , بهشت , راستگويان , سود , جاودانه , خشنود , رستگاری , حكومت آسمانها و زمين , توانا , یا زهراء سلام الله علیها , ظهور , امام خامنه ای ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

یا زهراء سلام الله علیها

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

اَلسَّلامُ عَلَیکمْ یا اَهْلَ بَیتِ النُّبُوَّة

الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم

وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ‌ مِن بَعْدِ الذِّكْرِ‌ أَنَّ الْأَرْ‌ضَ يَرِ‌ثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ

و در حقيقت، در زبور پس از تورات نوشتيم كه زمين را بندگان شايسته ما به ارث خواهند برد.

سوره مبارکه انبیاء آیه ۱۰۵

بخش اول مطالب

مرثيه و مداحی 8 شوال سالروز تخریب قبور ائمه بقیع (علیهم السلام)

رباعی - سالروز تخریب قبور ائمه بقیع(ع)

بخش دوم مطالب

https://imamhussain.org/persian/31216

شهدای والامقام واقعه کربلا

یا لَیتَنِی كُنْتُ مَعَهُمْ فَأَفُوزَ فَوْزاً عَظِیماً

حَبیب بن مُظاهِر اَسَدی از شهدای کربلا. حبیب از قبیله بنی‌اسد و از اصحاب خاص حضرت علی(ع) بود. او از کوفیانی بود که پس از مرگ معاویه به امام حسین(ع) برای آمدن به کوفه نامه نوشتند. حبیب هنگامی که بیعت‌شکنی کوفیان را دید، مخفیانه از کوفه خارج شد و خود را به امام حسین رساند و در روز عاشورا در کربلا به شهادت رسید. قبر او در حرم امام حسین(ع) و در نزدیکی ضریح امام حسین(ع) است و ضریحی مستقل از دیگر شهدای کربلا دارد.

شهيد فريدون دلفي

شهادت: بیست و چهارمین روز از شهریورماه 1363 در تنگه چزابه

بخشی از وصیت نامه:

اميدوارم شما هم راهم را به آخر برسانيد، که خط سرخ شهادت خط محمد(ص) و آل علي(ع) است.

شهید محمد تقی ابوسعیدی شهادت: هفدهم ارديبهشت 1361 ، در خرمشهر

بخشی از وصیت نامه:

برادران و خواهران من بیایید و مومن زندگی کنید و مومن از دنیا بروید باشد که شفیع گنه کاران باشید.

همیشه و در همه وقت این حدیث از پیامبر اکرم در گوشتان زنگ بزند که پرهیزکار باش تا عابد در بین مردم باشی. قانع باش تا شاکرترین مردم باشی آنچه را رابرای خود میخواهی برای مردم بخواه تا مومن باشی. با همسایه خوشرفتاری کن تا مسلمان باشی همنشین نیکوکاران باش تا مومن باشی واجبات دینی را عمل کن تا عابد باشی به قسمت الهی راضی باش تا زاهد و پارسا باشی.

...

خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگه دار به امید جهانی شدن انقلاب اسلامی ایران و حاکمیت حزب الله در سرتاسر جهان.

شهید محمد تقی ابوسعیدی شهادت: هفدهم ارديبهشت 1361 ، در خرمشهر

بخشی از وصیت نامه:

دوستان و برادران چند نکته را در اینجا ضروری می دانم که ذکر کنم: نماز را نماز را سبک نشمارید. همیشه سر وقت نماز را بر پا دارید که نماز نور مومن است نماز گردونه اسلام است و تا آنجا می شود جماعت چونکه جلوی تمام عاملهای نفاق و جدائی را می گیرد و درس وحدت و یگانگی و اخوت به انسان میدهد.

جماعت است که به انسان شکل می دهد آدمی را از تنگ نظری و گوشه گیری بیرون می آورد و به انسان روح با مومنان زیستن و همراه مردان خدا بودن می بخشد و دوم اینکه دعا را، این فریضه را هر که دست به طرف خدا دراز کند خدا حیاء می کند که آن را خالی بگذارد.

...

خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگه دار به امید جهانی شدن انقلاب اسلامی ایران و حاکمیت حزب الله در سرتاسر جهان.

شهید نعمت‌الله رجبی شهادت: دهم آبان 1361 در عین‌خوش

بخشی از وصیت نامه:

تقوی را نصب‌العین خود قرار دهید

خانواده و بستگانم را به خدای بزرگ می‌سپارم و به خانواده و مردم شهیدپرور ایران توصیه می‌نمایم که از ذکر خدا غافل نباشید و در کار‌ها تقوی را، تقوی را، تقوی را نصب‌العین خود قرار دهید!

فقها امانت‌دار و جانشینان پیامبرانند

از دستورات ولایت فقیه پیروی کنید تا پرچم عزیز اسلام در همه دنیا به دست توانمند حضرت مهدی (عج) برافراشته شود و انقلاب اسلامی را که با خون هزاران شهید پاک بنا نهاده شده تا ظهور آن حضرت، با کوشش و تلاش خود حفظ نمایید. طبق فرمایش رسول اکرم (ص): «فقها امانت‌دار و جانشینان پیامبرانند.» بر همه مسلمانان لازم است از دستورات آنان که همان دستورات الهی است تبعیت نمایند. ایجاد هرگونه خطوط انحرافی در کنار خط ولایت فقیه باعث گمراهی و ضلالت است.

شهید نعمت‌الله رجبی شهادت: دهم آبان 1361 در عین‌خوش

بخشی از وصیت نامه:

فرهنگیان عزیز! برای رشد فرهنگ اسلامی کوشش نمایند

از برادران و خواهران فرهنگی‌ام تقاضا دارم برای رشد فرهنگ اسلامی در محیط کار خود کوشش نمایند تا جامعه سالم و ایده‌آل اسلامی داشته باشیم.

شهادت میراث ائمه اطهار (س) و اولیاء خداست که به امت مسلمان به ارث رسید. هرگاه کسی در مواقع ضروری از آن سرباز زند، خداوند لباس ذلت در دنیا و آخرت بر او پوشاند.

شهادت، منتهى آمال و آرزوی من است

اگر توفیق شهید شدن در راه مکتب آل محمد (ص) را یافتم، این منتهى آمال و آرزوی من بوده است و آن روز، روز امتحان شماست. مگر می‌شود هر روز خون عزیزانی ریخته شود و ما نظاره‌گر آن باشیم؟

https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=40875

شهید مدافع حرم شهید فرهاد خوشه‌بر (ابوحامد)

تاریخ شهادت : 1393/12/09 | محل شهادت : درعا - سوریه

امام خامنه ای:

یکی از مصداقهای پیام شهیدان برای امروز ما درباره گرایش پیدا نکردن به دشمن است، «اگر به ما بشنوانند این پیامها را، دیگر این گرایش به شرق و به غرب و به دشمن و به کفر و الحاد و مانند اینها، از بین ما رخت بر خواهد بست.» 1397/08/14

شهید مدافع حرم شهید فرهاد خوشه‌بر (ابوحامد) تاریخ شهادت : 1393/12/09 | محل شهادت : درعا - سوریه

شهید دست و دلباز کربلایِ خان‌طومان «مجید سلمانیان»

برخی پیوندها:

کانال فضیلتها     |     کانال طاووس الجَنَّه     |    کانال شَرحِ سِرّ ( تماشاگه راز)

وبلاگ 1:

https://qaem14.blog.ir/

وبلاگ 2 (قرآن / حدیث و ...):

http://yamahdi788.loxblog.com/

مشاهده / دریافت کلیه مطالب:

https://wisgoon.com/ya-mahdi-fatemeh

پایگاه اطلاع‌رسانی سید ابراهیم رئیسی:

https://raisi.ir

الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم

*****

التماس دعا



:: موضوعات مرتبط: ولایت فقیه , شهید , دفاع مقدس , شهداء مدافع حرم , مسئله مهدویت , ظهور , نماز , قرآن کریم , تفسیر سوره مبارکه آل بقره , احادیث ائمه اطهار (علیهم السلام) , شهدای کربلا , ,
:: برچسب‌ها: 8 شوال , سالروز تخریب قبور ائمه بقیع (ع) , شهدای کربلا , شهید ابوسعیدی , برادران , خواهران , شهید رجبی: فرهنگیان , عزیز , رشد , فرهنگ اسلامی , شهید مدافع حرم فرهاد خوشه‌بر , یا زهراء سلام الله علیها , ظهور , امام خامنه ای ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

یا زهراء سلام الله علیها

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

اَلسَّلامُ عَلَیکمْ یا اَهْلَ بَیتِ النُّبُوَّة

الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم

وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ‌ مِن بَعْدِ الذِّكْرِ‌ أَنَّ الْأَرْ‌ضَ يَرِ‌ثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ

و در حقيقت، در زبور پس از تورات نوشتيم كه زمين را بندگان شايسته ما به ارث خواهند برد.

سوره مبارکه انبیاء آیه ۱۰۵

بخش اول مطالب

بخش دوم مطالب

امام جواد (علیه السلام) :

خداوند متعال، به سبب تقوا، بنده اش را از آنچه از عقلش دور مانده ، حفظ می کند و به وسیله ی تقوا او را نسبت به آنچه آن را نمی بیند و ناآگاه است روشن می سازد.

بحار الأنوار ج‏75 ص358

منبع (کانال فضیلتها):

https://t.me/fazylatha

صلی الله علیک یا علی بن موسی الرضا(ع)
اشهدُ انک تشهدُ مقامی
وتسمع کلامی
وتَرُدُ سلامی
وانت حیُُ عند ربک مرزوق
اسئل الله ربی وربک قضاء حوائجی فی الدنیا والاخره

منبع (کانال فضیلتها):

https://t.me/fazylatha

شهید عزیز
رهبر فرزانه انقلاب حضرت آیت الله امام خامنه ای:
هر چیزی که یاد شهید عزیز ما را برجسته کند، چشم‌نواز و دلنواز است.
یاد او را اگرچه خداوند در اوج برجستگی قرار داد و بدین گونه پاداش دنیائی اخلاص و عمل صالح او را بدو هدیه کرد ولی ما هم هرکدام وظیفه‌ئی داریم

منبع (کانال فضیلتها):

https://t.me/fazylatha

امام خامنه ای:

 با وجود حمایت زیاد از صنعت خودرو در کشور، کیفیت خودرو خوب نیست/ مردم ناراضی‌اند و درست میگویند و حق با مردم است

رهبر انقلاب در دیدار با تولیدکنندگان و فعالان اقتصادی:

ما در برخی از محصولات داخلی متأسفانه شاهد این هستیم که به کیفیت توجه نمیشود، این خیلی بد است، این همه‌ حمایت در طول این سالها از صنعت خودرو در کشور شده خب کیفیت خودرو خوب نیست، مردم ناراضی‌اند درست هم میگویند، حق با مردم است، یعنی اعتراض مردم به جا است،‌ این صنعت نتوانسته رضایت مشتری را جلب کند.

منبع (کانال فضیلتها):

https://t.me/fazylatha

گلایه امام خامنه ای از افزایش قیمت لوازم خانگی:

من گلایه می‌کنم از دوستانی که مسئولان لوازم خانگی هستند. ما از این‌ها حمایت کردیم، اسم آوردیم؛ شنیدم بعضی از اقلام دوبرابر افزایش قیمت پیدا کرده؛ چرا؟! نبایستی با حمایت‌ها این‌جور برخورد بشود.

منبع (کانال فضیلتها):

https://t.me/fazylatha

تفسیر سوره مبارکه مائده آیه ۱۰۵

يَاأَيهَا الَّذِينَ ءَامَنُوا عَلَيْكُمْ أَنفُسكُمْ لا يَضرُّكُم مَّن ضلَّ إِذَا اهْتَدَيْتُمْ إِلى اللَّهِ مَرْجِعُكُمْ جَمِيعاً فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ‏(۱۰۵)

ترجمه:
۱۰۵ -اى كسانى كه ايمان آورده ‏ايد مراقب خود باشيد ، هنگامى كه شما هدايت يافتيد گمراهى كسانى كه گمراه شده ‏اند به شما زيانى نمى‏رساند ، بازگشت همه شما به سوى خدا است و شما را از آنچه عمل مى‏كرديد آگاه مى‏سازد .

تفسیر
هر كس مسئول كار خويش است
در آيه قبل سخن از تقليد كوركورانه مردم عصر جاهليت از نياكان گمراه ، به ميان آمد و قرآن به آنها صريحا اخطار كرد كه چنين تقليدى ، با عقل و منطق سازگار نيست ، به دنبال اين موضوع طبعا اين سؤال در ذهن آنها مى‏آمد كه اگر ما حسابمان را از نياكانمان در اين گونه مسائل جدا كنيم ، پس سرنوشت آنها چه خواهد شد ، به علاوه اگر ما دست از چنان تقليدى برداريم سرنوشت بسيارى مردم كه تحت تاثير چنين تقاليدى هستند ، چه مى‏شود ، آيه فوق در پاسخ اينگونه سؤالات مى‏گويد : اى كسانى كه ايمان آورده‏ ايد شما مسئول خويشتنيد ، اگر شما هدايت يافتيد گمراهى ديگران ( اعم از نياكان و يا دوستان و بستگان هم عصر شما ) لطمه ‏اى به شما نخواهد زد ( يا ايها الذين آمنوا عليكم انفسكم لا يضركم من ضل اذا اهتديتم ) .
سپس اشاره به موضوع رستاخيز و حساب و رسيدگى به اعمال هر كس كرده ، مى‏گويد بازگشت همه شما به سوى خدا است ، و به حساب هر يك از شما جداگانه رسيدگى مى‏كند ، و شما را از آنچه انجام مى‏داديد آگاه مى‏سازد.
(الى الله مرجعكم جميعا فينبئكم بما كنتم تعملون).

پاسخ به يك ايراد
در پيرامون اين آيه سر و صداى زيادى براه انداخته‏ اند و بعضى چنين پنداشته ‏اند كه ميان اين آيه و دستور امر به معروف و نهى از منكر كه از دستورات قاطع و مسلم اسلامى است يكنوع تضاد وجود دارد ، زيرا اين آيه مى‏گويد شما مراقب حال خويشتن باشيد ، انحراف ديگران اثرى در وضع شما نمى‏گذارد.
اتفاقا از روايات چنين بر مى‏آيد كه اين نوع سوء تفاهم و اشتباه حتى در عصر نزول آيه براى بعضى از افراد كم اطلاع وجود داشته است ، جبير بن نفيل مى‏گويد در حلقه جمعى از ياران پيامبر (صلى‏الله‏ عليه ‏وآله‏ وسلّم‏) نشسته بودم و از همه كم سنتر بودم آنها سخن از امر به معروف و نهى از منكر به ميان آوردند ، من به ميان سخنان آنها پريدم و گفتم مگر خداوند در قرآن نمى‏گويد : يا ايها الذين آمنوا عليكم انفسكم لا يضركم من ضل اذا اهتديتم ( بنابراين امر به معروف و نهى از منكر چه لزومى دارد ! ) ناگاه همگى يكزبان مرا مورد سرزنش و اعتراض قرار دادند و گفتند : آيه ‏اى از قرآن را جدا مى‏كنى ، بدون اينكه معنى تفسير آن را بدانى ؟ ! من از گفتار خود سخت پشيمان شدم ، و آنها به مباحثه در ميان خود ادامه دادند ، هنگامى كه مى‏خواستند برخيزند و مجلس را ترك گويند ، رو به من كرده و گفتند : تو جوان كم سن و سالى هستى و آيه ‏اى از قرآن را بدون اينكه معنى آن را بدانى از بقيه جدا كرده ‏اى ولى شايد به چنين زمانى كه مى‏گوئيم برسى كه ببينى بخل مردم را فرا گرفته و بر آنها حكومت مى‏كند ، هوى و هوس پيشواى مردم است ، و هر كس تنها راى خود را مى‏پسندد ، در چنان زمانى مراقب خويش باش ، گمراهى ديگران به تو زيانى نمى‏رساند ( يعنى آيه مربوط به چنان زمانى است ) .

بعضى از راحت طلبان عصر ما نيز هنگامى كه سخن از انجام دو فريضه بزرگ الهى امر به معروف و نهى از منكر به ميان مى‏آيد براى شانه خالى كردن از زير بار مسئوليت به اين آيه مى‏چسبند و معنى آن را تحريف مى‏كنند.
در حالى كه با كمى دقت مى‏توان دريافت كه تضادى در ميان اين دو دستور نيست ، زيرا : اولا : آيه مورد بحث مى‏گويد حساب هر كس جدا است و گمراهى ديگران مانند نياكان و غير نياكان لطمه‏ اى به هدايت افراد هدايت يافته نمى‏زند حتى اگر برادر هم باشند و يا پدر و فرزند ، بنا بر اين شما از آنها پيروى نكنيد و خود را نجات دهيد ( دقت كنيد ) .
ثانيا : اين آيه اشاره به موقعى مى‏كند كه امر به معروف و نهى از منكر كارگر نمى‏شود ، و يا شرائط تاثير آن جمع نيست گاهى بعضى از افراد در چنين موقعى ناراحت مى‏شوند كه با اين حال ، تكليف ما چيست ؟ قرآن به آنها پاسخ مى‏دهد كه براى شما هيچ جاى نگرانى وجود ندارد زيرا وظيفه خود را انجام داده‏ ايد ، و آنها نپذيرفته ‏اند و يا زمينه پذيرشى در آنها وجود نداشته است ، بنابراين زيانى از اين ناحيه به شما نخواهدرسيد.
اين معنى در حديثى كه در بالا نقل كرديم و همچنين در بعضى از احاديث ديگر نقل شده است كه از پيامبر (صلى‏الله ‏عليه ‏وآله ‏وسلّم‏) درباره اين آيه سؤال كردند فرمودند : ايتمروا بالمعروف و تناهوا عن المنكر فاذا رايت دنيا مؤثرة و شحا مطاعا و هوى متبعا و اعجاب كل ذى راى برايه فعليك بخويصة نفسك و ذر عوامهم ! : امر به معروف كنيد و نهى از منكر ، اما هنگامى كه ببينيد ، مردم دنيا را مقدم داشته و بخل و هوى بر آنها حكومت مى‏كند و هر كس تنها راى خود را مى‏پسندد ( و گوشش بدهكار سخن ديگرى نيست ) به خويشتن بپردازيد و عوام را رها كنيد .روايات ديگرى نيز به اين مضمون نقل شده كه همگى همين حقيقت را تعقيب مى‏كند.
فخر رازى چنانكه عادت او است براى پاسخ به سؤال فوق چندين وجه ذكر مى‏كند كه تقريبا همه بازگشت به يك چيز يعنى آنچه در بالا آورديم مى‏كند و گويا او براى تكثير عدد آنها را از هم جدا كرده است!.
در هر حال شك نيست ، كه مساله امر به معروف و نهى از منكر از مهمترين اركان اسلام است كه بهيچ وجه نمى‏توان شانه از زير بار مسؤليت آن خالى كرد ، تنها در موردى اين دو وظيفه ساقط مى‏شود كه اميدى به تاثير آن نباشد و شرايط لازم در آن جمع نگردد.

منبع (کانال فضیلتها):

https://t.me/fazylatha

تفسیر سوره مبارکه مائده آیات ۱۰۶تا۱۰۸

يَاأَيهَا الَّذِينَ ءَامَنُوا شهَادَةُ بَيْنِكُمْ إِذَا حَضرَ أَحَدَكُمُ الْمَوْت حِينَ الْوَصِيَّةِ اثْنَانِ ذَوَا عَدْلٍ مِّنكُمْ أَوْ ءَاخَرَانِ مِنْ غَيرِكُمْ إِنْ أَنتُمْ ضرَبْتُمْ فى الأَرْضِ فَأَصابَتْكُم مُّصِيبَةُ الْمَوْتِ تحْبِسونَهُمَا مِن بَعْدِ الصلَوةِ فَيُقْسِمَانِ بِاللَّهِ إِنِ ارْتَبْتُمْ لا نَشترِى بِهِ ثَمَناً وَ لَوْ كانَ ذَا قُرْبىوَ لا نَكْتُمُ شهَادَةَ اللَّهِ إِنَّا إِذاً لَّمِنَ الاَثِمِينَ‏(۱۰۶) فَإِنْ عُثرَ عَلى أَنَّهُمَا استَحَقَّا إِثْماً فَئَاخَرَانِ يَقُومَانِ مَقَامَهُمَا مِنَ الَّذِينَ استَحَقَّ عَلَيهِمُ الأَوْلَيَانِ فَيُقْسِمَانِ بِاللَّهِ لَشهَادَتُنَا أَحَقُّ مِن شهَادَتِهِمَا وَ مَا اعْتَدَيْنَا إِنَّا إِذاً لَّمِنَ الظالِمِينَ‏(۱۰۷) ذَلِك أَدْنى أَن يَأْتُوا بِالشهَادَةِ عَلى وَجْهِهَا أَوْ يخَافُوا أَن تُرَدَّ أَيمَانُ بَعْدَ أَيْمَانهِمْ وَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ اسمَعُواوَ اللَّهُ لا يهْدِى الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ‏(۱۰۸)

ترجمه:
۱۰۶ -اى كسانى كه ايمان آورده ‏ايد هنگامى كه مرگ يكى از شما فرا رسد در موقع وصيت بايد دو نفر عادل را از ميان شما به شهادت بطلبد ، يا اگر مسافرت كرديد و مرگ شما را فرا رسد ( و در راه مسلمانى نيافتيد ) دو نفر از غير شما ، و اگر به هنگام اداى شهادت در صدق آنها شك كرديد آنها را بعد از نماز نگاه مى‏داريد تا سوگند ياد كنند كه ما حاضر نيستيم حق را به چيزى بفروشيم اگر چه در مورد خويشاوندان ما باشد و شهادت الهى را كتمان نمى‏كنيم كه از گناهكاران خواهيم بود .
۱۰۷ -و اگر اطلاعى حاصل شود كه آن دو مرتكب گناهى شده ‏اند ( و حق را كتمان كرده ‏اند ) دونفر از كسانى كه گواهان نخست بر آنها ستم كرده‏ اند به جاى آنها قرار مى‏گيرند و به خدا سوگند ياد مى‏كنند كه گواهى ما از گواهى آن دو به حق نزديكتر است و ما مرتكب تجاوزى نشده‏ ايم كه اگر چنين كرده باشيم از ظالمان خواهيم بود.
۱۰۸ -اين كار بيشتر سبب مى‏شود كه به حق گواهى دهند ( و از خدا بترسند ) و يا ( از مردم ) بترسند كه ( دروغشان فاش گردد و ) سوگندهائى جاى سوگندهاى آنها را بگيرد ، و از ( مخالفت ) خدا بپرهيزيد و گوش فرا دهيد و خداوند جمعيت فاسقان را هدايت نمى‏كند.

شان نزول:
در مجمع البيان و بعضى تفاسير ديگر در شان نزول آيات فوق نقل شده است كه يك نفر از مسلمانان به نام ابن ابى ماريه به اتفاق دو نفر از مسيحيان عرب به نام تميم و عدى كه دو برادر بودند به قصد تجارت از مدينه خارج شدند در اثناى راه ابن ماريه كه مسلمان بود بيمار شد ، وصيتنامه ‏اى نوشت و آن را در ميان اثاث خود مخفى كرد ، و اموال خويش را بدست دو همسفر نصرانى سپرد وصيت كرد كه آنها را به خانواده او برسانند ، و از دنيا رفت ، همسفران متاع او را گشودند و چيزهاى گرانقيمت و جالب آنرا برداشتند و بقيه را به ورثه باز گرداندند ، ورثه هنگامى كه متاع را گشودند ، قسمتى از اموالى كه ابن ابى ماريه با خود برده بود در آن نيافتند ، ناگاه چشمان آنها به وصيتنامه افتاد ، ديدند ، صورت تمام اموال مسروقه در آن ثبت است ، مطلب را با آن دو نفر مسيحى همسفر در ميان گذاشتند آنها انكار كرده و گفتند : هر چه به ما داده بود به شما تحويل داده ‏ايم ! ناچار به پيامبر (صلى‏الله ‏عليه ‏وآله‏ وسلّم‏) شكايت كردند ، آيات فوق نازل شد و حكم آن را بيان كرد .
ولى از شان نزولى كه در كتاب كافى آمده است چنين بر مى‏آيد كه آنها نخست انكار وجود متاع ديگرى كردند و جريان به خدمت پيامبر (صلى‏الله‏ عليه ‏وآله‏ وسلّم‏) كشيده شد ، و پيامبر (صلى‏الله‏ عليه ‏وآله ‏وسلّم‏) چون دليلى بر ضد آن دو نفر وجود نداشت ، آنها را وادار به سوگند كرد ، سپس آنها را تبرئه نمود ، اما چيزى نگذشت كه بعضى از اموال مورد بحث نزد آن دو نفر پيدا شد و به اين وسيله دروغشان اثبات گرديد ، جريان به عرض پيامبر (صلى‏الله ‏عليه ‏وآله ‏وسلّم‏) رسيد پيامبر (صلى‏الله ‏عليه‏ وآله‏ وسلّم‏) در انتظار ماند تا آيات فوق نازل شد ، سپس دستور داد ، اولياء ميت سوگند ياد كنند ، و اموال را گرفت و به آنها تحويل داد .

تفسیر
از مهمترين مسائلى كه اسلام روى آن تكيه مى‏كند ، مساله حفظ حقوق و اموال مردم و به طور كلى اجراى عدالت اجتماعى است ، آيات فوق گوشه‏ اى از دستورات مربوط به اين قسمت است ، نخست براى اينكه حقوق ورثه در اموال ميت از ميان نرود و حق بازماندگان و ايتام و صغار پايمال نشود ، به افراد با ايمان دستور مى‏دهد و مى‏گويد : اى كسانى كه ايمان آورده ‏ايد ، هنگامى كه مرگ يكى از شما فرا رسد بايد به هنگام وصيت كردن دو نفر از افراد عادل را به گواهى بطلبيد و اموال خود را به عنوان امانت براى تحويل دادن به ورثه به آنها بسپاريد ( يا ايها الذين آمنوا شهادة بينكم اذا حضر احدكم الموت حين الوصية اثنان ذوا عدل منكم ) .
منظور از عدل در اينجا همان عدالت به معنى پرهيز از گناه كبيره و مانند آن است ، ولى اين احتمال در معنى آيه نيز هست كه مراد از عدالت ، امانت در امور مالى و عدم خيانت باشد ، مگر اينكه با دلائل ديگر ثابت شود كه شرائط بيشترى در چنين شاهدى لازم است.
و منظور از منكم يعنى از شما مسلمانان ، در مقابل افراد غير مسلمان
است كه در جمله بعد به آنها اشاره شده است.
البته بايد توجه داشت كه در اينجا بحث از شهادت معمولى و عادى نيست ، بلكه شهادتى است توام با وصايت ، يعنى اين دو نفر هم وصيند و هم گواه و اما اين احتمال كه علاوه بر دو نفر شاهد انتخاب شخص سومى به عنوان وصى در اينجا لازم است بر خلاف ظاهر آيه و مخالف شان نزول است ، زيرا در شان نزول خوانديم كه ابن ابى ماريه تنها دو نفر همسفر داشت كه آنها را به عنوان وصى و گواه بر ميراث خود انتخاب كرد .
سپس اضافه مى‏كند : اگر در مسافرتى باشيد و مصيبت مرگ براى شما فرا رسد ( و از مسلمانان وصى و شاهدى پيدا نكنيد ) دو نفر از غير مسلمانها را براى اين منظور انتخاب نمائيد ( او آخر ان من غير كم ان انتم ضربتم فى الارض فاصابتكم مصيبة الموت ) .
گرچه در آيه سخنى از اين موضوع كه انتخاب وصى و شاهد از غير مسلمانها مشروط به عدم دسترسى به مسلمانان است ديده نمى‏شود ولى روشن است كه منظور در صورتى است كه دسترسى به مسلمان نباشد و ذكر قيد مسافرت نيز به همين جهت است ، همچنين كلمه او گرچه معمولا براى تخيير است ولى در اينجا - مانند بسيارى از موارد ديگر - منظور ترتيب مى‏باشد ، يعنى نخست از مسلمانان و اگر ممكن نشد از غير مسلمانان انتخاب كنيد.
ذكر اين نكته نيز لازم است كه منظور از غير مسلمانان تنها اهل كتاب يعنى يهود و نصارى مى‏باشد زيرا اسلام براى مشركان و بت پرستان در هيچ مورد اهميتى قائل نشده است .
سپس دستور مى‏دهد كه به هنگام اداى شهادت بايد آن دو نفر را بعد از نماز - در زمينه ترديد و شك - وادار كنند كه به نام خدا سوگند ياد كنند ( تحبسونهما من بعد الصلوة فيقسمان بالله ان ارتبتم).
و بايد شهادت آنها به اينگونه بوده باشد كه بگويند ما حاضر نيستيم حق را به منافع مادى بفروشيم و بناحق گواهى دهيم ، هر چند در مورد خويشاوندان ما باشد ( لا نشترى به ثمنا و لو كان ذا قربى).
و ما هيچگاه شهادت الهى را كتمان نمى‏كنيم كه در اين صورت از گناهكاران خواهيم بود ( و لا نكتم شهادة الله انا اذا لمن الاثمين).
بايد توجه داشت كه : اولا اين تشريفات براى اداى شهادت در زمينه شك و ترديد و اتهام است.
ثانيا به مقتضاى ظاهر آيه فرقى در ميان مسلمان و غير مسلمان از اين نظر نيست و در حقيقت يكنوع محكم كارى براى حفظ اموال ، در زمينه اتهام مى‏باشد و اين هيچگونه منافاتى با قبول شهادت عدلين بدون سوگند ندارد ، زيرا اين حكم مربوط به مورد عدم اتهام است بنابراين نه حكم آيه نسخ شده است و نه اختصاص به غير مسلمانان دارد ( دقت كنيد ) .
ثالثا منظور از نماز در مورد غير مسلمانان قاعدتا نمازهاى خود آنها است ؟ كه در آنها ايجاد توجه و ترس از خدا مى‏كند و اما در مورد مسلمانان جمعى معتقدند كه منظور خصوص نماز عصر است و در بعضى از روايات اهل بيت (عليهم‏ السلام‏) نيز به آن اشاره شده است اما ظاهر آيه مطلق است و هر نمازى را شامل مى‏شود و ممكن است ذكر خصوص نماز عصر در روايات ما جنبه استحبابى داشته باشد زيرا در نماز عصر ، اجتماع بيشترى شركت مى‏كردند و به علاوه وقت داورى و قضاوت در ميان مسلمين بيشتر آن موقع بود.
و رابعا انتخاب وقت نماز براى شهادت به خاطر آن است كه روح خدا ترسى به مقتضاى الصلوة تنهى عن الفحشاء و المنكر در انسان بيدار مى‏شود ، و موقعيت زمانى و مكانى توجهى در او به سوى حق ايجاد مى‏كند و حتى بعضى از
فقها گفته ‏اند كه خوبست براى اداى شهادت اگر در مكه باشند در كنار كعبه در ميان ركن و مقام كه جايگاه بسيار مقدسى است و اگر در مدينه باشند در كنار منبر پيامبر (صلى‏الله‏ عليه‏ وآله‏ وسلّم‏) اين شهادت ادا شود.

و در آيه بعد سخن از موردى به ميان آمده كه ثابت شود ، دو شاهد مرتكب خيانت و گواهى بر ضد حق شده ‏اند - همانطور كه در شان نزول آيه آمده بود - در چنين موردى دستور مى‏دهد كه : اگر اطلاعى حاصل شود كه آن دو نفر مرتكب گناه و جرم و تعدى شده ‏اند و حق را پايمال كرده ‏اند ، دو نفر ديگر از كسانى كه گواهان نخست به آنها ستم كرده‏ اند ( يعنى ورثه ميت ) بجاى آنها قرار گرفته و براى احقاق حق خود شهادت و گواهى مى‏دهند ( فان عثر على انهما استحقا اثما فاخران يقومان مقامهما من الذين استحق عليهم الاوليان).
مرحوم طبرسى در مجمع البيان معتقد است كه اين آيه از نظر معنى و اعراب از پيچيده ‏ترين و مشكلترين آيات قرآن است ولى با توجه به دو نكته معلوم مى‏شود كه اين آيه آنقدر هم پيچيده نيست .
اولا منظور از استحق در اينجا به قرينه كلمه اثم ( گناه ) همان جرم و تجاوز به حق ديگرى است.
و ثانيا اوليان در اينجا به معنى اولان است يعنى آن دو شاهدى كه در آغاز مى‏بايست شهادت بدهند و از راه راست منحرف شده‏ اند.
بنابراين معنى آيه چنين مى‏شود كه اگر اطلاعى حاصل شد كه دو شاهد نخستين ، مرتكب خلافى شده ‏اند ، دو نفر ديگر جاى آنها را مى‏گيرند از همان كسانى كه دو شاهد نخست بر آنها تجاوز كرده ‏اند.
و در ذيل آيه وظيفه دو شاهد دوم را چنين بيان مى‏كند كه آنها بايد به خدا سوگند ياد كنند كه گواهى ما از گواهى دو نفر اول شايسته ‏تر و به حق نزديكتر است و ما مرتكب تجاوز و ستمى نشده ‏ايم و اگر چنين كرده باشيم از ظالمان و ستمگران خواهيم بود ( فيقسمان بالله لشهادتنا احق من شهادتهما و ما اعتدينا انا اذا لمن الظالمين).
در حقيقت اولياى ميت روى اطلاعاتى كه از جلوتر درباره اموال و متاع او بهنگام مسافرت يا غير مسافرت داشته ‏اند گواهى مى‏دهند كه دو شاهد نخست مرتكب ظلم و خيانت شده ‏اند و اين شهادت جنبه حسى پيدا مى‏كند نه حدسى و از روى قرائن .
در آخرين آيه مورد بحث در حقيقت فلسفه احكامى را كه در زمينه شهادت در آيات قبل گذشت بيان مى‏كند كه : اگر طبق دستور بالا عمل شود يعنى دو شاهد را بعد از نماز و در حضور جمع به گواهى بطلبند ، و در صورت بروز خيانت آنها ، افراد ديگرى از ورثه جاى آنها را بگيرند و حق را آشكار سازند ، اين برنامه سبب مى‏شود كه شهود در امر شهادت دقت به خرج دهند و آن را بر طبق واقع - به خاطر ترس از خدا يا به خاطر ترس از خلق خدا - انجام دهند ( ذلك ادنى ان ياتوا بالشهادة على وجهها او يخافوا ان ترد ايمان بعد ايمانهم ) .
در حقيقت اين كار سبب مى‏شود كه حد اكثر ترس از مسئوليت در برابر خدا و يا بندگان خدا در آنها بيدار گردد و از محور حق منحرف نشوند.
و در آخر آيه براى تاكيد روى تمام احكام گذشته دستور مى‏دهد : پرهيزگارى پيشه كنيد و گوش به فرمان خدا فرا دهيد و بدانيد خداوند جمعيت فاسقان را هدايت نخواهد كرد ( و اتقوا الله و اسمعوا و الله لا يهدى القوم الفاسقين)

منبع (کانال فضیلتها):

https://t.me/fazylatha

امام حسن (علیه‌السلام) :

هرڪس خدا را #بندگی ڪند خداوند همه چیز را بنده او گرداند.

تنبه الخواطر ، ج۲ ، ص ۱۰۸

منبع (کانال فضیلتها):

https://t.me/fazylatha

شهید حاج قاسم سلیمانی:

امام، رضوان الله تعالی علیه، رحمة الله علیه، که خداوند او را با انبیاء و اولیا قرین رحمت کند، حق بزرگی به گردن همه‌ی ما و شما دارد. امام کاری کرد کارستان

هیچ عالمی در تاریخ شیعه، هیچ مرجعی در تاریخ شیعه، نه دیروز و نه امروز، قادر نبود کاری که امام انجام داد، انجام دهد. امام در اوج ناباوری، حتی در زمان مخالفت بعضی از برجستگان عالم تشیع، امام تاسیس حکومت اسلامی را در فکر پروراند و در اولین فرصت به مورد اجرا گذاشت.

منبع (کانال فضیلتها):

https://t.me/fazylatha

تفسیر سوره مبارکه مائده آیه ۱۰۹

يَوْمَ يجْمَعُ اللَّهُ الرُّسلَ فَيَقُولُ مَا ذَا أُجِبْتُمْ قَالُوا لا عِلْمَ لَنَاإِنَّك أَنت عَلَّامُ الْغُيُوبِ‏(۱۰۹)

ترجمه:
۱۰۹ -از آن روز بترسيد كه خداوند پيامبران را جمع مى‏كند و به آنها مى‏گويد مردم در برابر دعوت شما چه پاسخى دادند ؟ مى‏گويند ما چيزى نمى‏دانيم تو خود از تمام پنهانيها آگاهى.

تفسیر
اين آيه در حقيقت مكملى براى آيات قبل است ، زيرا در ذيل آيات گذشته كه مربوط به مساله شهادت حق و باطل بود ، دستور به تقوا و ترس از مخالفت فرمان خدا داده شد ، در اين آيه مى‏گويد : از آن روز بترسيد كه خداوند پيامبران را جمع مى‏كند و از آنها درباره رسالت و ماموريتشان سؤال مى‏كند و مى‏گويد مردم در برابر دعوت شما چه پاسخى گفتند ( يوم يجمع الله الرسل فيقول ما ذا اجبتم ) .
آنها از خود نفى علم كرده و همه حقايق را موكول به علم پروردگار كرده مى‏گويند : خداوندا ! ما علم و دانشى نداريم ، تو آگاه بر تمام غيوب و پنهانيها هستى ( قالوا لا علم لنا انك انت علام الغيوب). و به اين ترتيب سر و كار شما با چنين خداوند علام الغيوب و با چنين دادگاهى است ، بنابراين در گواهيهاى خود مراقب حق و عدالت باشيد.
در اينجا دو سؤال پيش مى‏آيد نخست اينكه از آيات ديگر قرآن استفاده مى‏شود كه پيامبران شاهدان و گواهان بر امت خويشند در حالى كه ازآيه فوق بر مى‏آيد كه آنها از خود نفى علم مى‏كنند و همه چيز را به خدا وامى‏گذارند.
ولى ميان اين دو تضاد و اختلافى نيست ، بلكه مربوط به دو مرحله است ، در نخستين مرحله كه آيه مورد بحث اشاره به آنست ، انبياء در پاسخ سؤال پروردگار اظهار ادب كرده ، و از خود نفى علم نموده ، و همه چيز را موكول به علم خدا مى‏كنند ، ولى در مراحل بعد آنچه را مى‏دانند در مورد امت خود بازگو مى‏كنند و گواهى مى‏دهند ، اين درست به آن مى‏ماند كه گاهى استاد به شاگرد خود مى‏گويد كه پاسخ فلان شخص را بده ، شاگرد نخست اظهار ادب كرده و علم خود را در برابر علم او هيچ توصيف مى‏كند و پس از آن آنچه را مى‏داند مى‏گويد .
ديگر اينكه چگونه انبيا از خود نفى علم مى‏كنند با اينكه آنها علاوه بر علم عادى بسيارى از حقايق پنهانى را از طريق تعليم پروردگار مى‏دانند ؟ ! گرچه در پاسخ اين سؤال مفسران بحثهاى گوناگونى دارند ، ولى به عقيده ما روشن است كه منظور انبياء آن است كه علم خود را در برابر علم خدا هيچ بشمرند و در حقيقت چنين است ، هستى ما در برابر هستى بى‏پايان او چيزى نيست و علم ما در برابر علم او علم محسوب نمى‏شود ، و خلاصه ممكن هر چه باشد در برابر واجب چيزى ندارد و به تعبير ديگر : دانش انبياء اگر چه در حد خود دانش قابل ملاحظه ‏اى است ولى با مقايسه به دانش پروردگار چيزى محسوب نمى‏شود .
و در حقيقت عالم واقعى كسى است كه در همه جا و هر زمان حاضر و ناظر و از پيوند تمام ذرات عالم با خبر و از تمام خصوصيات اين جهان كه يك واحد بهم پيوسته است آگاه باشد ، و اين صفت مخصوص ذات پاك خدا است.
از آنچه گفتيم روشن مى‏شود كه اين آيه دليل بر نفى هر گونه علم غيب از پيامبران و امامان نمى‏شود ، آنچنانكه بعضى پنداشته ‏اند ، زيرا علم غيب بالذات مربوط به كسى است كه همه جا و هر زمان حاضر است ، و غير او بالذات چنين علمى را ندارد بلكه آنچه را خدا از غيب به او تعليم داده است مى‏داند ، شاهد اين سخن آيات متعددى از قرآن است ، از جمله در سوره جن آيه 26 مى‏خوانيم عالم الغيب فلا يظهر على غيبه احدا الا من ارتضى من رسول : خداوند عالم الغيب است و هيچكس را از علم غيب خود آگاه نمى‏كند مگر رسولانى را كه برگزيده است و در سوره هود آيه 49 مى‏خوانيم : تلك من انباء الغيب نوحيها اليك : اينها از خبرهاى غيبى است كه ما به تو وحى مى‏فرستيم.
از اين آيات و مانند آن استفاده مى‏شود كه علم غيب مخصوص ذات خدا است ولى به هر كس آنچه صلاح ببيند تعليم مى‏دهد و كميت و كيفيت آن مربوط به خواست و مشيت او است.
 

منبع (کانال فضیلتها):

https://t.me/fazylatha

امیرالمؤمنین (علیه السلام) می فرمایند :

رحم اللّه امرء علم انّ نفسه خطاه الي اجله، فبادر عمله و قصّر امله

خدا رحمت كند كسي را كه بداند نفسهاي او گامهايي است كه به سوي مرگ بر ميدارد، پس شتاب كند در عمل، و كوتاه كند آرزويش را

غررالحکم ، باب العمر

منبع (کانال فضیلتها):

https://t.me/fazylatha

تفسیر سوره مبارکه مائده آیه ۱۱۰

إِذْ قَالَ اللَّهُ يَاعِيسى ابْنَ مَرْيَمَ اذْكرْ نِعْمَتى عَلَيْك وَ عَلى وَالِدَتِك إِذْ أَيَّدتُّك بِرُوح الْقُدُسِ تُكلِّمُ النَّاس فى الْمَهْدِ وَ كهْلاًوَ إِذْ عَلَّمْتُك الْكتَاب وَ الحِْكْمَةَ وَ التَّوْرَاةَ وَ الانجِيلَ وَ إِذْ تخْلُقُ مِنَ الطينِ كَهَيْئَةِ الطيرِ بِإِذْنى فَتَنفُخُ فِيهَا فَتَكُونُ طيرَا بِإِذْنىوَ تُبرِئُ الأَكمَهَ وَ الأَبْرَص بِإِذْنىوَ إِذْ تخْرِجُ الْمَوْتى بِإِذْنىوَ إِذْ كفَفْت بَنى إِسراءِيلَ عَنك إِذْ جِئْتَهُم بِالْبَيِّنَاتِ فَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنهُمْ إِنْ هَذَا إِلا سِحْرٌ مُّبِينٌ‏(۱۱۰)

ترجمه:
۱۱۰ -بياد آور هنگامى را كه خداوند به عيسى بن مريم گفت متذكر نعمتى كه بر تو و مادرت دادم باش ، زمانى كه تو را بوسيله روح القدس تقويت كردم كه در گاهواره و به هنگام بزرگى با مردم سخن مى‏گفتى ، و هنگامى كه كتاب و حكمت و تورات و انجيل بر تو آموختم ، و هنگامى كه به فرمان من از گل چيزى بصورت پرنده مى‏ساختى و در آن مى‏دميدى و به فرمان من پرنده ‏اى مى‏شد و كور مادرزاد و مبتلا به بيمارى پيسى را به فرمان من شفا مى‏دادى ، و مردگان را ( نيز ) به فرمان من زنده مى‏كردى ، و هنگامى كه بنى اسرائيل را از آسيب رسانيدن به تو باز داشتم در آن موقع كه دلايل روشن براى آنها آوردى ولى جمعى از كافران آنها گفتند اينها جز سحر آشكار نيست .

تفسیر
مواهب الهى بر مسيح
اين آيه و آيات بعد تا آخر سوره مائده مربوط به سرگذشت حضرت مسيح (عليه‏ السلام‏) و مواهبى است كه به او و امتش ارزانى داشته كه براى بيدارى و آگاهى مسلمانان در اينجا بيان شده است .
نخست مى‏گويد : بياد بياور هنگامى را كه خداوند به عيسى بن مريم فرمود : نعمتى را كه بر تو و بر مادرت ارزانى داشتم متذكر باش ( اذ قال الله يا عيسى ابن مريم اذكر نعمتى عليك و على والدتك).
طبق اين تفسير ، آيات فوق بحث مستقلى را شروع مى‏كند كه براى مسلمانان جنبه تربيتى دارد و مربوط به همين دنيا است ، ولى جمعى از مفسران مانند طبرسى و بيضاوى و ابو الفتوح رازى اين احتمال را داده‏ اند كه آيه دنباله آيه قبل و مربوط به سؤالات و سخنانى باشد كه خداوند با پيامبران در روز قيامت خواهد داشت ، و بنابراين قال كه فعل ماضى است در اينجا به معنى يقول كه فعل مضارع است مى‏باشد ، ولى اين احتمال مخالف ظاهر آيه است ، بخصوص اينكه معمولا شمردن نعمتها براى كسى به منظور زنده كردن روح شكرگزارى در او است ، در حالى كه در قيامت اين مساله مطرح نيست .
سپس به ذكر مواهب خود پرداخته ، نخست مى‏گويد تو را با روح القدس تقويت كردم ( اذ ايدتك بروح القدس).
درباره معنى روح القدس در جلد اول صفحه 236 مشروحا بحث شد و خلاصه يك احتمال اين است كه مراد از آن فرشته وحى جبرئيل مى‏باشد و احتمال ديگر اينكه منظور همان نيروى غيبى است كه عيسى را براى انجام معجزات و تحقق بخشيدن به رسالت مهمش تقويت مى‏كرد ، اين معنى در غير انبياء نيز به درجه ضعيفتر وجود دارد .
ديگر از مواهب الهى بر تو اين است كه به تاييد روح القدس با مردم در گهواره و به هنگام بزرگى و پختگى سخن مى‏گفتى ( تكلم الناس فى المهد و كهلا).
اشاره به اينكه سخنان تو در گاهواره همانند سخنان تو در بزرگى ، پخته و حساب شده بود ، نه سخنان كودكانه و بى ارزش.
ديگر اينكه كتاب و حكمت و تورات و انجيل را به تو تعليم دادم ( و اذ علمتك الكتاب و الحكمة و التورية و الانجيل ) .
ذكر تورات و انجيل بعد از ذكر كتاب با اينكه از كتب آسمانى است ، در حقيقت از قبيل تفصيل بعد از اجمال است.
ديگر از مواهب اينكه از گل به فرمان من چيزى شبيه پرنده مى‏ساختى سپس در آن مى‏دميدى و به اذن من پرنده زنده‏ اى مى‏شد ( و اذ تخلق من الطين كهيئة الطير باذنى فتنفخ فيها فتكون طيرا باذنى).
ديگر اينكه : كور مادرزاد و كسى كه مبتلا به بيمارى پيسى بود به اذن من شفا مى‏دادى ( و تبرء الاكمه و الابرص باذنى).
و نيز مردگان را به اذن من زنده مى‏كردى ( و اذ تخرج الموتى باذنى ) .
و بالاخره يكى ديگر از مواهب من بر تو اين بود كه بنى اسرائيل را از آسيب رساندن به تو باز داشتم در آن هنگام كه كافران آنها در برابر دلائل روشن تو بپاخاستند و آنها را سحر آشكارى معرفى كردند من در برابر اينهمه هياهو و دشمنان سر سخت و لجوج تو را حفظ كردم تا دعوت خود را پيش ببرى ( و اذ كففت بنى اسرائيل عنك اذ جئتهم بالبينات فقال الذين كفروا منهم ان هذا الا سحر مبين).
قابل توجه اينكه در اين آيه چهار بار كلمه باذنى ( به فرمان من ) تكرار شده است ، تا جائى براى غلو و ادعاىالوهيت در مورد حضرت مسيح (عليه‏السلام‏) باقى نماند ، يعنى آنچه او انجام مى‏داد گرچه بسيار عجيب و شگفت ‏انگيز بود ، و به كارهاى خدائى شباهت داشت ولى هيچيك از ناحيه او نبود بلكه همه از ناحيه خدا انجام مى‏گرفت ، او بنده ‏اى بود سر بر فرمان خدا و هر چه داشت از طريق استمداد از نيروى لا يزال الهى بود.
ممكن است گفته شود تمام اين مواهب مربوط به مسيح (عليه ‏السلام‏) بوده است چرا در اين آيه براى مادرش مريم نيز موهبت شمرده است ؟ پاسخ اينكه مسلم است هر موهبتى به فرزند برسد در حقيقت به مادر او هم رسيده است زيرا هر دو از يك اصلند و ساقه و ريشه يك درخت .
ضمنا همانطور كه در ذيل آيه 49 سوره آل عمران يادآور شديم اين آيه و مانند آن از دلائل روشن ولايت تكوينى اولياى خدا است ، زيرا در سرگذشت مسيح زنده كردن مردگان ، و شفاى كور مادرزاد ، و بيمار غير قابل علاج ، به شخص مسيح (عليه ‏السلام‏) نسبت داده شده ، منتها به اذن و فرمان خدا.
از اين تعبير استفاده مى‏شود كه ممكن است خداوند چنين قدرتى را براى تصرف در عالم تكوين در اختيار كسى بگذارد كه گاه گاه چنين اعمالى را انجام دهد ، و تفسير اين آيه به دعا كردن انبياء ، و اجابت دعاى آنها از ناحيه خدا كاملا بر خلاف ظواهر آيات است .
و منظور ما از ولايت تكوينى اولياى خدا چيزى جز آنكه در بالا ذكر شد نمى‏باشد ، زيرا دليلى بر بيش از اين مقدار نداريم ، ( براى توضيح بيشتر به جلد دوم صفحه 422 مراجعه نمائيد).

منبع (کانال فضیلتها):

https://t.me/fazylatha

 امام باقر(عليه السلام) فرمودند :

دنيا را چون منزلى بدان كه در آن فرود آمده اى و سپس از آن مى كوچى

يا مانند مالى بدان كه در عالم خواب يافته اى و چون بيدار شوى خبرى از آن نيست .

من اين را به عنوان مَثَل برايت گفتم ؛ زيرا دنيا در نظر خردمندان و خداشناسان همانند جابه جا شدن سايه هاست.

الكافي ج۲ ص۱۳۳

منبع (کانال فضیلتها):

https://t.me/fazylatha

زینب کبری، نوری شد و درخشید
رهبر انقلاب: بعد از شهادت حسین‌بن‌علی هم که دنیا ظلمانی شد و دلها و جانها و آفاق عالم تاریک گردید، این زن بزرگ یک نوری شد و درخشید. زینب به جایی رسید که فقط والاترین انسانهای تاریخ بشریت - یعنی پیامبران - میتوانند به آن‌جا برسند. ۱۳۷۰/۰۸/۲۲

شهید عباس بابا پیرعلی

شهید عبدالمجید قشونی

بخش سوم مطالب

حضرت محمد صلی اللع علیع و آله:

إِنِّي تَارِكٌ فِيكُمُ الثَّقَلَيْنِ مَا إِنْ تَمَسَّكْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا كِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِي أَهْلَ بَيْتِي وَ إِنَّهُمَا لَنْ يَفْتَرِقَا حَتَّى يَرِدَا عَلَيَّ الْحَوْضَ فَانْظُرُوا كَيْفَ تَخْلُفُونِّي فِيهِمَا أَلَا هذا عَذْبٌ فُراتٌ فَاشْرَبُوا وَ هذا مِلْحٌ أُجاجٌ فَاجْتَنِبُوا؛ همانا من در ميان شما دو چيز سنگين و گران ميگذارم، كه اگر بدانها چنگ زنيد هرگز پس از من گمراه نشويد: كتاب خدا و عترت من أهل بيتم، و اين دو از يك ديگر جدا نشوند تا در كنار حوض كوثر بر من درآيند، پس بنگريد چگونه پس از من در باره آن دو رفتار كنيد، آگاه باشيد كه اين (يعنى تمسك بعترت) آب خوشگوار و شيرين است پس بياشاميد، و آن ديگر (يعنى روى برتافتن از ايشان) آب شور و تلخ است و از آن بپرهيزيد

سبک زندگی حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)

منبع (ادامه مطلب ...)

https://www.leader.ir/

 

مجموعه ویژه نامه های ماه مبارک رمضان

کانال فضیلتها | کانال طاووس الجَنَّه | کانال شَرحِ سِرّ ( تماشاگه راز)

پایگاه اطلاع‌رسانی سید ابراهیم رئیسی | https://qaem14.blog.ir/

https://kawsar1214.blogspot.com/2022/03/the-first-revolt-took-place-during.html

الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم

*****

التماس دعا



:: موضوعات مرتبط: ولایت فقیه , شهید , دفاع مقدس , شهداء مدافع حرم , مسئله مهدویت , ظهور , قرآن کریم , سوره مبارکه مائده , احادیث ائمه اطهار (علیهم السلام) , ,
:: برچسب‌ها: تفسیر سوره مبارکه مائده , آیات , دنیا , منزل , بدان , زینب کبری , نور , درخشید , گلایه امام خامنه ای , لوازم خانگی , صنعت خودرو , شهید حاج قاسم سلیمانی , امام , کاری کرد , کارستان , یا زهراء سلام الله علیها , ظهور , امام خامنه ای ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

یا زهراء سلام الله علیها

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

اَلسَّلامُ عَلَیکمْ یا اَهْلَ بَیتِ النُّبُوَّة

الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم

وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ‌ مِن بَعْدِ الذِّكْرِ‌ أَنَّ الْأَرْ‌ضَ يَرِ‌ثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ

و در حقيقت، در زبور پس از تورات نوشتيم كه زمين را بندگان شايسته ما به ارث خواهند برد.

سوره مبارکه انبیاء آیه ۱۰۵

امیرالمؤمنین عليه السلام ـ در بخشى از سفارش خود به فرزند بزرگوارش امام حسن عليه السلام فرمودند :

أي بُنَيَّ ، لا تُؤيِسْ مُذنِبا ، فَكَم مِن عاكِفٍ على ذَنبِهِ خُتِمَ لَهُ بخَيرٍ ، و كَم مِن مُقبِلٍ على عَمَلِهِ مُفسِدٌ في آخِرِ عُمُرِهِ ، صائرٌ إلَى النارِ ، نَعوذُ بِاللّه ِ منها

اى فرزندم! هيچ گنهكارى را نوميد مكن ؛ زيرا اى بسا كسى كه عمرى گناه مى كند ، اما فرجامش به نيكى ختم مى شود و اى بسا كسى كه عمرى عمل خير مى كند ، ليكن در پايان عمرش گرفتار فساد مى شود و رهسپار دوزخ مى گردد ؛ پناه به خدا از آتش دوزخ.

بحار الأنوار ۷۷/۲۳۹/۱

منبع (کانال فضیلتها):

https://t.me/fazylatha

امیرالمومنین امام علی (علیه السلام) :

النَّاسُ فِي الدُّنْيَا عَامِلَانِ؛ عَامِلٌ عَمِلَ فِي الدُّنْيَا لِلدُّنْيَا، قَدْ شَغَلَتْهُ دُنْيَاهُ عَنْ آخِرَتِهِ، يَخْشَى عَلَى مَنْ يَخْلُفُهُ [يُخَلِّفُ] الْفَقْرَ وَ يَأْمَنُهُ عَلَى نَفْسِهِ.

نهج البلاغه حكمت ٤٦٩

مردم در دنيا دو گونه كار كنند :

1- گونه ای در دنيا، براى دنيا كار مى كند و دنيا چنانش به خود مشغول داشته كه به آخرتش نمى پردازد و مى ترسد كه بازماندگانش گرفتار فقر شوند و حال آنكه، خود از دنيا در امان است. چنين كسى عمر خود را براى سود ديگران تباه مى كند

2- گونه ای ديگر در دنيا براى آخرتش كار مى كند، پس بهره و روزی او از دنيا بى هيچ رنجى به دستش مى آيد. چنين كسى نصيب خود از دنيا و آخرت فراهم آورد و مالك دو سراى شود. (هم دنیا دارد هم آخرت) در نزد خداى هم آبرومند است و هر حاجت ، كه از او خواهد ، برآورد.

منبع (کانال فضیلتها):

https://t.me/fazylatha

تفسیر سوره مبارکه مائده آیات۱۰۳تا۱۰۴

مَا جَعَلَ اللَّهُ مِن بحِيرَةٍ وَ لا سائبَةٍ وَ لا وَصِيلَةٍ وَ لا حَامٍ وَ لَكِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا يَفْترُونَ عَلى اللَّهِ الْكَذِب وَ أَكْثرُهُمْ لا يَعْقِلُونَ‏(۱۰۳) وَ إِذَا قِيلَ لهَُمْ تَعَالَوْا إِلى مَا أَنزَلَ اللَّهُ وَ إِلى الرَّسولِ قَالُوا حَسبُنَا مَا وَجَدْنَا عَلَيْهِ ءَابَاءَنَاأَوَ لَوْ كانَ ءَابَاؤُهُمْ لا يَعْلَمُونَ شيْئاً وَ لا يهْتَدُونَ‏(۱۰۴)

ترجمه:
۱۰۳ -خداوند هيچگونه بحيره و سائبه و وصيله و حام قرار نداده است ( اشاره به چهار نوع از حيوانات اهلى كه در زمان جاهليت استفاده از آنها را ممنوع مى‏دانستند و اين بدعت در اسلام ممنوع شد ) ولى كسانى كه كافر شدند بر خدا دروغ مى‏بندند و بيشتر آنها نمى‏فهمند .
۱۰۴-و هنگامى كه به آنها گفته شود ، به سوى آنچه خدا نازل كرده و به سوى پيامبر بيائيد مى‏گويند آنچه را از پدران خود يافته‏ ايم ما را بس است ! ، آيا نه چنين است كه پدران آنها چيزى نمى‏دانستند و هدايت نيافته بودند ؟!

تفسیر
در آيه نخست ، اشاره به چهار بدعت نابجا شده كه در ميان عرب جاهلى معمول بود ، آنها بر پاره‏ اى از حيوانات به جهتى از جهات علامت و نامى گذارده و خوردن گوشت آن را ممنوع مى‏ساختند و يا حتى خوردن شير و چيدن پشم و سوار شدن بر پشت آنها را مجاز نمى‏شمردند ، گاهى اين حيوانات را آزاد مى‏گذاشتند كه هر راهى مى‏خواهند بروند و كسى متعرض آنها نمى‏شد يعنى عملا حيوان را بلا استفاده و بيهوده رها مى‏ساختند.
لذا قرآن مجيد مى‏گويد : خداوند هيچيك از اين احكام را به رسميت
نمى‏شناسد ، نه بحيره اى قرار داده و نه سائبه و نه وصيله و نه حام ( ما جعل الله من بحيرة و لا سائبة و لا وصيلة و لا حام ) و اما توضيح اين چهار نوع حيوان:
۱ -بحيره به حيوانى مى‏گفتند كه پنج بار زائيده بود و پنجمين آنها ماده - و به روايتى نر - بود ، گوش چنين حيوانى را شكاف وسيعى مى‏دادند ، و آن را بحال خود آزاد مى‏گذاشتند و از كشتن آن صرف نظر مى‏كردند .
بحيره از ماده بحر به معنى وسعت و گسترش است ، و اينكه عرب دريا را بحر مى‏گويد به خاطر وسعت آن است ، و اينكه بحيره را به اين نام مى‏ناميدند به خاطر شكاف وسيعى بود كه در گوش آن ايجاد مى‏كردند.
۲ -سائبه شترى بوده كه دوازده - و به روايتى ده - بچه مى‏آورد ، آن را آزاد مى‏ساختند و حتى كسى سوار بر آن نمى‏شد و بهر چراگاهى وارد مى‏شد آزاد بود و از هر آبگاه و چشمه‏ اى آب مى‏نوشيد كسى حق مزاحمت آن را نداشت ، تنها گاهى از شير آن مى‏دوشيدند و به مهمان مى‏دادند ( از ماده سيب به معنى جريان آب و آزادى در راه رفتن است ) .
۳ -وصيله به گوسفندى مى‏گفتند كه هفت بار فرزند مى‏آورد و به روايتى به گوسفندى مى‏گفتند : كه دوقلو مى‏زائيد ( از ماده وصل به معنى بهم پيوستگى است ) كشتن چنان گوسفندى را نيز حرام مى‏دانستند.
۴-حام كه اسم فاعل از ماده حمايت مى‏باشد و به معنى حمايت كننده است به حيوان نرى مى‏گفتند كه از وجود آن براى تلقيح حيوانات ماده استفاده مى‏شد ، هنگامى كه ده بار از آن براى تلقيح استفاده مى‏كردند ، و هر بار فرزندى از نطفه آن به وجود مى‏آمد ، مى‏گفتند : اين حيوان پشت خود را حمايت كرده يعنى كسى حق سوار شدن بر آن را ندارد ( يكى از معانى حمى ، نگاهدارى و جلوگيرى و ممنوعيت است ) .
در معنى عناوين چهارگانه بالا در ميان مفسران و در احاديث احتمالات ديگرى نيز ديده مى‏شود اما قدر مشترك همه آنها ، آن است كه منظور حيواناتى بوده كه در واقع خدمات فراوان و مكررى به صاحبان خود از طريق انتاج مى‏كردند ، و آنها هم در مقابل يكنوع احترام و آزادى براى اين حيوانات قائل مى‏شدند.
درست است كه در تمام اين موارد ، جلوه‏ هائى از روح شكرگزارى و قدر دانى حتى در برابر خدمت حيوانات به چشم مى‏خورد ، و از اين نظر عمل آنها قابل تقديس بوده ، ولى از آنجا كه اجراى چنين احترامى در مورد اين حيوانات علاوه بر اينكه با عدم درك آنها مفهومى پيدا نمى‏كرد ، يكنوع اتلاف مال و از بين بردن نعمتهاى الهى و معطل ساختن آنها محسوب مى‏شد و از همه گذشته اين حيوانات به خاطر اين احترام ، گرفتار زجرها و شكنجه‏ هاى جانكاهى مى‏شدند ، زيرا عملا كمتر كسى حاضر مى‏شد غذاى درستى به آنها بدهد و از آنها مراقبت و نگاهدارى كند ، و با توجه به اينكه اين حيوانات معمولا داراى سن زيادى بودند ، به حالت دردناكى در ميان انبوهى از محروميتها به سر مى‏ بردند تا بميرند ، روى اين جهات اسلام از اين كار جدا جلوگيرى كرده است ! .
از همه گذشته از پاره‏ اى از روايات و تفاسير استفاده مى‏شود كه آنها همه يا قسمتى از اين برنامه را به خاطر بتها انجام مى‏دادند و در واقع آنها را نذر بت مى‏كردند در اين صورت مبارزه اسلام با اين كار شكل مبارزه با بت پرستى نيز به خود مى‏گيرد.
و عجيب اين است كه طبق پاره ‏اى از روايات هنگامى كه بعضى از اين حيوانات به مرگ طبيعى مى‏مردند ، گاهى از گوشت آن ( گويا به عنوان تبرك و تيمن ) استفاده مى‏كردند كه اين خود يكنوع عمل زشت ديگر بود.
سپس مى‏فرمايد : افراد كافر و بت ‏پرست اينها را به خدا نسبت مى‏دادند و مى‏گفتند : قانون الهى است ( و لكن الذين كفروا يفترون على الله الكذب).
و اكثر آنها در اين باره كمترين فكر و انديشه ‏اى نمى‏كردند و عقل خود را به كار نمى‏گرفتند ، بلكه كوركورانه از ديگران تقليد مى‏نمودند ( و اكثر هم لا يعقلون).

در آيه بعد اشاره به دليل و منطق آنها در اين تحريمهاى نابجا و بى‏مورد كرده ، مى‏گويد : هنگامى كه به آنها گفته شود به سوى آنچه خدا نازل كرده و به سوى پيامبر (صلى‏الله ‏عليه‏ وآله‏ وسلّم‏) بيائيد ، آنها از اين كار سرباز زده ، مى‏گويند همان رسوم و آداب نياكان ما ، ما را بس است ! ( و اذا قيل لهم تعالوا الى ما انزل الله و الى الرسول قالوا حسبنا ما وجدنا عليه آبائنا ) .
در حقيقت خلافكاريها و بت پرستى ‏هاى آنها از يكنوع بت پرستى ديگر به نام تسليم بدون قيد و شرط در برابر آداب و رسوم خرافى نياكان سرچشمه مى‏گرفت ، گويا آنها تنها عنوان نياكان و پدران را براى ، صحت و درستى عقيده و عادات و رسوم خود كافى مى‏پنداشتند.
قرآن صريحا به آنها پاسخ مى‏گويد : كه مگر نه اين است كه پدران آنها دانشى نداشتند و هدايت نيافته بودند ( ا و لو كان آبائهم لا يعلمون شيئا و لا يهتدون ) يعنى اگر نياكانى كه شما در عقيده و اعمالتان به آنها متكى هستيد ، دانشمندان و هدايت يافتگانى بودند ، اقتباس و پيروى شما از آنان از قبيل تقليد جاهل از عالم بود ، اما با اينكه خودتان مى‏دانيد آنها چيزى بيشتر از شما نمى‏دانستند و شايد عقب‏تر هم بودند ، با اين حال كار شما مصداق روشن تقليد جاهل از جاهل است كه در ميزان عقل و خرد بسيار ناپسند مى‏باشد ؟ از اينكه در جمله بالا قرآن روى كلمه اكثر تكيه كرده چنين بر مى‏آيد
در آن محيط جهل و تاريكى نيز ، اقليتى هر چند ضعيف ، فهميده وجود داشتند كه به اينگونه اعمال بچشم حقارت و تنفر نگاه مى‏كردند.

بتى به نام نياكان!
از موضوعاتى كه در زمان جاهليت به شدت رائج بود و به همين دليل در آيات مختلفى از قرآن منعكس است مساله افتخار به نياكان و احترام بى ‏قيد و شرط و تا سرحد پرستش ، در برابر آنان و افكار و عادات و رسوم آنها بود ، اين موضوع اختصاصى به عصر جاهليت نداشت ، امروز هم در ميان بسيارى از ملتها وجود دارد ، و شايد يكى از عوامل اصلى اشاعه و انتقال خرافات از نسلى به نسل ديگر محسوب مى‏شود ، گويا مرگ يكنوع مصونيت و قداست براى گذشتگان ايجاد مى‏كند و آنها را در هاله ‏اى از احترام و تقوا فرو مى‏برد ! شك نيست كه روح قدردانى و رعايت اصول انسانى ايجاب مى‏كند كه پدران و اجداد و نياكان محترم شمرده شوند ، اما نه به اين معنى كه آنها را معصوم از خطا و اشتباه بدانيم ، و از نقد و بررسى افكار و آداب آنها خوددارى كنيم ، و از خرافات آنها كوركورانه تبعيت نمائيم.
زيرا اين عمل در واقع يكنوع بت پرستى و منطق جاهلى است ، بلكه بايد در عين احترام به حقوق و افكار و سنتهاى مفيدشان ، سنن غلط آنها را بشدت درهم شكست ، به خصوص اينكه نسلهاى آينده بر اثر گذشت زمان و پيشرفت علم و دانش و تجربيات بيشتر معمولا از نسلهاى پيشين داناتر و باهوشترند ، و هيچ عقل و خردى اجازه تقليد كوركورانه از گذشتگان را نمى‏دهد .
عجب اين است كه بعضى از دانشمندان و حتى اساتيد دانشگاه را مى‏بينيم كه از اين نقطه ضعف بر كنار نمانده و گاهى با كمال شگفتى به خرافات مضحكى همچون پريدن از روى آتش در روزهاى آخر سال تن در مى‏دهند و ميل دارند
آتش پرستى نياكان را به نوعى زنده كنند و در حقيقت منطقى جز منطق اعراب زمان جاهليت ندارند .

تضاد بى ‏دليل
در تفسير الميزان از تفسير در المنثور از جمعى از دانشمندان عامه نقل شده : كه شخصى به نام ابو الاحوص مى‏گويد خدمت پيامبر اسلام (صلى‏الله ‏عليه‌‏وآله ‏وسلّم‏) رسيدم در حالى كه لباس كهنه و مندرسى بر تن داشتم پيامبر (صلى‏الله ‏عليه ‏وآله ‏وسلّم‏) فرمود : مال و ثروتى دارى ، گفتم : آرى فرمود : چه نوع مال ؟ گفتم : همه گونه مال در اختيار دارم ، شتر ، گوسفند ، اسب ، و مانند اينها پيامبر (صلى‏الله‏ عليه ‏وآله ‏وسلّم‏) فرمود:هنگامى كه خدا به تو چيزى داد بايد آثار آن را در تو ببيند ( نه اينكه ثروت خود را كنار بگذارى و همانند مسكينان زندگى كنى).
سپس فرمود : آيا بچه‏ شترهاى تو گوش دريده متولد مى‏شوند يا با گوشهاى سالم ، گفتم : مسلما با گوش سالم ، مگر ممكن است شتر ، نوزاد گوش دريده بياورد ؟ ! فرمود : پس لابد خودت تيغ به دست گرفته گوشهاى يكعده از آنها را شكاف مى‏دهى و مى‏گوئى اين بحر است و گوشهاى بعضى ديگر را پاره كرده و مى‏گوئى اين صرم است ؟ گفتم آرى چنين كار را مى‏كنم ، فرمود : هرگز چنين كارى مكن هر چه خدا به تو داده است براى تو حلال است ، سپس تلاوت فرمود : ما جعل الله من بحيرة و لا سائبة و لا وصيلة و لا حام .
از اين روايت استفاده مى‏شود كه آنها قسمتى از اموال خود را معطل و بى مصرف نگاه مى‏داشتند ، ولى بجاى آن صرفه‏ جوئى كرده ، لباسهاى كهنه و مندرس در تن مى‏پوشيدند و اين يك تضاد بى‏دليل بود.

منبع (کانال فضیلتها):

https://t.me/fazylatha

سبک زندگی حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)

منبع (ادامه مطلب ...)

https://www.leader.ir/

سایر موارد (پیوندها و ...):

حضرت محمد صلی اللع علیع و آله:

إِنِّي تَارِكٌ فِيكُمُ الثَّقَلَيْنِ مَا إِنْ تَمَسَّكْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا كِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِي أَهْلَ بَيْتِي وَ إِنَّهُمَا لَنْ يَفْتَرِقَا حَتَّى يَرِدَا عَلَيَّ الْحَوْضَ فَانْظُرُوا كَيْفَ تَخْلُفُونِّي فِيهِمَا أَلَا هذا عَذْبٌ فُراتٌ فَاشْرَبُوا وَ هذا مِلْحٌ أُجاجٌ فَاجْتَنِبُوا؛ همانا من در ميان شما دو چيز سنگين و گران ميگذارم، كه اگر بدانها چنگ زنيد هرگز پس از من گمراه نشويد: كتاب خدا و عترت من أهل بيتم، و اين دو از يك ديگر جدا نشوند تا در كنار حوض كوثر بر من درآيند، پس بنگريد چگونه پس از من در باره آن دو رفتار كنيد، آگاه باشيد كه اين (يعنى تمسك بعترت) آب خوشگوار و شيرين است پس بياشاميد، و آن ديگر (يعنى روى برتافتن از ايشان) آب شور و تلخ است و از آن بپرهيزيد

 

مجموعه ویژه نامه های ماه مبارک رمضان

کانال فضیلتها | کانال طاووس الجَنَّه | کانال شَرحِ سِرّ ( تماشاگه راز)

پایگاه اطلاع‌رسانی سید ابراهیم رئیسی | https://qaem14.blog.ir/

https://kawsar1214.blogspot.com/2022/03/the-first-revolt-took-place-during.html

الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم

*****

التماس دعا



:: موضوعات مرتبط: ولایت فقیه , شهید , دفاع مقدس , مسئله مهدویت , ظهور , قرآن کریم , سوره مبارکه مائده , احادیث ائمه اطهار (علیهم السلام) , ماه مبارک رمضان , ,
:: برچسب‌ها: خداوند , هيچگونه , بحيره , و , سائبه , و , وصيله , و , حام , قرار , نداده , است , اشاره , به , چهار , نوع , از , حيوانات , اهلى , كه , در , زمان , جاهليت , استفاده , از , آنها , را , ممنوع , مى‏دانستند , و , اين , بدعت , در , اسلام , ممنوع , شد , ولى , كسانى , كه , كافر , شدند , بر , خدا , دروغ , مى‏بندند , و , بيشتر , آنها , نمى‏فهمند , و , هنگامى , كه , به , آنها , گفته , شود , ، , به , سوى , آنچه , خدا , نازل , كرده , و , به , سوى , پيامبر , بيائيد , مى‏گويند , آنچه , را , از , پدران , خود , يافته‏ , ايم , ما , را , بس , است , آيا , نه , چنين , است , كه , پدران , آنها , چيزى , نمى‏دانستند , و , هدايت , نيافته , بودند , مردم , در , دنيا , دو , گونه , كار , كنند , گونه , ای , در , دنيا , , براى , دنيا , كار , مى , كند , و , دنيا , چنانش , به , خود , مشغول , داشته , كه , به , آخرتش , نمى , پردازد , و , مى , ترسد , كه , بازماندگانش , گرفتار , فقر , شوند , و , حال , آنكه , خود , از , دنيا , در , امان , است , , چنين , كسى , عمر , خود , را , براى , سود , ديگران , تباه , مى , كند , گونه , ای , ديگر , در , دنيا , براى , آخرتش , كار , مى , كند، , پس , بهره , و , روزی , او , از , دنيا , بى , هيچ , رنجى , به , دستش , مى , آيد , چنين , كسى , نصيب , خود , از , دنيا , و , آخرت , فراهم , آورد , و , مالك , دو , سراى , شود , هم , دنیا , دارد , هم , آخرت , در , نزد , خداى , هم , آبرومند , است , و , هر , حاجت , كه , از , او , خواهد , برآورد , اى , فرزندم , هيچ , گنهكارى , را , نوميد , مكن , زيرا , اى , بسا , كسى , كه , عمرى , گناه , مى , كند , اما , فرجامش , به , نيكى , ختم , مى , شود , و , اى , بسا , كسى , كه , عمرى , عمل , خير , مى , كند , ليكن , در , پايان , عمرش , گرفتار , فساد , مى , شود , و , رهسپار , دوزخ , مى , گردد , پناه , به , خدا , از , آتش , دوزخ , امیرالمومنین امام علی (علیه السلام) , نهج البلاغه , امام حسن عليه السلام , شب قدر , یا زهراء سلام الله علیها , ظهور , امام خامنه ای ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

یا زهراء سلام الله علیها

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

اَلسَّلامُ عَلَیکمْ یا اَهْلَ بَیتِ النُّبُوَّة

الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم

وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ‌ مِن بَعْدِ الذِّكْرِ‌ أَنَّ الْأَرْ‌ضَ يَرِ‌ثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ

و در حقيقت، در زبور پس از تورات نوشتيم كه زمين را بندگان شايسته ما به ارث خواهند برد.

سوره مبارکه انبیاء آیه ۱۰۵

بسم الله الرحمن الرحیم

به سوی خدا...

حضرت امام صادق علیه السلام
كانَ عِيسَى بْنُ مَرْيَمَ يَقُولُ لِأَصْحَابِهِ يَا بَنِي آدَمَ اهْرَبُوا مِنَ الدُّنْيَا إِلَى اللَّهِ وَ أَخْرِجُوا قُلُوبَكُمْ عَنْهَا فَإِنَّكُمْ لَا تَصْلُحُونَ لَهَا وَ لَا تَصْلُحُ لَكُمْ وَ لَا تَبْقَوْنَ فِيهَا وَ لَا تَبْقَى لَكُم‏...

عیسی بن مریم به اصحاب خود می فرمودند: ای فرزندان آدم! از دنیا به سوی خدا فرار کنید؛

و دلهای خود را از دنیا خارج کنید؛ که نه دنیا برای شما مناسب است و نه شما شایستۀ دنیا هستید، نه در آن باقی می مانید و نه دنیا برایتان می ماند...

«الأمالی» شیخ صدوق ص ۵۵۵

منبع (کانال فضیلتها):

https://t.me/fazylatha

دعا برای ظهور پس از هر نماز واجب

در کتاب «جمال الصالحین» از مولایمان امام صادق علیه السلام نقل شده است که حضرت فرمودند:

همانا از حقوق ما بر شیعیان ما این است که بعد از هر نماز واجب دست هایشان را بر چانه گذاشته و سه مرتبه بگویند:

یا رَبَّ مُحَمَّدٍ عَجِّل فَرَجَ آلِ مُحَمَّدٍ،
یا رَبَّ مُحَمَّدٍ إِحفَظ غَیبَةَ مُحَمَّدٍ،
یا رَبَّ مُحَمَّدٍ إِنتَقِم لِابنَةِ مُحَمَّدٍ

ای پروردگار محمّد، فرج و گشایش امور آل محمّد را تعجیل فرما، ای پروردگار محمّد، محافظت کن (دین را در) غیبت محمّد، ای پروردگار محمّد، انتقام دختر محمّد را بگیر.

صحیفه مهدیه، ص۲۷۱
مکیال المکارم ج۲بخش ۷

منبع (کانال فضیلتها):

https://t.me/fazylatha

تفسیر سوره مبارکه مائده آیات۱۰۱تا۱۰۲

یاأَيهَا الَّذِينَ ءَامَنُوا لا تَسئَلُوا عَنْ أَشيَاءَ إِن تُبْدَ لَكُمْ تَسؤْكُمْ وَ إِن تَسئَلُوا عَنهَا حِينَ يُنزَّلُ الْقُرْءَانُ تُبْدَ لَكُمْ عَفَا اللَّهُ عَنهَاوَ اللَّهُ غَفُورٌ حَلِيمٌ‏(۱۰۱) قَدْ سأَلَهَا قَوْمٌ مِّن قَبْلِكمْ ثُمَّ أَصبَحُوا بهَا كَافِرِينَ‏(۱۰۲)

ترجمه:
۱۰۱ -اى كسانى كه ايمان آورده ‏ايد از مسائلى سؤال نكنيد كه اگر براى شما آشكار گردد شما را ناراحت مى‏كند ، و اگر به هنگام نزول قرآن از آنها سؤال كنيد براى شما آشكار مى‏شود ، خداوند آنها را بخشيده ( و از آن صرف نظر كرده ) است و خداوند آمرزنده و حليم است.
۱۰۲ -جمعى از پيشينيان از آنها سؤال كردند و سپس به مخالفت با آن برخاستند ، ( ممكن است شما هم چنان سرنوشتى پیدا کنید.

شان نزول
در شان نزول آيات فوق در منابع حديث و تفسير اقوال مختلفى ديده مى‏شود ، ولى آنچه با آيات فوق و تعبيرات آن سازگارتر است شان نزولى است كه در تفسير مجمع البيان از على بن ابى طالب (عليه ‏السلام‏) نقل شده است كه روزى پيامبر (صلى‏الله ‏عليه‏ وآله ‏وسلّم‏) خطبه ‏اى خواند و دستور خدا را درباره حج بيان كرد شخصى بنام عكاشه - و بروايتى سراقه - گفت آيا اين دستور براى هر سال است ، و همه سال بايد حج بجا بياوريم ؟ پيامبر (صلى‏الله ‏عليه‏ وآله‏ وسلّم‏) به سؤال او پاسخ نگفت ، ولى او لجاجت كرد ، و دو بار ، و يا سه بار ، سؤال خود را تكرار نمود ، پيامبر (صلى‏الله‏ عليه‏ وآله‏ وسلّم‏) فرمود : واى بر تو چرا اينهمه اصرار مى‏كنى اگر در جواب تو بگويم بلى ، حج در همه سال بر همه شما واجب مى‏شود و اگر در همه سال واجب باشد توانائى انجام آن را نخواهيد داشت و اگر با آن مخالفت كنيد گناهكار خواهيد بود ، بنابراين ما دام كه چيزى به شما نگفته ‏ام روى آن اصرار نورزيد زيرا ( يكى از ) امورى كه باعث هلاكت ( بعضى از ) اقوام گذشته شد اين بود كه لجاجت و پر حرفى مى‏كردند و از پيامبرشان زياد سؤال مى‏نمودند ، بنابراين هنگامى كه به شما دستورى مى‏دهم به اندازه توانائى خود آنرا انجام دهيد ( اذا امرتكم من شى‏ء فاتوا منه ما استطعتم ) و هنگامى كه شما را از چيزى نهى مى‏كنم خوددارى كنيد آيات فوق نازل شد و آنها را از اين كار باز داشت .
اشتباه نشود منظور از اين شان نزول - همانطور كه در تفسير آيه خواهيم گفت - اين نيست كه راه سؤال و پرسش و فراگيرى مطالب را بروى مردم ببندد زيرا
قرآن در آيات خود صريحا دستور مى‏دهد كه مردم آنچه را نمى‏دانند از اهل اطلاع بپرسند فاسئلوا اهل الذكر ان كنتم لا تعلمون.
بلكه منظور سؤالهاى نابجا و بهانه‏ گيريها و لجاجتهائى است كه غالبا سبب مشوب شدن اذهان مردم ، و موجب مزاحمت گوينده ، و پراكندگى رشته سخن و برنامه او مى‏گردد.

تفسیر
سؤالات بيجا!
شك نيست كه سؤال كردن كليد فهم حقائق است ، و به همين دليل كسانى كه كمتر مى‏پرسند كمتر مى‏دانند ، و در آيات و روايات اسلامى نيز به مسلمانان دستور اكيد داده شده است كه هر چه را نمى‏دانند بپرسند ، ولى از آنجا كه هر قانونى معمولا استثنائى دارد ، اين اصل اساسى تعليم و تربيت نيز استثنائى دارد و آن اينكه گاهى پاره ‏اى از مسائل پنهان
بودنش براى حفظ نظام اجتماع و تامين مصالح افراد بهتر است در اينگونه موارد جستجوها و پرسشهاى پى در پى ، براى پرده برداشتن ، از روى واقعيت ، نه تنها فضيلتى نيست بلكه مذموم و ناپسند نيز مى‏باشد ، مثلا غالب پزشكان صلاح اين مى‏دانند كه بيماريهاى سخت و وحشتناك را از شخص بيمار مكتوم دارند ، گاهى تنها اطرافيان را در جريان مى‏گذارند ، با اين قيد كه از بيمار پنهان دارند ، زيرا تجربه نشان داده ، بيشتر مردم اگر از عمق بيمارى خود آگاه شوند گرفتار وحشتى مى‏گردند كه اگر كشنده نباشد لااقل بهبودى را به تاخير مى‏اندازد .
در اينگونه موارد بيمار هرگز نبايد در برابر طبيب دلسوز خود به سؤال و اصرار بپردازد .
زيرا اصرارهاى مكرر او گاهى چنان ميدان را بر طبيب تنگ مى‏كند كه براى آسودگى خود و رسيدگى به ساير بيماران جز اين نمى‏بيند كه حقيقت را براى اين بيمار لجوج آشكار سازد اگر چه او از اين رهگذر زيانهائى ببيند.همچنين مردم در همكاري هاى خود نياز به خوش‏بينى دارند و براى حفظ اين سرمايه بزرگ صلاح اين است كه از تمام جزئيات حال يكديگر با خبر نباشند ، زيرا بالاخره هر كس نقطه ضعفى دارد ، و فاش شدن تمام نقطه‏ هاى ضعف ، همكارى ‏هاى افراد را مواجه با اشكال مى‏كند ، مثلا ممكن است يك فرد با شخصيت و مؤثر تصادفا در يك خانواده پست و پائين متولد شده باشد ، اكنون اگر سابقه او فاش شود ، ممكن است آثار وجودى او در جامعه متزلزل گردد در اين گونه موارد به هيچوجه نبايد افراد ، اصرارى داشته باشند و به جستجو برخيزند .و يا اينكه بسيارى از نقشه‏ ها و طرحهاى مبارزات اجتماعى بايد تا هنگام عمل مكتوم باشد و اصرار در افشاى آنها ضربه‏ اى بر موفقيت و پيروزى اجتماع است.
اينها و امثال آن مواردى است كه سؤال كردن در آن صحيح نيست و رهبران تا در فشار زياد قرار نگيرند ، نبايد آنها را پاسخ گويند .قرآن در آيه فوق به اين موضوع اشاره كرده ، صريحا مى‏گويد : اى كسانى كه ايمان آورده‏ ايد از امورى كه افشاى آنها باعث ناراحتى و دردسر شما مى‏شود پرسش نكنيد ( يا ايها الذين آمنوا لا تسالوا عن اشياء ان تبد لكم تسؤكم).

ولى از آنجا كه سؤالات پى در پى از ناحيه افراد و پاسخ نگفتن به آنها ممكن است موجب شك و ترديد براى ديگران گردد و مفاسد بيشترى به بار آورد اضافه مى‏كند اگر در اينگونه موارد زياد اصرار كنيد بوسيله آيات قرآن بر شما افشاء مى‏شود و به زحمت خواهيد افتاد ( و ان تسالوا عنها حين ينزل القرآن تبد لكم).
و اينكه افشا كردن اينها را به زمان نزول قرآن اختصاص مى‏دهد به خاطر آن است كه سؤالات مربوط به مسائلى بوده كه مى‏بايست از طريق وحى روشن گردد.
سپس اضافه مى‏كند : تصور نكنيد اگر خداوند از بيان پاره ‏اى از مسائل سكوت كرده است از آن غفلت داشته بلكه مى‏خواسته است شما را در توسعه قرار دهد و آنها را بخشوده است ، و خداوند بخشنده حليم است ( عفا الله عنها و الله غفور حليم).در حديثى از على (عليه ‏السلام‏) مى‏خوانيم : ان الله افترض عليكم فرائض فلا تضيعوها و حدلكم حدودا فلا تعتدوها و نهى عن اشياء فلا تنتهكوها و سكت لكم عن اشياء و لم يدعها نسيانا فلا تتكلفوها : خداوند واجباتى براى شما قرار داده آنها را ضايع مى‏كنيد ، و حدود و مرزهائى تعيين كرده از آنها تجاوز ننمائيد و از امورى نهى كرده در برابر آنها پرده ‏درى نكنيد ، و از امورى ساكت شده و صلاح در كتمان آن ديده و هيچگاه اين كتمان از روى نسيان نبوده ، در برابر اينگونه امور ، اصرارى در افشاء نداشته باشيد.
سؤال:
ممكن است گفته شود اگر افشاى اين امور بر خلاف مصلحت مردم است چرا با اصرار افشا مى‏شود ؟
پاسخ:
دليل آن همان است كه در بالا اشاره كرديم كه گاهى اگر رهبر در مقابل
سؤالات پى در پى و مصرانه سكوت كند ، مفاسد ديگرى ببار مى‏آورد ، سوءظن‏ هائى بر مى‏انگيزد و باعث مشوب شدن اذهان مردم مى‏شود ، همانطور كه اگر طبيب در برابر سؤالات پى در پى مريض ، سكوت اختيار كند گاهى ممكن است بيمار را ، در اصل تشخيص بيمارى بوسيله طبيب ، به ترديد اندازد ، و تصور كند كه اصولا بيمارى او ناشناخته مانده و دستورات او را به كار نبندد ، در اينجا طبيب چاره‏ اى جز از افشاى بيمارى ندارد ، اگر چه بيمار از اين رهگذر دردسرهائى پيدا كند .
در آيه بعد براى تاكيد اين مطلب مى‏گويد : بعضى از اقوام پيشين ، اين گونه سؤالات را داشتند و به دنبال پاسخ آنها به مخالفت و عصيان برخاستند ( قد سالها قوم من قبلكم ثم اصبحوا بها كافرين).
در اينكه اين اشاره كلى درباره اقوام پيشين مربوط به كداميك از آنها است ميان مفسران بحث است : بعضى احتمال داده‏ اند مربوط به درخواست مائده آسمانى از مسيح (عليه ‏السلام‏) وسيله شاگردان بوده كه بعد از تحقق يافتن آن بعضى به مخالفت برخاستند ، و بعضى احتمال داده‏ اند مربوط به تقاضاى معجزه از حضرت صالح (عليه‏ السلام‏) بوده است ، ولى ظاهرا تمام اين احتمالات اشتباه است ، زيرا آيه درباره سؤال به معنى پرسش و كشف مجهول سخن مى‏گويد ، نه سؤال به معنى تقاضا و درخواست چيزى گويا استعمال كلمه سؤال در هر دو معنى باعث چنين اشتباهى شده است .
ولى ممكن است مراد ، جمعيت بنى اسرائيل بوده باشد كه چون مامور به ذبح گاوى براى تحقيق درباره جنايتى شدند ( كه شرح آن در جلد اول صفحه 209 گذشت ) موسى را سؤال‏ پيچ كرده و از جزئيات گاو كه هرگز دستور خاصى در مورد آن نداشتند پى‏درپى پرسش كردند ، به همين جهت كار را بر خود آن چنان سخت كردند كه بدست آوردن چنان گاوى آنقدر مشكل و پر هزينه شد كه نزديك بود از آن صرفنظر كنند .
در معنى جمله اصبحوا بها كافرين دو احتمال وجود دارد نخست اينكه مراد از كفر ، عصيان و مخالفت بوده باشد همانطور كه در بالا اشاره كرديم ، و ديگر اينكه كفر به معنى معروف آن بوده باشد ، زيرا گاهى شنيدن پاسخهاى ناراحت كننده كه بر ذهن شنونده سنگين آيد ، سبب مى‏شود كه به انكار اصل موضوع و صلاحيت گوينده بپاخيزد مثل اينكه گاهى شنيدن يك پاسخ ناراحت كننده از ناحيه طبيب ، سبب مى‏شود كه بيمار عكس العمل از خود نشان دهد و صلاحيت او را انكار كند و اين تشخيص را فى المثل ناشى از پيرى و خرفت شدن پزشك معرفى كند ! در پايان اين بحث تكرار نكته ‏اى را كه در آغاز گفتيم لازم مى‏دانيم كه آيه ‏هاى فوق به هيچوجه راه سؤالات منطقى و آموزنده و سازنده را به روى مردم نمى‏بندد ، بلكه منحصرا مربوط به سؤالات نابجا و جستجو از امورى است كه نه تنها مورد نياز نيست بلكه مكتوم ماندن آن بهتر و حتى گاهى لازم است .

منبع (کانال فضیلتها):

https://t.me/fazylatha

سبک زندگی حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)

منبع (ادامه مطلب)

https://www.leader.ir/

سایر موارد (پیوندها و ...):

حضرت محمد صلی اللع علیع و آله:

إِنِّي تَارِكٌ فِيكُمُ الثَّقَلَيْنِ مَا إِنْ تَمَسَّكْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا كِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِي أَهْلَ بَيْتِي وَ إِنَّهُمَا لَنْ يَفْتَرِقَا حَتَّى يَرِدَا عَلَيَّ الْحَوْضَ فَانْظُرُوا كَيْفَ تَخْلُفُونِّي فِيهِمَا أَلَا هذا عَذْبٌ فُراتٌ فَاشْرَبُوا وَ هذا مِلْحٌ أُجاجٌ فَاجْتَنِبُوا؛ همانا من در ميان شما دو چيز سنگين و گران ميگذارم، كه اگر بدانها چنگ زنيد هرگز پس از من گمراه نشويد: كتاب خدا و عترت من أهل بيتم، و اين دو از يك ديگر جدا نشوند تا در كنار حوض كوثر بر من درآيند، پس بنگريد چگونه پس از من در باره آن دو رفتار كنيد، آگاه باشيد كه اين (يعنى تمسك بعترت) آب خوشگوار و شيرين است پس بياشاميد، و آن ديگر (يعنى روى برتافتن از ايشان) آب شور و تلخ است و از آن بپرهيزيد

 

مجموعه ویژه نامه های ماه مبارک رمضان

کانال فضیلتها | کانال طاووس الجَنَّه | کانال شَرحِ سِرّ ( تماشاگه راز)

پایگاه اطلاع‌رسانی سید ابراهیم رئیسی | https://qaem14.blog.ir/

https://kawsar1214.blogspot.com/2022/03/the-first-revolt-took-place-during.html

الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم

*****

التماس دعا



:: موضوعات مرتبط: ولایت فقیه , شهید , دفاع مقدس , شهداء مدافع حرم , مسئله مهدویت , ظهور , نماز , قرآن کریم , سوره مبارکه مائده , احادیث ائمه اطهار (علیهم السلام) , ماه مبارک رمضان , ,
:: برچسب‌ها: به سوی خدا , حضرت امام صادق علیه السلام , حضرت , امام صادق علیه السلام , عیسی بن مریم , اصحاب , ای فرزندان آدم , دنیا , شیخ صدوق , دعا برای ظهور پس از هر نماز واجب , دعا برای ظهور , نماز واجب , فرج , گشایش امور , گشایش , تفسیر سوره مبارکه مائده آیات۱۰۱تا۱۰۲ , تفسیر سوره مبارکه مائده , تفسیر , سوره مبارکه مائده , ايمان , سؤال , آشکار , ناراحت , نزول قرآن , خداوند , بخشیده , صرف نظر , آمرزنده , حلیم , على بن ابى طالب (عليه ‏السلام‏) , پيامبر (صلى‏ الله ‏عليه‏ وآله ‏وسلّم‏) , حج , عکاشه , سراقه , لجاجت , گناهکار , هلاکت , اصرار , اصرار نورزيد , پرحرفى , نهی , خودداری , سؤالهاى نابجا , بهانه‏ گيری , مشوب , اذهان مردم , مزاحمت , پراکندگی , برنامه , رشته سخن , سؤالات بيجا , سبک زندگی حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) , جنگ احزاب , یا زهراء سلام الله علیها , ظهور , امام خامنه ای ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

یا زهراء سلام الله علیها

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

اَلسَّلامُ عَلَیکمْ یا اَهْلَ بَیتِ النُّبُوَّة

الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم

وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ‌ مِن بَعْدِ الذِّكْرِ‌ أَنَّ الْأَرْ‌ضَ يَرِ‌ثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ

و در حقيقت، در زبور پس از تورات نوشتيم كه زمين را بندگان شايسته ما به ارث خواهند برد.

سوره مبارکه انبیاء آیه ۱۰۵

قرآن و حدیث ...

سوره مبارکه حدید سوره حدید در مدینه نازل شده و پنجاه و هفتمین سوره قرآن است و دارای 29 آیه می باشد.

در فضیلت این سوره از پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه وآله وسلم آمده است: هر کس سوره حدید را قرائت کند از کسانی است که به خدا و رسولش ایمان آورده است.(1)

سوره حدید از سوره هایی است که احتمال وجود اسم اعظم درآن وجود دارد. پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم به براد بن عازب فرمود: اگر می خواهی خداوند را به اسم اعظمش بخوانی، ده آیه اول سوره حدید و آیات آخر سوره حشر را بخوان. (2)

در سخنی از امام صادق علیه السلام آمده است: هر کس سوره حدید و مجادله را در نمازهای واجب خود بخواند و بر انجام آن مداومت کند، خداوند او را تا زمان مرگش هرگز عذاب نمی کند و نه خودش و نه خانواده اش هیچ گونه بدی، نمی بیند و هیچ فقر و نیاز شدیدی به او نمی رسد. (3)

(1)مجمع البیان، ج9، ص381 (2) کنزالعمال، ج5، ص394 (3) ثواب الاعمال، ص117

منبع (ادامه مطلب ...):

https://quran.anhar.ir/fazilat-287.htm

موارد مرتبط:

مشاهده / دریافت کلیه مطالب:

https://wisgoon.com/ya-mahdi-fatemeh

وبلاگ دوم (قرآن / حدیث و ...):

http://yamahdi788.loxblog.com/

رسول اكرم صلی الله علیه و آله و سلم :

الصَّلَاةُ مِنْ شَرَائِعِ الدِّينِ وَ فِيهَا مَرْضَاةُ الرَّبِّ عَزَّ وَ جَلَّ وَ هِيَ مِنْهَاجُ الْأَنْبِيَاءِ وَ لِلْمُصَلِّي حُبُّ الْمَلَائِكَةِ وَ هُدًى وَ إِيمَانٌ وَ نُورُ الْمَعْرِفَةِ وَ بَرَكَةٌ فِي الرِّزْقِ ...

نماز، از آيين‏هاى دين است و رضاى پروردگار، در آن است. و آن راه پيامبران است. براى نمازگزار، محبت فرشتگان، هدايت، ايمان، نور معرفت و بركت در روزى است...

خصال ص 522، ح 11

منابع (ادامه مطلب):

https://www.aviny.com/hadis-mozooee/hadis-farsi.aspx

https://www.aviny.com/hadis-mozooee/ebadi/rezaye-khoda.aspx

موارد مرتبط:

مشاهده / دریافت کلیه مطالب:

https://wisgoon.com/ya-mahdi-fatemeh

وبلاگ دوم (قرآن / حدیث و ...):

http://yamahdi788.loxblog.com/

عبرت گرفتن حین تشییع جنازه دیگران
امام باقر علیه السلام فرمودند:
هرگاه جنازه‌اى را تشییع مى‌کنى، چنان باش که انگار این تویى که بر دوش‌ها حمل مى‌شوى و گویى از پروردگارت مى‌خواهى تو را به دنیا باز گرداند، تا همچون کسى که زنده است کار کنى؛ زیرا که دنیا در نظر دانایان مانند سایه است.

اجر اخروی شرکت در تشییع جنازه
امام باقر علیه السلام فرمودند:
هر که جنازه مسلمانى را تشییع کند، روز قیامت چهار شفاعت به او داده شود و چیزى نگوید، مگر اینکه فرشته گوید: مانند آن از آنِ تو باد.

تلقین در وقت احتضار
امام باقر علیه السلام فرمودند:
به مردگان خود در وقت احتضار، شهادت «لا اله الا الله» و «ولایت اهل‌بیت علیهم‌‌السلام» را تلقین کنید.

بهشتیان همیشه زنده‌اند
امام باقر علیه السلام فرمودند:
بهشتیان همیشه زنده‌اند و هرگز نمی‌میرند... همیشه شادان و هرگز محزون نمی‌شوند... آن‌ها برای همیشه عزیز و گرامی داشته می‌شوند و هرگز تحقیر و خوار نمی‌گردند و سلام و تحیّت خداوند برای همیشه نثارشان باد.

پذیرش دعوت به تشییع جنازه
امام باقر علیه السلام فرمودند:
دعوت به تشییع جنازه را بپذیرد؛ زیرا حضور در تشییع جنازه، یادآور مرگ و آخرت است و حضور در ولیمه ها از این امور غافل مى گرداند.

مرگ ناگهانى چیست؟
امام باقر علیه السلام فرمودند:
کسى که زیر چهل سالگى بمیرد، نابهنگام [و به عمر غیر طبیعى] مرده است و کسى که کمتر از چهارده روز [بیمارى بکشد و] بمیرد، مرگش مرگ ناگهانى است.

علت ناخوش داشتن مرگ
امام باقر علیه السلام فرمودند:
مردى خدمت پیامبر خدا صلى الله علیه و آله رسید و پرسید: علّت ناخوش داشتن مرگ چیست؟ حضرت فرمودند: آیا ثروتى دارى؟ عرض کرد: آرى. حضرت فرمودند: آیا آن را [براى آخرتت] پیش فرستاده اى؟ عرض کرد: خیر. حضرت فرمودند: از این جاست که مرگ را دوست ندارى.

کثرت عبادت امام سجاد علیه السلام
امام باقر علیه السلام درباره عبادت پدرشان امام سجاد علیه السلام فرمودند:
... به حدی عبادت کرده بود که دیگران به آن حد عبادت نمی‌کنند و از شب زنده داری رنگش زرد گشته بود و از گریه چشمانش سرخ شده بود و از سجده پیشانی‌اش برجسته شده بود و از ایستادن برای نماز، پاهایش ورم کرده بود.

توصیه معصومین در مواجهه با شیوع اپیدمی فراگیر
امام باقر علیه السلام فرمودند:
محمد بن مسلم گوید: به امام باقر (علیه السلام) گفتم: هنگامی که وبا (بیماری همه گیر) در سرزمینی بیفتد، آیا ما خانه نشینی و گوشه نشینی و کناره‌گیری از مردم برگزینیم؟ امام (علیه السلام) فرمودند: چه اشکالی دارد که از وبا (و بیماری فراگیر) فاصله و کناره بگیری، در حالی که رسول خدا (صلّی الله علیه و آله) به مردی که به آن حضرت خبر داد که در خانه‌ای همراه برادرانش بود و برادرانش همگی مردند و فقط او باقی مانده بود، فرمودند: از آن خانه فاصله بگیر و دور شو، در حالی که این خانه مذموم است.

دعا هنگام دیدن صاحبان بلا
امام باقر علیه السلام فرمودند:
هرگاه بلا زده‌اى را دیدى به گونه‌اى که او نشنود سه بار بگو: «اَلْحَمْدُ لِلّٰهِ الَّذِی عافانِی مِمَّا ابْتَلاکَ بِهِ، وَلَوْ شاءَ فَعَلَ؛ سپاس و ستایش خدایى را که به بلاى تو گرفتارم نکرد که اگر مى‌خواست مى‌توانست چنین کند.» هر کس این جمله را بگوید هرگز به آن بلا دچار نمى‌گردد.

منبع (ادامه مطلب ...):

https://rasekhoon.net/hadith/3990/page3

موارد مرتبط:

مشاهده / دریافت کلیه مطالب:

https://wisgoon.com/ya-mahdi-fatemeh

وبلاگ دوم (قرآن / حدیث و ...):

http://yamahdi788.loxblog.com/

 نماز شب سوم ماه رمضان (مفاتیح الجنان)

نماز های شب ها: شب سوم؛ ده ركعت در هر ركعت حمد و پنجاه مرتبه توحيد

منبع (ادامه مطلب ...):

https://ahlolbait.com/doa/2142/

موارد مرتبط:

مشاهده / دریافت کلیه مطالب:

https://wisgoon.com/ya-mahdi-fatemeh

وبلاگ دوم (قرآن / حدیث و ...):

http://yamahdi788.loxblog.com/

 نماز شب چهارم ماه رمضان (مفاتیح الجنان)

نماز های شب ها: نماز شب چهارم؛ هشت ركعت در هر ركعت حمد و بيست مرتبه إنا أنزلناه

منبع (ادامه مطلب ...):

https://ahlolbait.com/doa/2144

موارد مرتبط:

مشاهده / دریافت کلیه مطالب:

https://wisgoon.com/ya-mahdi-fatemeh

وبلاگ دوم (قرآن / حدیث و ...):

http://yamahdi788.loxblog.com/

بیانات امام حضرت آیت الله امام خامنه ای:

 عدالت اجتماعی

امام خامنه ای

مظهر عدل پروردگار، امام زمان(عج) است و می‌دانیم که بزرگترین خصوصیت امام زمان(علیه‌الصلاةوالسلام) - که در دعاها و زیارات و روایات آمده است - عدالت می‌باشد: «یملأ الله به الارض قسطا و عدلا». ما باید امروز جامعه را جامعه‌ی عدالت بکنیم. در بنای یک جامعه، عدالت از همه چیز مهمتر است. عدالت، به معنای عدم تبعیض در حقوق و حدود و احکام است. عدالت، یعنی کمک به مردم محروم و ضعیف. عدالت، یعنی این‌که برنامه‌ها و حرکت کلی کشور، در جهت تأمین زندگی مستضعفان باشد. عدالت، به معنای این است که کسانی که در زیر سایه‌ی سنگین نظام طاغوتی، از حقوق خود محروم ماندند، به حقوقشان برسند. عدالت، یعنی این‌که عده‌ی خاصی برای خودشان حق ویژه‌یی قایل نباشند. عدالت، یعنی این‌که حقوق انسانی و اجتماعی و عمومی و حدود الهی، یکسان بر مردم اجرا شود. اگر جلوی کسانی که با تکیه بر فریب و زور و یا بر اساس کارهای ناصحیح و مبتنی بر عقلهای مادی و منحرف از معنویت، توانستند به چیزهایی که حق آنها نبوده است، دست پیدا کنند، گرفته شود تا فرصتی برای ادامه‌ی کار خود پیدا نکنند، عدالت تحقق پیدا کرده است.۱۳۶۹/۰۱/۲۲

منبع (ادامه مطلب ...):

https://farsi.khamenei.ir/newspart-index?id=2291&nt=2&year=1369#12185

https://farsi.khamenei.ir/speech?nt=2&year=1369

موارد مرتبط:

مشاهده / دریافت کلیه مطالب:

https://wisgoon.com/ya-mahdi-fatemeh

وبلاگ دوم (قرآن / حدیث و ...):

http://yamahdi788.loxblog.com/

اسلام ناب محمدی

امام خامنه ای:

امام حسن مجتبی کاری کرد که جریان اصیل اسلام که از مکه شروع شده بود و به حکومت اسلامی و به زمان امیر المؤمنین و زمان خود او رسیده بود در مجرای دیگری، جریان پیدا بکند؛ منتها اگرنه به شکل حکومت زیرا ممکن نبود لااقل دوباره به شکل نهضت جریان پیدا کند. این، دوره‏ی سوم اسلام است. اسلام، دوباره نهضت شد. اسلام ناب، اسلام اصیل، اسلام ظلم‏ستیز، اسلام سازش‏ناپذیر، اسلام دور از تحریف و مبرّا از اینکه بازیچه‏ی دست هواها و هوسها بشود، باقی ماند؛ اما در شکل نهضت باقی ماند. یعنی در زمان امام حسن (علیه الصّلاة و السّلام)، تفکر انقلابیِ اسلامی که دوره‏یی را طی کرده بود و به قدرت و حکومت رسیده بود دوباره برگشت و یک نهضت شد. البته در این دوره، کار این نهضت، به مراتب مشکل‏تر از دوره‏ی خود پیامبر بود؛ زیرا شعارها در دست کسانی بود که لباس مذهب را بر تن کرده بودند؛ درحالی‏که از مذهب نبودند. مشکلیِ کار ائمه‏ی هدی (علیهم‏السّلام)، اینجا بود.1369/01/22

منبع (ادامه مطلب ...):

https://farsi.khamenei.ir/newspart-index?id=2291&nt=2&year=1369#12185

https://farsi.khamenei.ir/speech?nt=2&year=1369

موارد مرتبط:

مشاهده / دریافت کلیه مطالب:

https://wisgoon.com/ya-mahdi-fatemeh

وبلاگ دوم (قرآن / حدیث و ...):

http://yamahdi788.loxblog.com/

امام خامنه ای:

اگر امام حسن(ع) صلح نمی‌کرد، تمام ارکان خاندان پیامبر(ص) را از بین می‌بردند و کسی را باقی نمی‌گذاشتند که حافظ نظام ارزشی اصیل اسلام باشد. همه چیز بکلی از بین می‌رفت و ذکر اسلام برمی‌افتاد و نوبت به جریان عاشورا هم نمی‌رسید. اگر بنا بود امام مجتبی‌(علیه‌السّلام)، جنگ با معاویه را ادامه بدهد و به شهادت خاندان پیامبر منتهی بشود، امام حسین(ع) هم باید در همین ماجرا کشته می‌شد، اصحاب برجسته هم باید کشته می‌شدند، «حجربن‌عدی»ها هم باید کشته می‌شدند، همه باید از بین می‌رفتند و کسی که بماند و بتواند از فرصتها استفاده بکند و اسلام را در شکل ارزشیِ خودش باز هم حفظ کند، دیگر باقی نمی‌ماند. این، حق عظیمی است که امام مجتبی‌(علیه‌الصّلاةوالسّلام) بر بقای اسلام دارد ... امیدواریم خداوند به همه‌ی ما بصیرتی عنایت کند، تا بتوانیم این بزرگوار را بشناسیم و نگذاریم پرده‌ی جهالت و غبار بدشناختی‌یی که تا مدتها بر چهره‌ی آن بزرگوار بوده، باقی بماند. یعنی حقیقت را باید همه بفهمند و بدانند که صلح امام مجتبی‌(علیه‌الصّلاةوالسّلام)، همان‌قدر ارزش داشت که شهادت برادر بزرگوارش، امام حسین(علیه‌الصّلاةوالسّلام) ارزش داشت. و همان‌قدر که آن شهادت به اسلام خدمت کرد، آن صلح هم همان‌قدر یا بیشتر به اسلام خدمت کرد.

منبع (ادامه مطلب ...):

https://farsi.khamenei.ir/newspart-index?id=2291&nt=2&year=1369#12185

https://farsi.khamenei.ir/speech?nt=2&year=1369

موارد مرتبط:

مشاهده / دریافت کلیه مطالب:

https://wisgoon.com/ya-mahdi-fatemeh

وبلاگ دوم (قرآن / حدیث و ...):

http://yamahdi788.loxblog.com/

امام خامنه ای:

امام حسین، جزو مدافعان ایده‌ی صلح امام حسن بود

امام حسین(علیه‌السّلام)، جزو مدافعان ایده‌ی صلح امام حسن(ع) بود. وقتی که در یک مجلس خصوصی، یکی از یاران نزدیک - از این پُرشورها و پُرحماسه‌ها - به امام مجتبی(علیه‌الصّلاةوالسّلام) اعتراضی کرد، امام حسین با او برخورد کردند: «فغمز الحسین فی وجه حجر»(1). هیچ‌کس نمیتواند بگوید که اگر امام حسین به جای امام حسن بود، این صلح انجام نمیگرفت. نخیر، امام حسین با امام حسن بود و این صلح انجام گرفت و اگر امام حسن(علیه‌السّلام) هم نبود و امام حسین(علیه‌السّلام) تنها بود، در آن شرایط، باز هم همین کار انجام میگرفت و صلح میشد.1369/01/22

1 ) شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد، ج‏16، ص: 15

منبع (ادامه مطلب ...):

https://farsi.khamenei.ir/newspart-index?id=2291&nt=2&year=1369#12185

https://farsi.khamenei.ir/speech?nt=2&year=1369

موارد مرتبط:

مشاهده / دریافت کلیه مطالب:

https://wisgoon.com/ya-mahdi-fatemeh

وبلاگ دوم (قرآن / حدیث و ...):

http://yamahdi788.loxblog.com/

به یاد شهداء

خاطره فرزند شهید سلیمانی از افطار حاج قاسم با رزمنده ها در خط

تلفن خانه زنگ خورد. بابا بود با صدای خسته. پرسیدم افطار كردید؟ گفتند بچه‌ها برايم در قرارگاه افطار آماده كردند اما نرفتم و در خط ماندم و با رزمنده‌ها سفره انداختيم و نان پنير مختصری خورديم. گفتم چرا قرارگاه نرفتید؟ گفتند «ميترسم در غيبتم مظلومی با زبان روزه، اسير و يا شهید شود».

حاج قاسم و ما ادراک حاج قاسم

منبع (کانال فضیلتها)

https://t.me/fazylatha

موارد مرتبط:

مشاهده / دریافت کلیه مطالب:

https://wisgoon.com/ya-mahdi-fatemeh

وبلاگ دوم (قرآن / حدیث و ...):

http://yamahdi788.loxblog.com/

شهدای فاطمیون شهید مدافع حرم شهید عزیز احمدی

تاریخ شهادت : 1394/11/12 محل شهادت : سوریه

منبع (ادامه مطلب ...):

https://harimeharam.ir/shahid/238

https://harimeharam.ir/shohada/24/6

موارد مرتبط:

مشاهده / دریافت کلیه مطالب:

https://wisgoon.com/ya-mahdi-fatemeh

وبلاگ دوم (قرآن / حدیث و ...):

http://yamahdi788.loxblog.com/

امام خامنه ای:

یکی از مصداقهای پیام شهیدان برای امروز ما درباره گرایش پیدا نکردن به دشمن است، «اگر به ما بشنوانند این پیامها را، دیگر این گرایش به شرق و به غرب و به دشمن و به کفر و الحاد و مانند اینها، از بین ما رخت بر خواهد بست.» 1397/08/14

شهید مدافع حرم شهید منصور عباسی هفشجانی (ابوسجاد)

تاریخ شهادت : 1396/09/10 | محل شهادت : بوکمال - سوریه

منبع (ادامه مطلب ...):

https://farsi.khamenei.ir/video-content?id=42641

https://harimeharam.ir/shahid/467

موارد مرتبط:

مشاهده / دریافت کلیه مطالب:

https://wisgoon.com/ya-mahdi-fatemeh

وبلاگ دوم (قرآن / حدیث و ...):

http://yamahdi788.loxblog.com/

شهید مدافع حرم شهید علی اصغر شیردل

تـاریخ شـهادت : 1394/2/30 سوریه

منبع (ادامه مطلب ...):

https://www.golzar.info/59593

موارد مرتبط:

مشاهده / دریافت کلیه مطالب:

https://wisgoon.com/ya-mahdi-fatemeh

وبلاگ دوم (قرآن / حدیث و ...):

http://yamahdi788.loxblog.com/

برخی پیوندها:

مفاتیح الجنان     |     در فضیلت مبارک رمضان

اعمال و ادعیه ماه مبارک رمضان    |     نمازهای های ماه رمضان

مجموعه ویژه نامه های ماه مبارک رمضان     |     ویژه نامه ماه مبارک رمضان

ویژه نامه ماه مبارک رمضان

منبع (کانال فضیلتها)

کانال طاووس الجَنَّه     |    کانال شَرحِ سِرّ ( تماشاگه راز)

وبلاگ 1:

https://qaem14.blog.ir/

وبلاگ 2 (قرآن / حدیث و ...):

http://yamahdi788.loxblog.com/

مشاهده / دریافت کلیه مطالب:

https://wisgoon.com/ya-mahdi-fatemeh

پایگاه اطلاع‌رسانی سید ابراهیم رئیسی:

https://raisi.ir

الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم

*****

التماس دعا



:: موضوعات مرتبط: ولایت فقیه , شهید , دفاع مقدس , شهداء مدافع حرم , مسئله مهدویت , ظهور , قرآن کریم , تفسیر سوره مبارکه آل بقره , احادیث ائمه اطهار (علیهم السلام) , ماه مبارک رمضان , ,
:: برچسب‌ها: یا زهراء سلام الله علیها , سوره مبارکه حدید , سوره حدید , حدید , مدینه , قرآن , پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه وآله و سلم , اسم اعظم , سوره حشر , امام صادق علیه السلام , سوره مجادله , نمازهای واجب , مداومت , عذاب , بدی , فقر , نیاز شدید , مجمع البیان , کنزالعمال , ثواب الاعمال , رضاى پروردگار , رضای خدا , پيامبران , نمازگزار , محبت فرشتگان , هدايت , ايمان , نور معرفت , بركت در روزى , نماز , دین , رسول اكرم صلی الله علیه و آله و سلم , عبرت گرفتن , تشییع جنازه , اجر اخروی , شرکت در تشییع جنازه , امام باقر علیه السلام , روز قیامت , جنازه , شفاعت , فرشته , تلقین , وقت احتضار , مردگان , لا اله الا الله , ولایت اهل‌بیت علیهم‌‌السلام , بهشتیان , زنده , محزون , شادان , مرگ ناگهانى , شیوع اپیدمی , کثرت عبادت , کثرت عبادت امام سجاد علیه السلام , دعا , بلا , ماه مبارک رمضان , مفاتیح الجنان , امام خامنه ای , امام زمان (عج) , عدالت , اسلام ناب محمدی , امام حسن مجتبی , صلح امام حسن علیه السلام , امام حسین علیه السلام , مدافعان , ایده , شهید سلیمانی , افطار , حاج قاسم , رزمنده , خط , شهدای فاطمیون , شهید مدافع حرم , شهید عزیز احمدی , یا زهراء سلام الله علیها , ظهور , امام خامنه ای ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

یا زهراء سلام الله علیها

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

اَلسَّلامُ عَلَیکمْ یا اَهْلَ بَیتِ النُّبُوَّة

الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم

وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ‌ مِن بَعْدِ الذِّكْرِ‌ أَنَّ الْأَرْ‌ضَ يَرِ‌ثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ

و در حقيقت، در زبور پس از تورات نوشتيم كه زمين را بندگان شايسته ما به ارث خواهند برد.

سوره مبارکه انبیاء آیه ۱۰۵

بسم الله الرحمن الرحیم

تفسیر سوره مبارکه مائده ۹۷تا۹۹

جَعَلَ اللَّهُ الْكَعْبَةَ الْبَيْت الْحَرَامَ قِيَاماً لِّلنَّاسِ وَ الشهْرَ الْحَرَامَ وَ الهَْدْى وَ الْقَلَائدَذَلِك لِتَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ مَا فى السمَاوَاتِ وَ مَا فى الأَرْضِ وَ أَنَّ اللَّهَ بِكلّ‏ِ شىْ‏ءٍ عَلِيمٌ‏(۹۷)اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ شدِيدُ الْعِقَابِ وَ أَنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ‏(۹۸) مَّا عَلى الرَّسولِ إِلا الْبَلَاغُ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ مَا تُبْدُونَ وَ مَا تَكْتُمُونَ‏(۹۹)

ترجمه:
۹۷-خداوند ، كعبه ، بيت الحرام ، را وسيله ‏اى براى سامان بخشيدن به كار مردم قرار داده و همچنين ماه حرام و قربانى‏هاى بى‏نشان و قرباني هاى نشاندار ، اينگونه احكام ( حساب شده و دقيق ) به خاطر آن است كه بدانيد خداوند آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است مى‏داند و خداوند به هر چيزى دانا است.
۹۸ -بدانيد خدا داراى مجازات شديد و ( در عين حال ) آمرزنده و مهربان است .
۹۹ -پيامبر وظيفه‏ اى جز ابلاغ رسالت ( و دستورهاى الهى ) ندارد ( و مسئول اعمال شما نيست ) و خدا مى‏داند چه چيزها را آشكار ، و چه چيزها را پنهان مى‏داريد.

تفسیر
در تعقيب آيات گذشته كه در زمينه تحريم صيد در حال احرام ، بحث مى‏كرد ، در اين آيه به اهميت مكه و اثر آن در سازمان زندگى اجتماعى مسلمانها اشاره كرده ، نخست مى‏فرمايد : خداوند كعبه ، بيت الحرام را وسيله ‏اى براى اقامه امر مردم قرار داده است ( جعل الله الكعبة البيت الحرام قياما للناس)
اين خانه مقدس رمز وحدت مردم و مركزى براى اجتماع دلها ، و كنگره عظيم براى استحكام پيوندهاى گوناگون مى‏باشد ، و در پرتو اين خانه مقدس و مركزيت و معنويت آن كه از ريشه‏ هاى عميق تاريخى مايه مى‏گيرد مى‏توانند بسيارى از نابسامانيهاى خود را سامان بخشند و كاخ سعادت خود را بر پايه آن استوار سازند ، و لذا در سوره آل عمران ، خانه كعبه را نخستين خانه ‏اى كه به سود مردم ساخته شده معرفى مى‏نمايد.
حقيقت اين است كه با توجه به وسعت معنى قياما للناس مسلمانان مى‏توانند در پناه اين خانه و دستور سازنده حج ، همه كارخود را سامان بخشند.
و از آنجا كه اين مراسم بايد در محيطى امن و امان از جنگ و كشمكش و نزاع صورت گيرد اشاره به اثر ماههاى حرام ( ماههائى كه جنگ مطلقا در آن ممنوع است ) در اين موضوع كرده ، مى‏فرمايد : ( و الشهر الحرام).
و نيز نظر به اينكه وجود قربانيهاى بى‏نشان ( هدى ) و قربانيهاى نشاندار ( قلائد ) كه تغذيه مردم را در ايامى كه اشتغال به مراسم حج و عمره دارند تامين كرده و فكر آنها را از اين جهت آسوده مى‏كند ، تاثيرى در تكميل اين برنامه دارد به آنها نيز اشاره كرده ، مى‏گويد ( و الهدى و القلائد).
و ازآنجا كه مجموع اين برنامه‏ ها و قوانين و مقررات حساب شده درباره صيد و همچنين حرم مكه و ماه حرام و غير اينها حكايت از عمق تدبير و وسعت علم چنين قانونگزارى مى‏كند ، در پايان آيه چنين مى‏گويد : خداوند اين برنامه ‏هاى منظم را به خاطر اين قرار داد تا بدانيد علم او به اندازه ‏اى وسيع است كه آنچه در آسمانها و زمين است مى‏داند و از همه چيز - مخصوصا نيازمنديهاى روحى و جسمى بندگانش - با خبر است ( ذلك لتعلموا ان الله يعلم ما فى السماوات و ما فى الارض و ان الله بكل شيى‏ء عليم).
با توجه به آنچه در بالا گفتيم ، پيوند آغاز و انجام آيه روشن مى‏شود ، زيرا اين دستورات عميق تشريعى را كسى مى‏تواند ، تنظيم كند كه از عمق قوانين تكوينى آگاه و با خبر باشد ، تا كسى از تمام جزئيات زمين و آسمان و آنچه به حكم آفرينش در روح و جسم انسان قرار دارد آگاه نباشد نمى‏تواند چنين احكامى را پيش‏بينى كند ، زيرا قانونى صحيح و سازنده است كه هماهنگ با قانون خلقت و فطرت باشد .
سپس در آيه بعد براى تاكيد دستورات گذشته و تشويق مردم به انجام آنها و تهديد مخالفان و معصيت‏كاران مى‏فرمايد : بدانيد خدا شديد العقاب و نيز غفور و رحيم است ( اعلموا ان الله شديد العقاب و ان الله غفور رحيم ) .
و اينكه مى‏بينيم در آيه فوق ، شديد العقاب بر غفور رحيم مقدم داشته شده شايد اشاره به اين است كه مجازات خداوند را با تمام شدتى كه دارد مى‏توان با آب توبه شست و مشمول مغفرت و رحمت خدا گشت.
و باز براى تاكيد بيشتر مى‏گويد : مسئول اعمال شما خودتان هستيد و پيامبر (صلى‏الله‏ عليه‏ وآله ‏وسلّم‏) مسئوليتى جز ابلاغ رسالت و رساندن دستورات خدا ندارد ( و ما على الرسول الا البلاغ).
و در عين حال خداوند از نيات شما ، و از كارهاى آشكار و پنهانى همگى آگاه وبا خبر است ( و الله يعلم ما تبدون و ما تكتمون).

اهميت كعبه
كعبه كه در اين آيات و آيات گذشته دو بار ذكر شده در اصل از ماده كعب به معنى برآمدگى پشت پا است ، سپس به هر نوع بلندى و برآمدگى اطلاق شده.
و اگر به مكعب نيز مكعب گفته مى‏شود به خاطر آن است كه از چهار طرف داراى برآمدگى است و اينكه به زنانى كه تازه سينه آنها برجستگى پيدا كرده كاعب ( جمع آن كواعب ) گفته مى‏شود نيز به همين جهت است.
بهر حال اين كلمه ( كعبه ) هم اشاره به بلندى ظاهرى خانه خدا است و هم رمزى از عظمت و بلندى مقام آن مى‏باشد .
كعبه تاريخچه بسيار طولانى و پر حادثه‏ اى دارد و در هر حال تمام اين حوادث از عظمت و اهميت آن سرچشمه مى‏گيرد.
اهميت كعبه به اندازه‏ اى است كه ويران كردن آن در روايات اسلامى در رديف قتل پيامبر و امام قرار گرفته ، نگاه كردن به آن ، عبادت ، و طواف گرد آن از بهترين اعمال است ، حتى در روايتى از امام باقر (عليه‏ السلام‏) مى‏خوانيم كه فرمود : لا ينبغى لاحد ان يرفع بنائه فوق الكعبه : شايسته نيست كسى خانه خود را برتر از كعبه بسازد.
ولى بايد توجه داشت كه اهميت و احترام كعبه هرگز به خاطر ساختمان آن نيست ، زيرا به گفته امير مؤمنان على (عليه‏ السلام‏) در نهج البلاغه در خطبه قاصعه خداوند خانه خود را در يكى از سرزمينهاى خشك و سوزان و ميان كوههاى خشن قرار داده است و دستور داده از مصالح بسيار ساده‏ اى آن را بنا كنند ، از سنگهاى عادى و معمولى ولى از آنجا كه خانه كعبه قديمى ترين و پر سابقه ترين مركز توحيد و پرستش خدا است و نقطه تمركزى براى توجه ملتها و اقوام مختلف است ، اينهمه اهميت در پيشگاه خدا يافته است .

منبع (کانال فضیلتها)

https://t.me/fazylatha

بسم الله الرحمن الرحیم

تفسیر سوره مبارکه مائده آیه ۱۰۰

قُل لا يَستَوِى الْخَبِيث وَ الطيِّب وَ لَوْ أَعْجَبَك كَثرَةُ الْخَبِيثِ فَاتَّقُوا اللَّهَ يَأُولى الأَلْبَابِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ‏(۱۰۰)

ترجمه:
۱۰۰-بگو ( هيچگاه ) ناپاك و پاك مساوى نيستند اگر چه كثرت ناپاكها تو را به شگفتى بيندازد ، از ( مخالفت ) خدا بپرهيزيد اى صاحبان خرد ، تا رستگار شويد.

تفسیر
اكثريت دليل پاكى نيست
در آيات گذشته سخن از تحريم مشروبات الكلى و قمار و انصاب و ازلام و صيد كردن در حال احرام بود ، از آنجا كه بعضى از افراد ممكن است براى ارتكاب اينگونه گناهان عمل اكثريت را در پاره‏ اى از محيطها دستاويز قرار دهند و به بهانه اينكه مثلا اكثريت مردم فلان شهر شراب مى‏نوشند و يا آلوده قمارند ، و يا اينكه اكثريت مردم در فلان شرائط به تحريم صيد و مانند آن اعتنا نمى‏كنند ، از انجام اين دستورها سر باز زنند و آنها را به دست فراموشى بسپارند ، براى اينكه اين بهانه در اين مورد و در تمام موارد از اينگونه افراد به كلى گرفته شود خداوند يك قاعده كلى و اساسى را در يك عبارت كوتاه بيان كرده ، مى‏فرمايد : بگو اى پيامبر ! هيچگاه ناپاك و پاك يكسان نخواهد بود ، اگر چه فزونى ناپاك و كثرت آلوده‏ ها ترا به شگفتى فرو برد ! ( قل لا يستوى الخبيث و الطيب و لو اعجبك كثرة الخبيث ) بنابراين خبيث و طيب در آيه فوق به معنى هر گونه موجود ناپاك و پاك است اعم از غذاهاى پاك و ناپاك ، افكار پاك و ناپاك است .
و در پايان آيه انديشمندان و صاحبان عقل و هوش را مخاطب ساخته و تاكيد مى‏كند كه از خدا بپرهيزيد تا رستگار شويد.
(فاتقوا الله يا اولى الالباب لعلكم تفلحون).
اما اينكه در آيه ظاهرا توضيح واضحى بيان شده از اين نظر است كه ممكن است ، كسى خيال كند عوارضى از قبيل فزونى طرفداران پليدى و به اصطلاح اكثريت باعث آن شود ، كه چيز ناپاك در رديف پاك قرار گيرد ، چنانكه ملاحظه كرده ‏ايد ، گاهى بعضى از مردم تحت تاثير انبوه جمعيت و تمايلات اكثريت قرار گرفته و تصور مى‏كنند ، اگر اكثريت بهر مطلبى تمايل پيدا كرد ، اين نشانه قطعى و بدون چون و چراى درستى آن مطلب است ، در حالى كه چنين نيست و مواردى كه اكثريت اجتماعات گرفتار اشتباهات روشن شده‏ اند بسيار زياد است ، در واقع آنچه براى شناسائى خوب از بد ( خبيث از طيب ) لازم است اكثريت كيفى است نه اكثريت كمى ، يعنى افكار قويتر و والاتر و عاليتر و انديشه‏ هاى تواناتر و پاكتر لازم است نه كثرت نفرات طرفدار .
اين مساله شايد با مذاق بعضى از مردم امروز سازگار نباشد كه بر اثر تلقينات و تبليغاتى كوشش شده ، هميشه تمايلات اكثريت را به عنوان يك مقياس سنجش نيك از بد بخورد آنها بدهند ، تا آنجا كه باور كرده‏ اند ، حق يعنى چيزى كه اكثريت بپسندد ، و خوب چيزى است كه اكثريت به آن مايل باشد در حالى كه چنين نيست .
و بسيارى از گرفتاريهاى مردم دنيا بر اثر همين طرز تفكر است.
آرى اگر اكثريت از رهبرى صحيح و تعليمات درستى بهره ‏مند گردد و به اصطلاح يك اكثريت بتمام معنى رشيد شود ، آنگاه ممكن است تمايلات او مقياسى براى سنجش خوب و بد باشد ، نه اكثريتهاى رهبرى نشده و غير رشيد .
در هر حال قرآن در آيه مورد بحث ، اشاره ‏اى به اين واقعيت كرده و مى‏فرمايد:
هرگز زيادى بدان و ناپاكان شما را بشگفتى در نياورد و در موارد ديگر بيش از ده بار فرموده : و لكن اكثر الناس لا يعلمون : كار اكثر مردم از روى علم و دانش نيست!.
ضمنا بايد توجه داشت كه اگر در آيه كلمه خبيث بر طيب مقدم داشته شده است به خاطر آن است كه در آيه مورد بحث روى سخن با كسانى است كه فزونى خبيث را دليل بر اهميت آن مى‏گيرند و بايد به آنها پاسخ گفته شود ، و به آنها گوشزد مى‏كند ، كه ملاك خوبى و بدى در هيچ مورد كثرت و قلت و اكثريت و اقليت نيست ، بلكه در همه جا و همه وقت پاكى بهتر از ناپاكى است ، و صاحبان عقل و انديشه هيچگاه فريب كثرت را نمى‏خورند ، همواره از پليدى دورى مى‏كنند ، اگر چه تمام افراد محيطشان آلوده باشند ، و به سراغ پاكيها مى‏روند اگر چه تمام افراد محيط با آن مخالفت ورزند .

سبک زندگی حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)

منبع (ادامه مطلب)

https://www.leader.ir/

سایر موارد (پیوندها و ...):

حضرت محمد صلی اللع علیع و آله:

إِنِّي تَارِكٌ فِيكُمُ الثَّقَلَيْنِ مَا إِنْ تَمَسَّكْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا كِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِي أَهْلَ بَيْتِي وَ إِنَّهُمَا لَنْ يَفْتَرِقَا حَتَّى يَرِدَا عَلَيَّ الْحَوْضَ فَانْظُرُوا كَيْفَ تَخْلُفُونِّي فِيهِمَا أَلَا هذا عَذْبٌ فُراتٌ فَاشْرَبُوا وَ هذا مِلْحٌ أُجاجٌ فَاجْتَنِبُوا؛ همانا من در ميان شما دو چيز سنگين و گران ميگذارم، كه اگر بدانها چنگ زنيد هرگز پس از من گمراه نشويد: كتاب خدا و عترت من أهل بيتم، و اين دو از يك ديگر جدا نشوند تا در كنار حوض كوثر بر من درآيند، پس بنگريد چگونه پس از من در باره آن دو رفتار كنيد، آگاه باشيد كه اين (يعنى تمسك بعترت) آب خوشگوار و شيرين است پس بياشاميد، و آن ديگر (يعنى روى برتافتن از ايشان) آب شور و تلخ است و از آن بپرهيزيد

 

ادعیه  و اعمال ماه شعبان المعظم

کانال فضیلتها | کانال طاووس الجَنَّه | کانال شَرحِ سِرّ ( تماشاگه راز)

پایگاه اطلاع‌رسانی سید ابراهیم رئیسی | https://qaem14.blog.ir/

https://kawsar1214.blogspot.com/2022/03/the-first-revolt-took-place-during.html

الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم

*****

التماس دعا



:: موضوعات مرتبط: ولایت فقیه , شهید , دفاع مقدس , شهداء مدافع حرم , مسئله مهدویت , ظهور , قرآن کریم , سوره مبارکه مائده , ماه مبارک رمضان , ,
:: برچسب‌ها: تفسیر سوره مبارکه مائده ۹۷تا۹۹ , خداوند , كعبه , بيت الحرام , ماه حرام , تفسیر سوره مبارکه مائده , تفسیر , سوره مبارکه مائده , سوره مائده , قربانی , احکام , قرباني هاى نشاندار , قربانى‏هاى بى‏ نشان , دقیق , حساب شده , آسمانها , زمین , دانا , مجازات , شدید , آمرزنده , مهربان , پيامبر , وظیفه , ابلاغ رسالت , دستورهای الهی , آشکار , پنهان , تفسیر سوره مبارکه مائده آیه ۱۰۰ , هیچگاه , پاک , ناپاک , صاحبان خرد , رستگار , سبک زندگی حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) , یا زهراء سلام الله علیها , ظهور , امام خامنه ای ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
«طریق پرواز» به سبک شهید علی حیدری ...
نویسنده : yamahdi788
تاریخ : سه شنبه 23 فروردين 1401

یا زهراء سلام الله علیها

بسم الله الرحمن الرحیم

«طریق پرواز» به سبک شهید علی حیدری

علی حیدری جوانی که دفترچه‌ای داشت که نامش را «طریق پرواز» گذاشته بود و اعمال روزانه خود را در انتهای روز با امتیاز مثبت و منفی مشخص می‌کرد و اینگونه به حسابرسی اعمالش می‌پرداخت و به خود تذکر می‌داد ...
در بخشی از وصیت‌نامه‌اش آمده است:
من خیلی کمتر عطر خریده‌ام زیرا هر وقت بوی عطـر می‌خواستم از ته دلم می‌‌گفتم "حسین‌ جان" آن وقت فضا معطر می‌شد.
علی در سن ۱۹ سالگی در عملیات بدر به فیض شهادت رسید و در قطعه ۲۷ بهشت زهرا(س) به خاک سپرده شد/ بخشی از کتاب «علی بی‌خیال» زندگی‌نامه و خاطرات این شهید عزیز

شهید زین الدین :

هرگاه شب جمعه شهدا را یاد کردید ، آنها شما را نزد اباعبدالله یاد می کنند ....

منابع

https://defapress.ir/fa/news/4018

کانال فضیلتها:

https://t.me/fazylatha



:: موضوعات مرتبط: ولایت فقیه , شهید , دفاع مقدس , مسئله مهدویت , ظهور , ,
:: برچسب‌ها: طریق پرواز , شهید علی حیدری , دفترچه‌ , اعمال روزانه , امتیاز مثبت , امتیاز منفی , مثبت , منفی , امتیاز مثبت و منفی , عطر , حسین جان , فضا , معطر , فیض شهادت , عملیات بدر , بهشت زهرا(س) , شهید زین الدین , شب جمعه , اباعبدالله , یا زهراء سلام الله علیها , ظهور , امام خامنه ای , ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

یا زهراء سلام الله علیها

بسم الله الرحمن الرحیم

بسم الله الرحمن الرحیم

آنچه در خصوص جنایات و دزدی های خاندان پلید و سفاک رضا پالانی ،خاصه فرزندش شاه جنایتکار و مخلوع و زندگی امامین انقلاب ، حضرت امام خمینی و رهبر فرزانه انقلاب خواهید خواند ، بخشی را حقیر با چشمان خود مشاهده نموده ام ،
بعنوان مثال:
پس از فرار ذلت بار شاه خائن ودر روزهای آخر منتهی به پیروزی انقلاب اسلامی حقیر باتفاق گروهی از مردم در کاخ نیاوران با اطاقهای متعدد و سرسرا های کپی شده از کاخ واتینگهام انگلیس بودم وحتی پشت میز کار شاه مخلوع نیز رفتم ،
روزی بود که متاسفانه عده ای هم بدون توجه به اینکه اموال کاخ برای خود ملت و بیت المال است، اقلامی را با خود بردند و حتی فرش ابریشم بسیاربزرگ را تکه تکه و بین خود تقسیم نمودند،
اما حقیر بالای سر میز کار شاه خائن که بعضی از اشیاء روی میز طلا و گرانقیمت بود ایستادم و مانع شدم تا کسی چیزی بر ندارد.چون همه متعلق به بیت المال و ملت شریف و انقلابی می باشد،
همچنین پس از پیروزی انقلاب هم در مدرسه رفاه بودم و هم در بیت شریف واستیجاری امام راحل ره و حسینه جماران رفتم ولذا از نزدیک دیده ام که مکان زندگی امام ره در نهایت سادگی بود،
و از طرفی توفیق شده به بیت شریف حضرت اقا هم رفته ام همانجا که از مصادیق:
... فی بیوت اذن الله .. میباشد مشرف شده ام که در نهایت سادگی است به حدی که اگر فیلمش را پخش کنند برای خیلی از رهبران جهان نیز باورش سخت است که رهبر باعظمتی در چنین کلبه محقر و ساده زندگی میکند.!
عزیزان
انقلاب اسلامی ایران یک انقلاب الهی است و ماندگار و حتما به انقلاب جهانی منجی عالم متصل خواهد شد و به شخص واشخاص و گروه وجناح خاصی هم وابسته نیست ،
زندگی ساده و مشئ امامین انقلاب که برای همگان از دوست و دشمن ، داخلی و خارجی مشخص است ، لذا اگر احزاب و افرادی پس از رحلت حضرت امام باخط انقلاب و امام زاویه گرفتند و خوی اشرافیگری شان گل کرد و از انقلاب و عناوین و مناصب خودسوء استفاده کردند و به تجملات و تشریفات روی آوردند و حتی در مقابل نصایح و تذکرات رهبر فرزانه انقلاب موضع گرفتند و نامه بدون سلام نوشتند و بر طبل مذاکره با آمریکا کوبیدند و ...
اینها حسابشان از اصل انقلاب اسلامی که حاصل خون شهیدان و متعلق به ملت شریف ایران است ، جداست ،حتی اگر از مرتبطین به بیت امام راحل( ره) هم باشند...

لذا سعی کنید در ایام دهه فجر ضمن تشریح جنایات و چپاولگری های خاندان کثیف رضا پالانی برای نسل جدید ، به انها توضیح دهید که حساب اصل انقلاب که دستاوروهای عظیمی در استقلال کشور داشته و هر روز بیش از قبل مقتدر تر میشود، از چند مسئول دنیازده و مختلس و پیاده شده از قطار انقلاب جداست...

س.م،ر

منبع (کانال فضیلتها)

https://t.me/fazylatha



:: موضوعات مرتبط: ولایت فقیه , شهید , دفاع مقدس , شهداء مدافع حرم , مسئله مهدویت , ظهور , ,
:: برچسب‌ها: انقلاب اسلامی ایران , انقلاب الهی , ماندگار , جنایات , دزدی , خاندان , پلید , سفاک , رضا پالانی , شاه جنایتکار , مخلوع , زندگی امامین انقلاب , حضرت امام خمینی , رهبر فرزانه انقلاب , امام خامنه ای , شاه خائن , فرار , تجملات , تشریفات , خون شهیدان , ملت شریف ایران , یا زهرا سلام الله علبها , ظهور , امام خامنه ای ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

صفحه قبل 1 2 3 4 5 ... 45 صفحه بعد


نام :
وب :
پیام :
2+2=:
(Refresh)

آمار مطالب

:: کل مطالب : 447
:: کل نظرات : 0

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 1
:: تعداد اعضا : 0

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 12
:: باردید دیروز : 6
:: بازدید هفته : 110
:: بازدید ماه : 2933
:: بازدید سال : 8040
:: بازدید کلی : 8040

RSS

Powered By
loxblog.Com